eitaa logo
متن‌ْآگاهی‌|جعفرعلیان‌نژادی
344 دنبال‌کننده
301 عکس
9 ویدیو
6 فایل
تلاش‌گری در ابتدای راه آگاهی و ایستادگی ارتباط با نویسنده: @Matnagahi
مشاهده در ایتا
دانلود
راز پیروزی در مرحله دوم ✍جعفرعلیان‌نژادی 🔸به دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری آیا باید به دیده شانس مجدد نگاه کنیم یا موقعیت ازدست‌رفته؟ همیشه شنبه پس از برگزاری انتخابات، با موقعیتی عادت‌وار مواجه بودیم که 2 حس کلی و قطعی شکست و پیروزی را تداعی می‌کرد. گروهی شادمان و گروهی غمگین بودند اما این انتخابات، داستان کمی فرق می‌کند. حالا در این موقعیت تازه قرار گرفته‌ایم که تا حدی برای هم‌نسلان ما تجربه‌ای جدید محسوب می‌شود. 🔸هرچند از تجربه 2 دوره‌ای شدن انتخابات در سال 84، زیاد دور نشده‌ایم اما ویژگی‌های متمایزی ما را در موقعیت تجربه جدیدی قرار داده است. انتخابات برگزار شد نه البته آنچنان که مورد توقع و انتظار جریانات سیاسی بود. فرض جریان اصلاحات آن بود که با مشارکت بالا امکان تحقق پیروزی ممکن می‌شود و بر این مبنا تلاش می‌کرد با حداکثر توان، هواداران خود و اقشار مختلف اجتماعی را به پای صندوق بکشاند. 🔸در مقابل فرض جریان اصولگرا تا لحظه آخر این بود که می‌تواند با تکنیک ائتلاف پیروز انتخابات در دور اول باشد. اما شرایط طوری رقم خورد که شانس جریان اصلاحات و اصولگرا برای تمسک به سناریوهای پیروزی، از دست رفت. نرخ مشارکت غیرمنتظره، هم اصلاح‌طلبان را متعجب ساخت و هم جبهه انقلاب را با پرسش‌های زیادی مواجه کرد. هیچ نامزدی حائز اکثریت مطلق آرا نشد و انتخابات به دور دوم رفت. 🔸 این موقعیت مساله‌ای مشترک را پیش روی 2 جبهه قرار داد: دلایل کاهش انگیزه مشارکت در روزهای پایانی چه بود؟ واقعیت فعلی پس از برگزاری انتخابات در دوره اول، اشتراک 2 جبهه در مساله مشارکت است. این موضوع حکمت اصرار و تاکیدات بسیار زیاد مقام معظم رهبری به مشارکت حداکثری و اولویت آن را مشخص می‌کند. اکنون که در موقعیت دور دوم انتخابات قرار گرفته‌ایم 2 جریان سیاسی به نحو واقعی متوجه اهمیت مساله مشارکت شده‌اند. 🔸حالا معلوم شده است که هیچ جریان سیاسی نفعی از مشارکت پایین نخواهد برد. بنابراین نه آن فرض جبهه اصلاحات که سال‌هاست مدعی آن هستند، صحیح است، نه فرض جریان اصولگرا که یک سبد رای ثابت 18 میلیونی دارد. این انتخابات نشان داد ذهنیت مردم تا حد قابل‌ توجهی از ذهنیت جریانات سیاسی فاصله دارد. 🔸میل به مشارکت بنا بر نظرسنجی‌ها کم نبود و متوسط این میل نزدیک به 50 درصد بود. مرددان و تصمیم‌نگرفته‌ها نیز به طور متوسط می‌توانستند نرخ را به عددی بین 55 تا 60 درصد نزدیک کنند اما چه شد که جریانات سیاسی نتوانستند از این فرصت استفاده کنند؟ 