28.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍تحلیلی کوتاه دربارهی نسبت آشوبها با جنگ ۱۲ روزه (۱)
عصر روز جمعه فردای شب اول آشوب نکاتی را پیرامون سایه روشن رویداد آشوب در ویژه برنامه شبکه یک عرض کردم.
▫️فیلم کامل گفتوگو را از 🔗اینجا ببینید.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
36.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍تحلیلی کوتاه دربارهی نسبت آشوبها با جنگ ۱۲ روزه (۲)
پاسخی به این پرسش که چرا در روز اول آشوب با خشونت فزاینده غیرقابل وصف مواجه شدیم؟
▫️فیلم کامل گفتوگو را از 🔗اینجا ببینید.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
ایران اندیش | جعفر حسنخانی
📍آسیبشناسی صحنه سیاست ایران از منظری نو سخنرانی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ◽️ چرا در بخشهایی از
👆پاسخ به «چرایی رجوع بخشهای محدودی از جامعه به پهلوی؟» ابعاد مختلفی دارد. یکی از این ابعاد در این فیلم توضیح داده شده است. دیدن این فیلم به درک درستتر از وضعیت و داشتن تحلیل دقیقتر از آن کمک میکند.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍تاملی درباره پروژه یوگوسلاویزه کردن ایران
واکاوی محدودیتهای «فروپاشی ترکیبی» به عنوان کلان طرح غرب در برابر یک ملت تاریخی شرق
با ناکامی آمریکا و رژیم صهیونی در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، بسیاری تصور کردند پرونده فشارهای غرب علیه ایران به انتها رسیده است، اما تاریخ چیز دیگری میگوید. همانطور که یوگوسلاوی پس از بمبارانهای ناتو فرو نریخت، بلکه در دالانی از فشارهای اقتصادی، رسانهای و سیاسی به تجزیه کشیده شد، ایران نیز امروز در آستانه مواجهه با پروژهای مشابه قرار دارد: «یوگوسلاویزهکردن ایران».
▪️متن کامل این تکنگاشت در زیر این پست 👇 قابل دریافت و مطالعه است.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
تاملی_درباره_پروژه_یوگوسلاویزه_کردن_ایران_آنلاین.pdf
حجم:
2M
📎تاملی درباره پروژه یوگوسلاویزه کردن ایران
واکاوی محدودیتهای «فروپاشی ترکیبی» به عنوان کلان طرح غرب در برابر یک ملت تاریخی شرق
▪️این متن را شهریور گذشته نوشتم. خواندنش در این موقعیت تصویر روشنتری از پروژه دشمنان ایران پیش چشم به نمایش میگذارد.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍در بزنگاه حادثه
تحلیلی درباره رخدادهای خشونتبار 18 و 19 دی و الزامات بازسازی معادله بازدارندگی برای ایران
در فاصله کوتاهی پس از فرونشستن غرش موشکها در ایران، جنگ علیه ایران تغییر شکل داد و از میادین نبرد به جای دیگر منتقل شد. جایی که «شوکدرمانی اقتصادی» به کمک «پلتفرم آشوب» آمد تا رخداد خشونتباری در خیابانهای ایران به وقوع بپیوندد. آنچه در شبهای سرد دیماه رخ داد، صرفاً یک اعتراض معیشتی نبود، بلکه قطعه دیگر یک پازل منازعات ژئوپلیتیک بود. ایران در دالان زد و خورد با دشمن است و دشمن توانست در 18 و 19 دی جنگ را در این سرزمین اجتماعی کند. متن پیش رو درباره تحلیلی است از این رخداد و بررسی نیروهای موثر بر آن.
