eitaa logo
جامانده؛
25 دنبال‌کننده
195 عکس
380 ویدیو
0 فایل
. . اینجا؟ ماذنه نوحی که از کشتی‌ خویش جامانده.. . .
مشاهده در ایتا
دانلود
از زائرانت هم هراس دارند ؛
زائرای حاج قاسم دیگه بجای مزارش امشب خودش رو زیارت می‌کنن...💔
خدایا یه کربلا؛
حاج مهدی رسولی Khatere Haram - Master 003.mp3
زمان: حجم: 9.9M
نماهنگ | 🎙 بانوای: 📝 شاعر و نغمه سرا: جواد فلاح - شاعر بند دوم: امیرعلی شریفی 🎞 تنظیم و میکس:
و باز هم شب جمعه؛
کِی دی تموم میشه؟
جامانده؛
کِی دی تموم میشه؟
آه از دی‌ ماه از این ماهِ درد...
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 «بینهایت» در غم شهادت یک بینهایتی..😔 ▫️همین نوروز و تابستان ۱۴۰۲ بود که دوره‌های فکرینو و طپش را هم مثل بی‌نهایت مقدماتی، گذرانده بودی.. ▫️همین چندوقت پیش بود که درخواست دیدار بی‌نهایتی‌ها با رهبر انقلاب را امضا زده‌بودی و نوشته‌بودی: «از زمانی که شما را شناختم وعلاقه قلبی به شما در قلب و اندیشه‌ام ریشه دواند، سربازتان شدم، دانشجو شدم، معلم شدم و اکنون بخشی از جمعیت بزرگِ بی‌نهایتم و در تک‌تک این عناوین، آرزوی دیدار شما را در دل داشته‌ام..» ▫️حالا تو تا خودِ خدا قد کشیده‌ای و پیکرِ خونینت به شهرت تهران برگشته اشک اگر امان بدهد، باید برایت بنویسیم خوش به حالت! حالا به آن عناوین، یکی اضافه شده؛ یکی قشنگ‌تر از همه.. ▫️باید به خبر بدهیم که "حالا تو شهید شده‌ای" راستی! خیالت از همه‌ی ما راحت خانم معلم. دَرسَت را دُرُست دادی و رفتی... به خاطر تو، به خاطر حاج‌قاسم ، به خاطر پرچم ، ما استوارترین زخم‌خوردگان تاریخ می‌مانیم... به دیده‌ی ترِ ما، رنگ یأس و رخوت نیست! سپاه عشق، کماکان، میان میدان است... 🌱 فائزه رحیمی؛ شهیده بینهایتی دهه هشتادی حادثه تروریستی کرمان
جامانده؛
💔 «بینهایت» در غم شهادت یک بینهایتی..😔 ▫️همین نوروز و تابستان ۱۴۰۲ بود که دوره‌های فکرینو و طپش را
آمده ام قلم به دست برایت نامه بنویسم اما عزیزکم قلم هم توان نوشتن از غمت را ندارد!مدام در میان ماندن و رفتن، غلت می خورد. می خواهم با ندای قلبم، برایت لالایی بخوانم. فائزه جانم، فدای چشمان زیبایت، قربان قد و بالایت بروم مادر .امروز منتظر پیام تبریک روز مادرت که نشسته بودم؛ با خودم ذکر زمزمه می‌کردم. میگفتم خدایا شکر بابت چنین نعمتی، بابت چنین دختر زحمتکش و دلسوزی. ممنون از سردارم که او را به جایگزینی من، طلبید. دورت بگردم. فکر کنم زیارتت خیلی دلچسب بود، انقدر دلچسب که دیگر دل به دل سردار بستی و دل از مادر دلتنگت بریدی ! مادر جان ظهر به وقت ساعت ۱۵ ،کانال های خبر، از ناآرامی ها و دل نگرانی های مادرانه سرریز شده بود .مدام با خدای خود نجوا میکردم ،خدایا دخترم در چه حال ست؟ حالش خوب است؟ سردش نیست؟ در مقابل این صحنه ها چه حالی دارد؟ چجوری ارامش را به جانش تزریق کنم؟ مادر پشت تلفن منتظر بوق‌های متوالی بودم اما انگار خط ها سرسازگاری با دل مادر را نداشتند. از دوستانت جویا شدم، گویا در میان آنان نبودی . جان مادر، فکر کردم حداقل در گوشه ای مثل همیشه در صحنه حاضری و نتوانستی خودت را به بقیه برسانی اما مادر جانم ماشاالله انقدر در صحنه حاضر شدی که هیچکس حاضر نشد حقیقت را به مادر بگوید! فائزه جانم، دلبندم این رسمش نبود. هنوز به آغوش نکشیده بودمت که خون تو را در خود حل کرد !دخترم هرگز فکرش را نمی‌کردم فائزه ی من در میان پرکشیدگان حاج قاسم باشد. بگو ببینم حالت خوب است؟ درد نداری جان مادر؟ راحت رفتی؟ می‌خواهی مثل چندشب پیش سرت را روی پاهایم بذاری تا دردت ارام گیرد؟ تصدقت گردم نوره دیده، سلام مرا به حاج قاسم برسان. اینجا همه عزادارت شده اند اما کسی عزاداری مادر را نمیفهمد! قربان غم مادرم حضرت زهرا (س )بروم. غم فرزند غمی عظیم و سرسخت است .... ! فقط یک سوال دارم کی به عنوان هدیه روز مادر بغلم میکنی؟! نامه مادر فائزه رحیمی شهیده کرمان