eitaa logo
دکتراحمدجهان بزرگی(کانال مطالعات سیاسی)
655 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.7هزار ویدیو
27 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امید دانا و تیم تهیه کننده برنامه او را بیشتر بشناسید ... امید در القائات کناری خودش برخورد امام خمینی با سلمان رشدی را یک مسئله شخصی می داند ... امید دانا در صحبت های اخیرش پیرامون حمله به سلمان رشدی برنامه ای تنظیم کرده و در آن برخورد امام خمینی با سلمان رشدی را یک مسئله شخصی امام می داند و می گوید : چون سلمان رشدی در داستان سوم کتاب خودش آقای خمینی را مورد اهانت قرار داد، آقای خمینی حکم ارتداد او را صادر کرد ..... او می گوید: - داستان سوم کتاب آیات شیطانی در مورد آقای خمینی است. - بعد از چاپ کتاب کشورهای اسلامی می ریزند بیرونو می گویند : مرگ بر سلمان رشدی. - اولین کسانی که سلمان رشدی را می گویند باید کشته شود کسانی بودند که از دلشان «داعش» بیرون آمد. - آقای خمینی مدعی بودند ، من امام کل مسلمین جهان هستم.... در آن شرایط که در کشورهای اسلامی همه ریخته اند بیرون و حکم ارتداد می دهند.....آقای خمینی می خواست عقب نیفتد..... - آقای خمینی داستان سوم مربوط به خودشان هست. - آقای خمینی اصولاکسانی که به خودشون توهین می کردند ، بعدا یک جورائی .... ، یعنی یک .....(در اینجا امید صحبتش را باصطلاح قورت می دهد و به مخاطب اجازه می دهد که خودش جای خالی را پر کند....) - (ادامه می دهد) : من نمی خوام وارد یک چیزائی بشم، وارد شخصیت پردازی نمیخوام بشم. [به نظر شما امید می خواهد شما چه کلمه یا واژه ای را به جای نقطه چین فراهم شده ، توسط او و تیمش بگذارید]. .
. سلمان رشدی با این نواقصی که پیدا کرده در آینده روزی هزار مرتبه می میرد و زنده می شود... .
روزینامه صبح ما نوشت: بی تردید مقصر به وجود آمدن این وضع هم، دلواپسانی هستند که سالها«برجام» را همچون لکه ننگی در کارنامه روحانی و ظریف می پنداشتند و حالا که خودشان در صدد امضای آن برآمدند، از تبعات سیاسی بازگشت به برجام می هراسند _______________________________ خدایا اصلاح طلبان بی آبرو هستند بی آبروترشان کن. .
.يكي از سران جريان صدر خانم مها الدوري ميگويد بعيد نيست كه امام زمانمان هم اكنون در میان ما و در ركاب رهبر ، مقتدا صدر ميجنگد. ✍️ عجب فرقه ای دارد شکل می گیرد . یک جنگ خونین در آینده میان شیعیان متصور است. جا دارد حضرت آیه الله سیستانی با یک بیانیه کوبنده جلوی این فرقه سازی را بگیرند. .
. ✍ می طلبد دوستان مطبوعاتی یک تجلیل حسابی از او بکنند....‌ مثلا به دفتر روزنامه ای دعوت شود و هدیه ای به او بدهند. __________________________ ماجرای جالب دختری از لرستان که استاد دانشگاه شد این بانوی لرستانی متولد شهر ازنا ، دانش آموخته کارشناسی رشته فیزیولوژی ورزشی از دانشگاه‌ تربیت معلم تهران و کارشناسی ارشد رشته فیزیولوژی ورزشی از دانشگاه شهید رجایی است. او همچنین مدرس دانشگاه است که به خاطر تمرینات سنگین و حرفه‌ای فعلا ترک تدریس کرده‌است. ترک تدریس او هم ماجرای جالبی دارد. الهام در سال ۹۸ اولین مدال وزنه‌برداری زنان ایران را در جام نعیم سلیمان اوغلو به دست آورد و حالا این مدال را به یک طلا در یکضرب ارتقا داد. .
11.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. امر به معروف و نهی از منکر در عفاف و حجاب باید از قوای سه گانه شروع شود.
مطلبی در مورد آمار طلاق در ایران روایت نماینده مجلس از زنانی که طلاق می‌گیرند و درخواست صیغه ۹۹ ساله می‌دهند! ایسنا نوشت:نماینده مردم کرمانشاه در مجلس گفت:اگر سری به دفتر ازدواج و طلاق بزنید و یک کار پژوهشی کنید به بحث طلاق‌های صوری می رسیدیم گفته شده است حدود ۳۰ درصد طلاقها صوری است. از کجا به این نتیجه رسیدند از اینجای که طبق گفته مسوولان دفاتر همان افرادی که طلاق می گیرند بلافاصله درخواست صیغه ۹۹ ساله می کند تا به زندگیشان ادامه دهند؛ طلاق می گیرند تا طلاقنامه ارائه کرده و زن حقوق پدر فوت شده را بگیرد .