🔸پاسخ نگارنده در یک جمله «عدم درک منطق موقعیت توسط جریانات سیاسی» است. کنش جریان اصولگرا در مقوله تبلیغات و ائتلاف، پیام مثبتی به افکار عمومی منتقل نکرد. کنش تبلیغاتی جریان اصلاحات و عاریه‌ای و ناآماده عمل کردن نامزد این جریان نیز نتوانست مردم و مرددان را قانع سازد. به قول یک شهروند معمولی، مردم نامزدی را در قد و قواره ریاست‌جمهوری ندیدند. 🔸اکنون که انتخابات به مرحله دوم رسیده، پاسخ دور اول مردم به ویترین ارائه‌شده نامزدها می‌تواند درس‌های خوبی برای کنش موفق انتخاباتی آنها در هفته جاری به همراه داشته باشد. درک منطق موقعیت در این لحظه به معنی باز کردن گره کور مشارکت توسط جریانات سیاسی است. باید برنامه‌ها شفاف‌تر و به زبان عمومی نزدیک‌تر باشد. 🔸 باید مردم ببینند فردی که انتخاب می‌کنند آیا عرضه کار، توان اجرا و حل کردن مشکلات سخت اقتصادی را دارد یا خیر؟ پیروزی واقعی جریانات سیاسی وقتی رقم می‌خورد که آنها پاسخ کاملی به میل واقعی مشارکت سیاسی مردم ارائه دهند. 🔸مشارکت بالا، متضمن این پیروزی است. هر جریانی که موفق شود انگیزه‌های عمومی مشارکت را بالاتر ببرد، یقینا پیروز انتخابات 15 تیر خواهد بود. @jafaraliyan
به یک رئیس‌جمهور خوب رأی بدهیم ✍جعفرعلیان‌نژادی 🔸این روزها در میان برخی گفتارهای کف خیابانی، حرف از انتخاب بین بد و بدتر است. نفس وجود این گفتار در جامعه حکایت از کاهش معنای انتخابات نزد برخی از اقشار اجتماعی بوده و نشان می‌دهد، الگوی رای‌دهی بخشی از جامعه هم‌چنان سلبی است. آنها نهاد دولت را نه یک امر تسهیل‌گر، بلکه مداخله‌گر می‌دانند. بنابراین معنای انتخابات برای آنها این است که باید بین مداخله کمتر و مداخله بیشتر یکی را انتخاب کنند. 🔸طبیعی است که این نگاه منفی، دلایل و ریشه های خاص خود را دارد که در این یادداشت مد نظر نگارنده نیست. این نحوه نگریستن به صحنه انتخابات، هم به عنوان یک آسیب قابلیت مسأله مندی داشته و هم قابلیت نقد و تخاطب دارد. اکنون که در آستانه انتخابات قرار داریم، فرصتی برای آسیب شناسی، فهم و حل مسأله در کوتاه مدت نداریم. اما فرصت نقد و آگاهی بخشی در کوتاه مدت ممکن است. هر چند میزان اثرش چندان پایدار نباشد. 🔸نقد اول. اساسا انتخاب به خودی خود امری منفی و سلبی نیست، بلکه به معنای وجود امکانی برای یافتن راهی بهینه و عبور از وضع فعلی به وضعی بهتر است. اگر چنین نبود اساسا میل به انتخاب بوجود نمی آمد. عبور از یک دولت مداخله گر به دولت تسهیل گر، یک انتخاب ایجابی و نه سلبی است. اساسا انتخاب بین یک «دولت بی اعتقاد به بازی دادن مردم و قیم مآب» و یک «دولت معتقد به تسهیل گری و مشارکت واقعی مردم» است. 