4_5979002270291853419.mp3
2.78M
بسم رب الحسین
چله زیارت عاشورا
به نیت فرج ، هدیه به ارواح پاک شهدا ، امام شهدا ، اموات
التماس دعا
روز پنجم 🍁🍂
بسم الله الرحمن الرحيم
الصافات
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ
ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻋﻈﻴﻢ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ [ ﻭﻗﺘﻲ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻮﺩ ] ﻧﺎﮔﺎﻩ [ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺣﻴﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺭﺍ ] ﻣﻰ ﻧﮕﺮﻧﺪ ،(١٩)
🔴 ما هم شهید می شویم !
وقتی در #قتلگاه_دنیا ...
لذت گناهانش را
⇜حراممان می کنیم
و به جرم #حزب_اللهی بودن هم، سرزنش می شویم !
جهاد اکبر؛ بیش از جهاد اصغر
⇜ #شهید دارد ...
شهیدانی🌷 از جنس ذوب شدن های چندین ساله ...
ذره ذره 👌
🔶 و امان از #قتلگاه_مجازی 📱
چه خوب هایی آمدند و غرق شدند😔
آن هم ، #ذره ذره
اینجا هم میتواند سکوی پرش🕊 باشد
و هم #مرداب شیطان ...
#بنگر_که_چگونه_ایی⁉️
🍃🌹یاد شهدا ذکر صلوات
#عاشقانه_شهدا 💞
❣روزی که #مهدی میخواست متولد شود، ابرهیم زنگ زد☎️ خانه خواهرش.
از لحنش معلوم بود خیلی بیقرار💓 است. #مادرش اصرار کرد بگویم بچه دارد به دنیا میآید. گفتم: نه❌ ممکن است بلند شود این همه راه را بیاید، بچه هم به دنیا نیاید. آن وقت باز باید #نگران برگردد...
❣مدام میگفت: من مطمئن باشم #حالت خوب است؟ زندهای هنوز؟ بچه هم زنده است⁉️ گفتم: خیالت راحت همه چیز #مثل_قبل است. همان روز، عصر مهدی به دنیا آمد😍 و چهار روز بعد #ابراهیم آمد...
❣بدون اینکه سراغ بچه برود🚷 آمد پیش من گفت: #تو حالت خوب است ژیلا؟😍 چیزی کم و کسر نداری بروم #برات_بخرم؟! گفتم: احوال #بچه را نمیپرسی⁉️ گفت: تا خیالم از #تو راحت نشود نه!😉❤️
❣وقتی به خانه میآمد🏘 دیگر حق نداشتم کاری انجام دهم🚫 همه کارها را #خودش میکرد. لباسها را میشست، روی در و دیوار اتاق پهن میکرد. #سفره را همیشه خودش پهن میکرد. جمع میکرد تا او بود، نود و نه درصد کارهای خانه #فقط_بااو بود.
#شهید_محمدابراهیم_همت
🌹🍃صلوات