. یادتونه می گفتند عرب ملخ خور 🔺پیشنهاد اتحادیه اروپا به مردم اروپا در پی گرانی گوشت: حشره بخورید 🔹کمیسیون اروپا: 🔹چه یک میان وعده یا یک وعده غذایی، آیا می دانستید که در حال حاضر سه نوع حشره در اتحادیه اروپا به عنوان «غذای جدید» مجاز است؟ 🔹«جیرجیرک خانگی»، «کرم آرد زرد» و «ملخ مهاجر» سه گونه حشره ای هستند که مجاز به استفاده به عنوان «غذای جدید» در بازار اتحادیه اروپا هستند. .
. وقتی کسی وقت رفتنش نباشد. و وقتی کسی وقت رفتنش باشد: الله اکبر .... آقای ابوطه: *خاطره* دکتر ابراهیم باستانی پاریزی تاریخدان و نویسنده، داستان جالب و عجیبی را از زبان استاد تاریخ فریدون بهمنیار بیان می کند : «وقتی من تحصیلات خود را در فرنگ تمام کردم، جوانی بودم آراسته و شاداب و در بازگشت به ایران، یک وقت برای بازدید بعضی آشنایان سفری به شیراز کردم که فصل مناسب گردش بود. دوستان و آشنایان با من گرم گرفتند و چندین روز به میهمانی و دید و بازدید گذشت. چون در تهران کار داشتم، یک بلیت هواپیما خریدم که از شیراز با هواپیما به تهران بیایم. آن روزها هنوز سرویس هواپیمایی منظم در شهرهای ایران وجود نداشت و تنها بعضی هواپیماها هفته‌ای یک روز، روزهای پنج‌شنبه از آبادان به شیراز و از شیراز به تهران می‌آمد. من بلیت گرفتم و به فرودگاه رفتم. قوم و خویش‌ها اصرار داشتند که من هفته‌ای دیگر بمانم تا به اطراف شهر برویم. ولی من نپذیرفتم و آنها نیز تا فرودگاه به بدرقه من آمدند. هواپیما مملو از مسافر بود و البته سرویس هوایی هنوز زیاد نشده بود. روی صندلی هواپیما نشستم و کمربند بستم.همه صندلی‌ها پر بود. در همین حین متوجه شدم که مردی بلندقد و زیباروی از در هواپیما به درون آمد و همان طور ایستاده خطاب به مسافران گفت : «آقایان آیا کسی هست که برای سفر به تهران شتاب نداشته باشد و بخواهد یک هفته در شیراز بماند و در یک هتل شیراز مهمان من باشد؟» تقاضا عجیب بود و البته کسی جوابی نداد. آن مرد دوباره تکرار کرد : «آقایان! من در کار کشاورزی مملکت هستم و روز شنبه یک جلسه مهم برای دفع آفات و ملخ با یک هیأت بزرگ هلندی در تهران داریم و می‌دانید که با اتومبیل نمی‌توان تا شنبه به تهران رسید. اگر کسی هست که شتاب سفر به تهران را نداشته باشد، جای خود را به من بدهد و با هواپیمای هفته بعد به تهران بیاید، تمام این هفته را مهمان من خواهد بود. معلوم شد که مهندس برای دفع آفات به شهرستان‌های فارس رفته بوده و اینک با هزار زحمت خود را به شیراز رسانده که با تنها هواپیمایی که به تهران می‌رفت خود را به تهران برساند، ولی اینک جا ندارد. البته می‌شد از راه‌های غیر عادی و به کمک نیروهای انتظامی، مسافری را پیاده کنند و او را سوار کنند، اما خود مهندس نخواسته بود و این راه را که گفتم برگزیده بود.» باری فریدون بهمنیار گفت: «من از جای خود برخاستم و گفتم بفرمایید. مخارج هم لازم نیست. چون من میهمان بستگان خود در شیراز هستم و آنها هم اصرار داشته‌اند که این هفته نروم. ولی من از آنها جدا شدم. حالا برمی‌گردم و هفته بعد به تهران خواهم رفت.» بدین طریق من پیاده شدم و با آنها که به بدرقه من آمده بودند، دوباره به شیراز برگشتم و آن مهندس به جای من نشست و عازم تهران شد. این هواپیما که حامل آن مهندس بود، هرگز به تهران نرسید و در نزدیکی‌های ساوه موتورش از کار افتاد و سقوط کرد و همه آن مسافران از بین رفتند و آن مهندس عالی‌مقام که به اصرار، مسافر آن هواپیما شد و در وزارت کشاورزی مقامی بزرگ داشت، اسمش *کریم ساعی* بود بنیان‌گذار پارک ساعی و درختان چنار خیابان ولی‌عصر تهران بود و همچنین پایه‌گذار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری و نیز موسس رشته جنگل‌بانی در دانشگاه بود. » .