🔸نقد دوم. در میان دو نامزد موجود، آن نامزدی قائل و ملتزم به نقش مردم است که به دنبال رأی ایجابی باشد، نه رأی سلبی. کسی که بدنبال بسیج جامعه برای نه گفتن به به نامزد دیگر نیست. در مقابل نامزدی که به صورت مداوم به وضع بد مردم ارجاع می دهد و تغییرات مثبت صورت گرفته را نمی‌بیند، ذهنیت مردم را گرفتار انتخاب بین بد و بدتر می کند. او پس از رای آوردن نیز، مردم را به وضع بد عادت می‌دهد. 🔸نقد سوم. انتخاب بین بد و بدتر، یعنی عادت به حداقل‌ها و رفتن به سراشیبی بدترین وضعیت است. طبیعی است وقتی ذهن خود را گرفتار انتخاب بین بد و بدتر کنیم، در نتیجه انتخاب بدی خواهیم کرد. انتخاب بد یعنی انتظار داریم وضعمان بدتر نشود، یعنی به حداقل‌ها رضایت داده‌ایم. رضایت به حداقل‌ها، نوعی انفعال و عقب نشینی است. یعنی منتظر عمل و اقدام دیگران ماندن، یعنی بدون گرفتن تضمین و موضع فعال، اجازه مداخله‌گری به آنان بدهیم تا دوباره مجبور به انتخاب بین وضع بدتر شده و بدتر نشدن آن شویم. این سیر ما را به بدترین وضعیت می‌رساند. 🔸نقدچهارم. ذهنیت مأیوس و گرفتار رأی سلبی انتخاب سختی خواهد داشت. چون اول باید ببیند کدام نامزد بدتر از آن یکی است. آنگاه به آن نامزد کمتر بد، رأی بدهد. بنابراین منتظر شنیدن بدگویی نامزدها از یکدیگر است. طبیعتاً هر نامزد که توان بدگویی بیشتری از نامزد دیگر داشته باشد، از نظر این طیف موفق‌تر بوده و رای بیشتری جمع می‌کند. چنین انتظاری موجب می شود به حرف‌های ایجابی و برنامه‌های واقعی نامزدها توجه کمتری شود و انتخاب بدی صورت بگیرد. 🔸نتیجه: ذهنیت مأیوس و سلبی، مستعد انتخاب بد بوده و صحنه را برای نامزدی که می‌خواهد از مردم رای سلبی بگیرد آماده‌تر می‌کند. در مقابل بخش زیاد و قابل توجهی از جامعه، گرفتار این ذهنیت مأیوس نیست. آنها به این انتخابات پیش آمده به دیده فرصت می‌نگرند. پنجره بازی که می‌تواند، امکان‌های انتخابشان را بهینه کرده و وضع را بهتر کند. در واقع آنان برای بهتر شدن وضعیت رأی می‌دهند نه بدتر نشدن آن. انتخاب آنها آسان‌تر است چون انتخاب بین رئیس جمهوری خوب و رئیس جمهور بد، کار چندان سختی نیست. @jafaraliyan
هشدار مهم/نشر حداکثری 🔸فرصت کمی تا برگزاری دور دوم انتخابات چهاردهم، باقی مانده است. وقت طول و تفصیل دادن نیست، خواستم در این پیام کوتاه بگویم، مردم عزیز ایران توجه فرمایید، پیروزی جریان غربگرا با این حد از مشارکت، بهانه محکم‌تری به او برای آویزان شدن به غرب می‌دهد. 🔸چرا؟ 🔸آنها بلافاصله بعد از رأی آوری، خود را مدعی و صدای جمعیت شرکت نکرده دانسته و مقصر این مشارکت پایین را نظام می‌دانند. آنگاه از موضع ضعف، وارد مذاکره با جریان سلطه شده و هیچ ابایی از دادن امتیازات بالا نخواهند داشت. 🔸مردم عزیز ایران نگذارید، وارد چرخه تکراری ذلت/فقر شویم. بنده به نوبه خود واقعاً احساس خطر می‌کنم و به گمانم حساسیت این دوره، بسیار بالا و حیاتی است. 🔸از همه مخاطبین کانال خواستارم تا می‌توانند این پیام را منتشر فرمایند.
