پَهژاره𐙚
صدای تو که میگفتی "تولد این حقیر اصلا قابل اعتنا نیست " در سرم میپیچد . عکست را نگاه میکنم و اشک می
دل از دست دادیم ؛ دلبر از دست دادیم .
تو -علی- بودی پس ؛ پدر از دست دادیم !
پَهژاره𐙚
به عباس خبر بدید ، دیگه کم آوردم . . !
دختر ِ حرمله در اوجِ حسادت میگفت :
« خوش به حالش که رقیه ، چه عمویی دارد »
پَهژاره𐙚
دختر ِ حرمله در اوجِ حسادت میگفت : « خوش به حالش که رقیه ، چه عمویی دارد »
ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه
گردنت را میشکست عباس اگر آنجا بود . .
پَهژاره𐙚
سلام میدهم از دور ؛ وصال قسمت نیست . .
عارفان که خطبه در محراب و منبر میکنند ؛
نیمهشبها سجده بر تمثال ِ حیدر میکنند . .
پَهژاره𐙚
عارفان که خطبه در محراب و منبر میکنند ؛ نیمهشبها سجده بر تمثال ِ حیدر میکنند . .
من کجـا و غـزل و قافیہ و شعر کجـا ؛
این تو بودی کہ شـدی باعث شاعـر شدنم .
هدایت شده از ‹حجـره ۱۳۳›
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد مهربانیهایتان با دخترا بخیر :)
عزیز دل، همه دختران دلشان برایتان تنگ است ..