هدایت شده از مُصطَفےعَلیخانےッ🇮🇷
امان از نهمهایی که علمدار ما را گرفت؛
۹ محرم
۹ اسفند ..
#دلنوشته
پَهژاره𐙚
-
ریخت بر هم با زمین افتادنت دنیای من ؛
دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من ؟
من بلد نیستم مثل عراقی ها
بیام جلوی ضریحت سرت داد بزنم.
نهایتا گوشهی اتاقم زانوهامو بغل میگیرم
با بغض بهت میگم؛
به زندگی به هم ریختۀ زینبۜ
زندگیِ مارو جمع کن ابالفضل . .
پَهژاره𐙚
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ، سقای حسین سید و سالار نیامد ؛
ای اهل ِحرم خیمه دگر ماه ندارد .
بریدن نداشت . .
سر پدر یک خانواده که جدا کردن نداشت . .
دستان علمدار که قطع کردن نداشت : )) !
امشب آخرین شب کربلاست . .
انشاالله امشب همون شبی باشه که خدا "بله" میگه به دلت . .
خدایا ؛
در شب عاشورای حسین ،
به حق اشکهای زینب ،
به حق داغدل رباب و لیلا ،
به حق وفاداری عباس ،
به حق غربت اهل بیت ،
دست اونهایی که جز تو پناهی ندارن رو بگیر . .
دل اونهایی رو آروم کن که مدتهاست با غم میخوابند ،
گره از کار گرفتاران باز کن ؛ بیماران را شفا عطا فرما ،
و آرزوهایی که کسی جز تو از آنها خبر نداره رو ؛
به بهترین شکل برآورده کن ❤️🩹 : ))!
حتی اگر قصه کربلا فقط یه داستان تراژدی باشه یا فقط یه افسانه ؛
من قهرمان این قصه رو دوست دارم .
حسینی که عقیده داشت ولی عقیدشو تحمیل نکرد ، تنها بود ولی به دشمن التماس نکرد!
تشنه بود ولی لب به شکایت تر نکرد . .
و کشته شد ولی زیر بار ظلم هیچ ظالمی کمر خم نکرد !
احترام گذاشت ، به انسانیت به کرامت به آزادگی . .
ما ذاغهای حسین رو تقسیم کردیم میون ِ شبها تا بتونیم سنگینی ِ این مصیبت رو ذره ذره به دوش بکشیم ؛
اما حسین همهی این داغها رو توی یک نیمروز به دل کشید ؛
عاشورا یه دل میخواست به وسعت ِ حسین و یه صبر به قامت ِ زینب . .