با انتخاب جلیلی به داد مملکت برسیم 🔸برادران و خواهران عزیز، به داد این مملکت برسید، با حضور خود دولت خوبی برای آینده کشور تعیین کنید. نگذارید کشور دست نااهلان بیفتد، نگذارید مقدرات کشور به دخالت خارجی‌ها گره بخورد. با رأی خود کشور را مستعد فرصت‌های تاریخی کنید. 🔸در مقطع حساسی قرار داریم. برای همه ایرانیان، برای همه مسلمانان، برای منطقه، برای باقی ماندن صدای مظلومان و مستضعفان، برای زندگی، برای آزادی، برای دفاع از حق، برای دفاع از عدالت، برای دفاع از استقلال کشور، و در نهایت برای ایران قوی به دکتر سعید جلیلی رأی دهید.
نهضت بسیج تلفنی 🔸مردم عزیز مایل به شرکت در انتخابات، همین الان تا پایان ساعت رأی‌گیری، تلفن‌ها را بسیج کنیم. اول دعوت به مشارکت، سپس انتخاب اصلح. اگر برای تصمیم نگرفته‌ها به خوبی تبیین‌ کنیم که چرا باید به جلیلی رأی دهیم و اهمیت شرکت در این دوره را گوشزد کنیم، مطمئن باشید، موثر خواهید بود. 🔸با خدا معامله کنید و مطمئن باشید هر تلفن شما، یک عمل صالح سیاسی بوده و در کارنامه شما حسنه منظور خواهد شد.
🔹برای آبادی ایران، برای آزادی انسان، برای پایداری ایمان و برای ایستادگی تا پایان به سعید جلیلی رأی می‌دهیم.
هدایت شده از اندیشکده برهان
چرا جلیلی، مردمی‌تر است ✍محسن سلگی، میز تبیین 🔸برخی اصلاح‌طلبان، برنامه‌مندی و جامعیت برنامه سعید جلیلی را غیردمکراتیک تلقی کرده‌اند. آنها مدعی می شوند که جلیلی در جایگاه دانای کلی و برج عاج خود نشسته و تکلیف همه‌چیز را از پیش تعیین کرده است. در ادامه نشان خواهیم داد که برنامه جامع جلیلی حتی با محک و معیارهای دمکراتیک نیز قابل تحسین است. افزون بر این نشان خواهیم داد که او منطق مردمی انقلاب اسلامی و نیز اسلام را بهتر نمایندگی می‌کند. 🔸یکم، سعید جلیلی برنامه خود را طی سالها و جلالت زمانی(کلانسالی و کلان‌زمانی) نوشته است. به بیان دیگر، زمان‌پریش نیست. برنامه او سفارشی و طی یک ورودی یکباره نبوده است. از درون، آن هم درون مردم و نهادهای اجتماعی جوانه زده و بالیده است. یک برنامه غربی یا شرقی و مبتنی بر نگاه خارجی نبوده است؛ یک شاخه از درخت نظریه‌های غربی نبوده که بخواهد آن را در زمین ایران بکارد و در نتیجه، مکان‌پریش باشد. در مقابل و در بی‌برنامگی پزشکیان، برنامه پیشاپیش قرار است از خارج وارد شود، حتی اگر توسط کارشناسان خارجی نوشته نشود. کارشناسان داخلی او نیز خارجی‌اند. این یعنی او مکان‌پریش و زمان‌پریش است و قرار است در ایران نهالی را بکارد که مناسب استعداد و ظرفیت خاک و هوای ایران نیست (او شاید و به احتمال زیاد دل در گرو ایران داشته باشد اما هوای غرب در سر دارد). 