#دقایقی_با_قرآن
💠أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ
🔸بنابر فرهنگ #قرآنی ،عبادت(مقام #الوهیت وربوبیت برای ان ها قائل شدن ) یک موجود غیر خدایی،می خواهد این موجود یک قدرت سیاسی باشد ؛می خواهد یک قدرت مذهبی باشد ؛می خواهد یک عامل درونی باشد مثل نفس انسان ،تمایلات #نفسانی و#شهوانی ،می خواهد یک موجودی خارج از وجود انسان ،در مقابل یک #زن ،در مقابل یک دوست ،#عبادت کردن در مقابل این ها یعنی اطاعت کردن این ها ،همه انبیای الهی آمدند تا مردم را موحد کنند .یعنی چه ؟یعنی زنجیر #اطاعت غیر خدا را از دست وگردن آن ها باز کنند.
📚طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن/ص194
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
9.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تشرفات
💠کسی که با امام زمان عجل الله فرجه الشریف شوخی می کرد.
📹استاد عالی (زیدعزه)
#تشرف
#امام_زمان
#شیعه
#جمکران
#جهاد_انتظار
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
♻️سلام روز پنجشنبه تون مهدوی
✋سلام بر امام زمانم
🔰پنجشنبه مشهوربه روزیارتی امام حسن عسکری علیه السلام
✋السلام علیک یا حجة الله وخالصته.
🌸اللهم عجل لوليك الفرج🌸
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
2_1152921504642430918.mp3
5.16M
#زيارت_ايام_هفته
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌞روز پنجشنبه
✅امام حسن عسکری علیه السلام
🌸اللهم عجل لوليك الفرج🌸
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
#عبرت
💠رانندهی باشرف یک اتوبوس که بسیار زیبا به یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است.درود بر این راننده
#امام_زمان
#جهاد_انتظار
#یاری_امام
#انقلاب
#شهداء
#جمکران
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
#معارف_مهدوی
🔸در دنیایی پر از جاذبه ها وشلوغی ها ودردسرها ومشکلات وتلخی ها وشیرینی ها داریم زندگی می کنیم .اما آیا حواسمون هست که یک امام غریب وتنهایی داریم که سال هاست ظهورش به خاطر اعمال من وشما ومیزان معرفت پایین من و وشما به تأخیر افتاده ؟نمی خواهیم قدمی ولو خیلی کوچک بر داریم .از کجا شروع کنم ؟بدانم وباور کنم که امام زمانم وجود دارد ،ایشان واسطه فیض بین خدا وبندگانش هستند ،امام وحجت الهی روی زمین است .
📚کافی/ج1/ص200
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺
#شهداء
💠مادر شهید محمد طاهری نقل میکنه:
🔻همسایه مان عروسی داشت ،صدای موسیقی وکف وسوتشون محله را برداشته بود .آماده شدم برم .محمد داشت نگاهم می کرد ،سرش را به نشانه تاسف تکان داد .لبخند تلخی زد وگفت :مادر واقعا میخای بری تو همچین مجلسی ؟گفتم خوب دعوتمون کردند مگه تو نمیای صداش محکمتر شد وگفت محاله پام را تو مجلس گناه بزارم .با اینکه هوا گرم بود رفت تو اتاق در را بست که صدایی نشنوه وقتی نیمه شب برگشتم دیدم خیس عرق خوابش برده ومفاتیح کنارش بازه .
📚شهرگان شهر/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ص110
💠جهادانتظار
🌸___♤♤♤♤♤♤♤___🌺
👀@jahadeentezar
🌸___°°°°°°°°°°°°°___🌺