"جا عَکسی!✩
پرچمت پایین نمیآید مگر بر روی تابوتمان.. |@ja_aksi|
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچند خیلی کوتاه بود،
اما این هم گوشه ای از لحظاتِ لطیف و عزیزی که با این بزرگوار گذشت
خدمتِ شما..(:
|@ja_aksi|
"جا عَکسی!✩
هرچند خیلی کوتاه بود، اما این هم گوشه ای از لحظاتِ لطیف و عزیزی که با این بزرگوار گذشت خدمتِ شما..(:
پس دیگه انتشارِ بزرگ مردیِ این مرد،
با شما..
*باهم لبخندی و اشکی بشیم..(؛
"جا عَکسی!✩
پناهِ یک امت در پناهگاه نبود..(:
فتح با ماست؛ به لبخندِ شهیدان سوگند..
|@ja_aksi|
"جا عَکسی!✩
«انسان تا در قیدِ دنیاست، دیوارهای سردِ دنیا میان او و حقیقت ایستادهاند؛ اما شهید، کسیست که این دی
«جنگِ اصلیِ شهید، نه در میدانِ نبرد،
که در خلوتِ جانش رخ داده است؛
آنجا که بر دیوِ وابستگی پیروز شد تا بتواند بدون هیچ نقابی، به تماشایِ نور بنشیند.»
شهید، شکستخوردهی تقدیرِ مرگ نیست؛ او تنها کسی است که با پشت پا زدن به زندانِ مصلحتهای دنیایی، پنجرهای به ابدیت گشوده و دیگر در هیچ چارچوبی نمیگنجد.
پَنآه
"جا عَکسی!✩
کنار خیابون نشسته بود با صدای بلند و رَسا حیدر حیدر میگفت.
خالص و بی ریا.
انگشت اشارهش رو به سمت ماشین و موتورِ رهگذرها میگرفت و نام پر ابهتِ حیدر رو با صلابت به زبون میورد(:
محکم و پر از عشق..
کاریَم به صداهای اضافهی اطرافش یا صدای مداحی و مجری نداشت..
در هر صورت حيدر حیدرشو میگفت.
رفتم جلو و گفتم حاج آقا اشکالی نداره ازتون فیلم گرفتم؟!
گفت برای رضای خدا بگیری
اشکالی نداره..(؛
_موقع برگشت رفتم ازشون تشکر کنم که باعث شدن عشق حیدر امشب مهمون دلم بشه.
که بهم گفتن: فردا شب همین موقع تو راه مشهدم، دعات میکنم..
-تو راهِ برگشت،
با چشمای خیس
و لبخندی که بخاطرِ ذوق جمع نمیشد
زیر لب زمزمه میکردم،
حیدر نگه دارت باشه مردِ بزرگ..
#شایدکمیروایت