eitaa logo
پَهژاره𐙚
149 دنبال‌کننده
293 عکس
64 ویدیو
7 فایل
تحت حماية آباالفضل . . حسرت کش یَمت یرنی را چه باک ِ مرگ . . ؟ انسانی از دیار ِ شهید علمدار ! ‌ . @iemaad . راهِ‌ارتباطی ؟ قطعه ۵۰ ، ردیف ۱۱۱ ، شماره ۲۳ ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
سری به نیزه بلند است ، در مقابل ِزینب ؛ خداکند که نباشد سر ِ برادر ِ زینب . .
و اما آقا محمدحسین ؛ در میانِ شات زدن‌هایت در هیئت ، چه از خدا خواستی ؛ که عاقبتت شد علی‌اکبرِ اسلام‌شهر؟ :)) امشب موقع روضه‌ی آقا علی‌اکبر ، فقط عکس شما جلو چشمم بود . . این روزها همه‌جا اسمت هست ؛ همه از تو حرف می‌زنند ، هرکسی را می‌بینی اسم تو ورد زبانش است . اینکه در تمامیِ مجالسِ آقا علی‌اکبر، عکس و اسم و یادت هست ، یعنی هنوز دل‌هایی هستند که با شنیدن نامت می‌لرزند . یعنی هنوز جوان‌هایی هستند که وقتی از غیرت و شجاعت حرف می‌زنند ، نگاهشان به توست . حضورت در این مجالس فقط یک یادبود نیست ؛ نشانه‌ای است از اینکه راه و مرام تو هنوز زنده است . نام تو برای خیلی‌ها فقط یک اسم ساده نیست ؛ یادآور جوانی است که میانِ خنده‌ها و رفاقت‌ها بزرگ شد ، در هیئت‌ها نفس کشید و آخر هم جوری رفت که خیلی‌ها را به فکر فرو برد . برای همین است که حالا هر جا صحبت از غیرت و مردانگی می‌شود ، ناخودآگاه نام تو هم میان حرف‌ها می‌آید . انگار بعضی آدم‌ها طوری زندگی می‌کنند ، که بعد از رفتنشان تازه بیشتر دیده می‌شوند . حالا در خیلی از مجلس‌ها ، میانِ اشک‌های روضه ، نگاه‌ها ناخواسته می‌رود سمت عکس تو؛ عجیب است . . بعضی آدم‌ها وقتی هستند ، فقط رفیقِ روزهای معمولی‌اند ؛ اما وقتی می‌روند ، می‌شوند خاطره‌ای که در دل خیلی‌ها جا می‌گیرد . حالا هر بار که روضه‌ی علی‌اکبر خوانده می‌شود ، میانِ اشک‌ها و صداهای گرفته ، خیلی‌ها بی‌اختیار یادی هم از تو می‌کنند . . و خیلی‌ها در دلشان فقط یک جمله می‌گویند : خوشا به حالت محمدحسین . . که اسمت با نام علی‌اکبر گره خورد : ))! ✍️🏻بی‌سیمچی . .
میانِ شات و هیئت و رفیقات ؛ چه از خدا خواستی، چه شد عاقبتت ؟ علی‌اکبرِ اسلام‌شهر شد اسمت ، چه شد که این‌طور گره خورد به اسمت ! امشب که روضه خواندن، با صدای گرفته ، فقط عکسِ تو بود، جلوی چشمم ؛ همه از تو می‌گویند، همه از تو می‌خوانند ، غرق در یادِ تو، در میانِ این غم ؛ نامت برای ما، فقط یک اسم ساده نیست ، یادِ آن جوانی، که در حق ایستاده است ؛ عجیب است که وقتی می‌روی، بیشتر می‌مانی ، در میانِ اشک‌ها، در دلِ رفیقانت ؛ خوشا به حالت محمدحسین . . که در کنارِ علی‌اکبر، ماندنی شدی : )) ✍️🏻بی‌سیمچی . .
پَهژاره𐙚
میانِ شات و هیئت و رفیقات ؛ چه از خدا خواستی، چه شد عاقبتت ؟ علی‌اکبرِ اسلام‌شهر شد اسمت ، چه شد که
ما سینه زدیم ، بی صدا باریدند ؛ از هر چه که دم زدیم ، آنها دیدند ؛ ما مدعیان صف اول بودیم ! از آخر مجلس شهدا را چیدند : ))!
پَهژاره𐙚
تیرها بین ِ کمان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
صحبت از مرگ جوان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
-