🔸دوم، برنامه سعید جلیلی محصول رایزنی بوده است، آن هم نه فقط رایزنی با نخبگان، بلکه رایزنی با کسانی که در عرف بعضاً آنها را بی‌سواد می دانند، با کشاورز روستانشین و فراموش‌شده رایزنی و مشورت کرده است، آن هم در یک تداوم و رفت‌وبرگشت و بنابراین گفت‌وگوی انتقادی و عمیق. از‌این‌حیث، او مردم را به نحو رایزنانه هم دیده است و بنابراین به نظریه‌های دمکراسی مشورتی نزدیک‌تر از رقیب است. در این فضا است که برنامه جلیلی، از درون مردم و از پایین شکل گرفته است(جنبه صعودی دارد) و جنبه آمریت و از بالا به پایین(نزولی) ندارد. سوم، جلیلی نماینده ی عمیق‌ترشدن و مردمی‌ترشدن سفرهای استانی است. جبهه اصلاحات هرگز به این پدیده شگرف روی خوش نداده است و حتی آن را به تمسخر گرفته است. احمدی‌نژاد نماد این پدیده است اما این شهید رییسی بود که آن را در نهاد دولت به اوج رساند. در شرایط اپیدمی کرونا هم برنامه سفرهای استانی در اولویت دولت شهید رییسی بود و او لحظه‌ای از گفت‌وگو و حضور مردمی کوتاه نیامد. 🔸 سعید جلیلی در صورت تشکیل دولت، سفرهای استانی را به اوج و قله جدیدی می‌رساند. برخلاف احمدی‌نژاد که ملاقات گذرا با مردم داشت، سعید جلیلی ملاقات عمیق و فردی با مردم هم دارد. او بعضا به یک شخص خاص در یک اجتماع محلی مراجعه دوباره وچندباره دارد. در ایام کرونا به یک کارآفرین جوان در اصفهان سر می‌زند و درست یکسال بعد به او مراجعه مجدد می کند و می بیند حجم کارکنان مجموعه او از ۲۵۰نفر به پانصد نفر رسیده است. شاهد دیگر این که در مناظرات دور اول، به‌طور مصداقی و دقیق از فلان کشاورز در فلان روستا با ذکر نام روستا و وضعیت دقیق او سخن می‌گفت. همچنین بر این که ساعتها گفت‌وگو با افراد در اجتماعات محلی و محیط‌های کارآفرینی داشته است، تاکید می کرد. 🔸همه اینها مصادیق مردم‌سالاری، نگاه از پایین و از درون و نه از بالا به مسائل کشور است. همه اینها نشان می‌داد برنامه او در لحظه قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، پیشینی است اما در اصل، برنامه او پسینی است؛ محصول یک فرایند و طی زمان زیاد و نیز مشورت و چکش‌کاری مرارت‌بار بوده است. پارادایم انتقالی یا پارادایم آیینی؟ در علوم ارتباطات از دو پارادایم یا الگوی ارتباط سخن به میان است. پارادایم انتقالی مبتنی بر رابطه‌ی با واسطه با مخاطب است؛ چیزی که در رسانه ها و حتی پیام‌رسان‌ها می بینیم. اما پارادایم آیینی مبتنی بر هم‌نفسی و حضور کنار مخاطب است. این پارادایم تطابق بیشتری با دمکراسی و مردم‌سالاری دارد و از خطای دورداوری کمتر آسیب می‌بیند. امکان گفت‌وگو در این الگو بیش از الگوی انتقالی(الگوی مورد علاقه لیبرال‌ها و دولت روحانی) است. 🔸مصداق الگوی آیینی، مراسم عاشورا و غدیر است. مصداق دیگر آن، سفرهای استانی است. مصداق دیگر و خاص آن، ملاقات‌های مکرر و سفرهای عمیق و رایزنانه سعید جلیلی در اجتماعات محلی، اجتماعات کارگری، اجتماعات دانشجویی و اجتماعات کارگاهی_ کارآفرینی است. مطابق این، جلیلی نه فقط در یک هم‌اندیشی و هم‌صحبتی، که در یک هم‌نفسی برای کشور به برنامه رسیده است. برنامه او رسیده است نه کال و ابتدایی. جامع است و البته دقیق. سنجیده و سنجنده است. بر اساس آنچه گذشت باید گفت برنامه سعید جلیلی در یک فرایندی شکل گرفته است که هم آیینی‌تر(دینی‌تر) و هم مردمی‌تر است. 🟠 @borhan_inst