▪️متن کامل این تکنگاشت در زیر این پست 👇 قابل دریافت و مطالعه است.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
در_ بزنگاه_حادثه_آنلاین.pdf
حجم:
1.7M
📎در بزنگاه حادثه
تحلیلی درباره رخدادهای خشونتبار 18 و 19 دی و الزامات بازسازی معادله بازدارندگی برای ایران
متن پیش رو همه ماجرا نیست اما تلاش دارد به سوالات مهمی پاسخهایی هر چند کوتاه بدهد:
▫️در شبهای 18 و 19 دی ماه علت جمعیت و خشونت حاضر در خیابان چه بود؟
▫️کدام نیروی سیاسی اجتماعی خشونت را تمهید کرد؟
▫️طرح دشمن در این شرایط چیست؟
▫️نقش ربع پهلوی در این رویداد چه بود؟
▫️نقش نیروهای اصولگرا و اصلاحطلب در این بحران چیست؟
▫️راهکار بازسازی «معادله بازدارندگی» چیست؟
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
ایران اندیش | جعفر حسنخانی
📍درباره اجتماع نونمایان کهنهپرست کالبدشکافی یک آلترناتیو ناکام با هویت ستیزناک برای آینده ایران
👆 چندی پیش از این وقایع درباره «کالبدشکافی یک آلترناتیو ناکام با هویت ستیزناک برای آینده ایران» نوشتم. این متن بخشی از ماجرای سیاست در این روزهای ایران عزیز را توضیح میدهد.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍آیا شاه تنها از ایران فرار کرد؟ (درباره دیاسپورای سلطنتطلب ایرانی)
آیا در هواپیمایی که محمدرضا پهلوی و فرح دیبا با آن از کشور خارج شدند، کس یا کسان دیگری حضور داشتند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت نه.
شاه تنها از این سرزمین نگریخت اما در هواپیمای او هنگام فرار، فرد مهم و تاثیرگذار دیگری حضور نداشت که تاریخ وقتش را صرف دانستن نام او کند. پس با این وجود چرا باید درباره این پرسش اندیشید که «آیا شاه تنها از ایران فرار کرد؟»
تامل در این پرسش از منظر جامعهشناسی سیاسی مهم است و پاسخ به آن بخشی از وضعیت اکنون سیاست در ایران را توضیح میدهد. شاید پرسیده شود که چطور ممکن است پاسخ به این پرسش چنین امکانی را فراهم کند؟ در پاسخ باید گفت که شاه جزو آخرین نفرات از قشر و طبقهای بود که در هنگامهی انقلاب شکوهمند اسلامی از ایران خارج شد و گریخت. پیش از آن با شروع امواج اجتماعی و سیاسی انقلاب اسلامی از ۱۹ دی ۱۳۵۶و رویدادهای چهلمهای شهدا پس از آن، گروههای گستردهای از یک قشر و طبقه اجتماعی شروع به خروج از کشور کردند؛ به نحوی که صدای شاه را در میانه سال ۱۳۵۷ در نشست خبری درآورد و او ابراز گِلگی کرد که «طبقهای که همه چیزشان را از ایران و این حکومت دارند» چرا در این وضعیت او را تنها میگذارند و از کشور فرار میکنند.
طبقه حامی پهلوی که از سویی از رانت حکومت غارتگر بهره میبرد و از دیگر سو از مناسبات اقتصادی که به نفع استعمار در این کشور پایهریزی شده بود بهرهمند بود و در جهت تضمین آن در کشور فعالیت میکرد، در سال ۵۷ منافع و منابع خود را برداشت و از ایران گریخت.
این طبقه که در نتیجه سیاستهای پهلوی و استعمار انگلیس و آمریکا در ایران ساخته شده بود تا حکومت پهلوی که خود نیز استعمارساخته بود را حفظ کند و در هنگامه بحران مناسبات استعماری را در این جامعه به نفع استعمارگران غربی تضمین کند و به همین جهت توانمند و دارا شده بود، در روز مبادای رژیم به کار رژیم و آمریکا نیامد و روزی که مردم ایران «اراده ملی» خود را نشان دادند، برنامه فرار را کلید زد. این طبقه گریخته، امروز بخش مهم و گستردهای از جامعه دیاسپورای ایرانی در خارج از کشور را تشکیل میدهند. با دانستن این مهم میتوان به شکل بهتری علت عمل سیاسی بخشهای گستردهای از جامعه دیاسپورای ایرانی را درک کرد.
