میانِ شات و هیئت و رفیقات ؛
چه از خدا خواستی، چه شد عاقبتت ؟
علیاکبرِ اسلامشهر شد اسمت ،
چه شد که اینطور گره خورد به اسمت !
امشب که روضه خواندن، با صدای گرفته ،
فقط عکسِ تو بود، جلوی چشمم ؛
همه از تو میگویند، همه از تو میخوانند ،
غرق در یادِ تو، در میانِ این غم ؛
نامت برای ما، فقط یک اسم ساده نیست ،
یادِ آن جوانی، که در حق ایستاده است ؛
عجیب است که وقتی میروی، بیشتر میمانی ،
در میانِ اشکها، در دلِ رفیقانت ؛
خوشا به حالت محمدحسین . .
که در کنارِ علیاکبر، ماندنی شدی : ))
✍️🏻بیسیمچی .
#شهیدعزیزی .
پَهژاره𐙚
میانِ شات و هیئت و رفیقات ؛ چه از خدا خواستی، چه شد عاقبتت ؟ علیاکبرِ اسلامشهر شد اسمت ، چه شد که
ما سینه زدیم ، بی صدا باریدند ؛
از هر چه که دم زدیم ، آنها دیدند ؛
ما مدعیان صف اول بودیم !
از آخر مجلس شهدا را چیدند : ))!
پَهژاره𐙚
تیرها بین ِ کمان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
صحبت از مرگ جوان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
چیزی به عنوان ِ پرایوت 🤌🏻 . .
عزیزانی که بحث و حرف و خلاصه جوی راحت میخواستن اینجا در خدمتیم : ))
https://eitaa.com/joinchat/1090389667Cb52444d7fc