این بخش از دیاسپورای ایرانی هر آنچه به دست آورده بود، در نتیجه حاکم بودن روابط اقتصادی غارتگرانهای بود که در آن دوران در ایران رخ میداد. برای همین، برای اینان استعماری که ایران را غارت میکرد، «دوست» بود نه «دشمن». اینها ریزهخوار آن قراردادهای ننگین استعماری بودند و آن وضع برایشان بهشت برین بود. پس طبیعی است که در جهت تکرار آن وضعیت برای ایران تلاش کنند؛ هرچند کنش سیاسیشان تا آنجا است که برایشان هزینهای به بار نیاورد. اینها همانهایند که پهلوی و آمریکا را در ایران تنها گذاشتند و امروز هم بر فضیلت سیاسیشان چیزی افزوده نشده و همچنان بر همان طینت میتنند.
از این زاویه پاسخ به پرسش ابتدایی متن مهم است. شاه با طبقهای که ساخته بود از ایران گریخت و این طبقه در «گریختن» از شاه پیشی گرفته بودند. امروز همین طبقه، هستهی جامعه در تبعید ایران را در خارج از کشور بهخصوص آمریکا و اروپا شکل داده است. پروژه احیای پهلوی امروز «آرزواندیشی» همین طبقه است. آرزویی که برایش به هیج وجه حاضر نیستند هزینه دهند بلکه همین آرزو برایشان امروز محل درآمدی از بودجههای امنیتی دشمنان ایران شده است. با این گروه «ناهموطن»، چه «هموطنی» میشود داشت؟
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍موسوی،کروبی و جبهه اصلاحات چه چیز را در ایران تمهید کردند؟ (بخش اول)
▪️چرا مسیر اعتراض در خیابانهای ایران به خشونت میرسد؟ چرا در رویداد 18 و 19 دی شاهد شدت فزایندهای از خشونت بودیم؟ این خشونت چه ارتباطی با میرحسین موسوی نخست وزیر آیت الله خامنهای در دهه 60 و کاندیدای شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری 1388 داشت و دارد؟
هر چقدر آن دو پرسش اول بنیادین است، اما با خواندن پرسش آخر شاید چنین به نظر آید که این متن میخواهد به دو پرسش اساسی اول پاسخ سیاسی و جناحی بدهد. در پاسخ به این گمانه و ظن باید گفت که نگارنده این متن به هیچ وجه چنین نیتی ندارد بلکه تلاش بر آن است که چیزی مورد توجه قرار گیرد که در پاسخ به دو پرسش اول گرهگشا است. ماجرای اعتراض ، خیابان و خشونت در عصر جمهوری اسلامی را باید در سفر پیدایی آن بررسی کرد.
▫️سفر پیداش خشونت در خیابان
برای یافتن پاسخ خشونت موجود در خیابان باید ماجرا را از وقایع سال 1388 بازخوانی کرد. سال 1388 پس از اعلام نتایج انتخابات بخش جدی از طبقه متوسط با فراخوانهای احزاب اصلاحطلب و بیانیههای میرحسین موسوی به خیابان خوانده شدند. اولین و مهمترین آن تجمعات اعتراضی، راهپیمایی سکوت 25 بهمن 1388 بود. آن راهپیمایی با وجود نداشتن مجوز از وزارت کشور به انجام رسید. احتمالا بتوان این راهپیمایی را بزرگترین و گستردهترین راهپیمایی اعتراضی در تاریخ جمهوری اسلامی دانست. در آن ماجرا در مسیر اصلی این راهپیمایی که خیابان انقلاباسلامی از آزادی تا امام حسین را شامل میشد هیچ شعار ساختارشکنی داده نشد و هیچ اقدام خشنی به وقوع نپیوست اما در ساعات پایانی همان روز در یکی از خیابانهای فرعی منتهی به خیابان آزادی عدهای به یک حوزه مقاومت بسیج که موقعیت نظامی بود و به استعداد یک گردان سلاح جنگی در آن مستقر بود حمله کردند و تلاش کردند آن را به تصرف خود درآورند که با مداخله نیروهای مستقر در حوزه، تلاش حمله کنندگان برای به دست آوردن سلاح ناکام ماند و در این میان نیروهای مستقر در حوزه مجبور به استفاده از سلاح شدند.
این ماجرا، دقیقهی مهمی از تاریخ اعتراض در ایران پسا انقلاب اسلامی است.
پس از این ماجرا انتظار میرفت با مسئولیتپذیری احزاب اصلاح طلب و شخص میرحسین موسوی خشونت رخ داده در حاشیه اعتراض محکوم شود و اعتراض در مسیر مدنی ادامه یابد و از معترضان خواسته شود که در جریان اعتراض، معترضان صفوف خود را از خشونتطلبان جدا کنند اما این انتظار به سر انجام نرسید و درست زمانی که میتوانست اعتراض مدنی در جمهوری اسلامی در مسیر بلوغ قرار گیرد، میرحسین موسوی با انتشار بیانیههای متعدد خشونتها را به دولت مستقر و قوای نظامی منتسب کرد و کشته شدگان را شهید نامید. آن لحظه درخشان اعتراض مدنی که میتوانست با مسولیتپذیری احزاب امکان اعتراض را به امر نرمال تبدیل کند به ناگاه با اقدامی نابخردانه و غیرمسئولانه مسیری را پیمود که این روزها در 18 و 19 دی آن را در اوج خود میبینیم. با این تفاوت که در آن روز رهبری تحولات اعتراضی با اصلاح طلبان بود و امروز رهبری خشونتها با اپوزسیون فاشیست ارتجاعی نوپهلوی است و اصلاح طلبان به نیروهای پیرو و دنباله رو جامانده بدل شدهاند. میرحسین موسوی و احزاب همراه او با اقدامشان در آن لحظه مهم و تعیین کننده، خشونت را در این کشور تمهید کردند و راهی را باز کردند که در نتیجه آن هم از نظم سیاسی مستقر بیرون شدند و هم از تحولات اجتماعی جاماندند و سکان کار را به خشونت طلبان سپردند. آنان روی شاخه نشستند و بن بریدند. توجه نکردند تطهیر خشونت خیابانی و عدم مسئولیت پذیری میتواند چه عواقبی داشته باشد. توجه نکردند که به کار گیری گفتاری رادیکال ضد نظم سیاسی، آنان را به حلقه واسطی تبدیل خواهد کرد که ذهن حامیان خود را با دست خود به دست ضد انقلاب خارج نشین میسپارد. توجه نکردند که حامیانشان خمیر بازی نیستند که هر روز شمایل و سر و شکل دلخواه خود را به آنها بدهند و یک روز با گفتار رادیکال ضد انقلابشان کنند و روز دیگر از ایشان بخواهند در انتخابات شرکت کنند. حاصل کارشان آن شد که در انتخابات قبلی هر چه کردند طبقه حامی خود را نتوانستند به پای صندق رای بیاورند لذا گفتار و شمایل رقیب انتخاباتی را پیش گرفتند تا پیروز انتخابات شوند.
👇ادامه در پست بعد...
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani
📍موسوی،کروبی و جبهه اصلاحات چه چیز را در ایران تمهید کردند؟ (بخش دوم)
البته منصفانه باید این نکته را هم مورد توجه قرار داد که احتمالا در مسیر به رسمیت شناخته شدن اعتراض، برخی تنگ نظریهای ساختاری و بیناذهنی مانع تحقق اصل 27 قانون اساسی بوده است. همواره فضای بیناذهنی امنیتی بیم آن داشته و دارد که اعتراض سر از خشونت درآورد و عناصر خشونتطلب ضد انقلاب از این تجمعات به نفع منافع خود اقداماتی را به انجام برسانند و در نهایت جمهوری اسلامی را مقصر جلو دهند.
برای عبور از این بیم، که مانع ساختاری و بیناذهنی برای امکان اعتراض شده و البته پای در واقعیت ماجرا هم دارد، نقش احزاب مهم میشود. احزاب در این شرایط باید وارد عمل شده و با پیش گرفتن رفتار مسئولانه میبایست این راه را هموار میکردند اما با ظهور و حضور میرحسین موسوی در صحنه سیاست ایران در سال 1388 و نحو عمل لجوجانه او در سیاست این کار نه تنها به سرانجام نرسید بلکه خشونت در سفر پیدایی یک اعتراض بزرگ تایید و تسهیل شد.
با نگاهی منصفانه افزون بر آنچه گفته شد باید به سیاستهای تعدیلی با ابزار شوک درمانی در شکلگیری خشم شهری و خشونت هم سهم داد. همچنین مداخله خارجی را هم باید از نظر دور نداشت و آن را عاملیت اصلی تولید خشونت برشمرد اما در این میان پر واضح است که توسعه گفتار رادیکال توسط جریان مورد اشاره زمین را برای پاشیدن بذر تروریسم توسط دشمن هموار کرد.
▫️تمهید مداخله دشمن
درباره خشونت واقع در خیابان باید نقش دشمن را هم نادیده نگرفت. دشمن با تحریمهای فلجکننده وضعیت اقتصادی کشور را با چالش جدی مواجه کردهاست. با جنگ ادراکی اذهان بخشهایی از مردم را دستکاری کرده و در نهایت 1. در تولید خشونت 2. در تجهیز خشونت 3. در تطهیر خشونت عاملیت اصلی را داشته است. در این ماجرا باز پای میرحسین موسوی و همراهانش در جبهه اصلاحات در میان است. آنها در شرایط حاضر با بیانیههایی که اخیرا صادر کردهاند همه موقعیت مورد نظر دشمن را تایید کرده و کامل کننده روایت دشمن از وضعیت شدهاند البته در شرایط حاضر دیگر نقش رهبری تحولات را ندارند بلکه به پیرو عقبافتاده و دنبالهرویی شبیه شدهاند که چیزی را تمهید کرده که آن چیز امروز از ایشان عبور کرده است.
البته این همه ماجرا نیست. واقعیت این است که پیش از آشوبهایی که در سال 1388، مهندس موسوی و همراهان به وجود آوردند، دشمن بر این نظر بود که باید با ایران قوی توافق کند، نامه اوباما به رهبر انقلاب پیش از انتخابات 1388 موید این مدعا است، اما پس از انتخابات و با شروع اعتراضات که به سرعت با رفتار مهندس موسوی به خشونت رسید و در نتیجه آن، ادراک دشمن از قدرت ایران تغییر کرد و ایران در ادراک ایشان آسیبپذیر به نظر آمد . درست از همین لحظه تحریمهای فلجکنندهای که بایدن معاون رئیس جمهور وقت آمریکا در نشست سابان اندیشکدهی بروکینز طرح کرد آغاز شد. باید توجه داشت که دور جدید تحریمهایی که وضعیت امروز را برای ایران رقم زده از روزهای نخست آشوبهای 1388 آغاز شد. خوب است بدانید طرح شمارهی H.R.2845، قطعنامهی شماره H.RES.549، قطعنامهی H.RES.557، قطعنامهی H.RES.560، قطعنامهی H.RES.193 و قطعنامهی H.RES.196 در مدت ده روز ابتدایی آشوبهای سال 1388 به رهبری میرحسین موسوی در کنگرهی آمریکا علیه ایران ارائه شد و به تصویب رسید. همچنین فرمان های اجرایی رئیس جمهور آمریکا در تحریم های فلج کننده علیه ایران هم بعد از آشوبهای 1388 و در ارتباط با آن صادر شد. فرمان 13553 در سال 2010 و فرمانهای 13572، 13574 و 13590 در سال 2011 و همچنین فرمانهای 13599، 13606، 13608، 13622 و 13628 در سال 2012 همگی مستندات این مدعا هستند.
▫️فرجام سخن
شوربختانه آشکار است که عمل سیاسی میرحسین موسوی و همراهانش در سال 1388 در تشدید تحریمها علیه ایران و در تمهید خشونت در خیابان و خارج شدن قطار اعتراض از ریل مدنیت، موثر و مهم بوده است. این به معنای کاستن از عاملیت دشمن نیست بلکه موید فقدان مسئولیتپذیری، دوراندیشی، بلوغ سیاسی و پیامدسنجی در عمل سیاسی برخی نیروهای سیاسی در ایران است. امروز که میرحسین موسوی، مهدی کروبی، جبهه اصلاحات هر سه همزمان بیانیههایی با ادبیات همافق با ضد انقلاب را صادر میکنند و مسئولیت خود در شرایط حاضر را نمیپذیرند، این متن تلاش دارد آسیبهایی را که سیاست و اقتصاد ایران از نابخردی ایشان متحمل شده است متذکر شود. تا شاید پروژه اصلاحات از درون این جبهه آغاز شود.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani