ابوعلی دیروز صاحب عزا بود.
ابوعلی لاغر شده بود.
ابوعلی دیروز مثل همه روزهایی که
چشمانش به آسمان و زمین و سرش درحال
چرخش بود تا آسیبی به سیدعزیز نرسه،
چشمانش کار میکرد و همه وجودش
در حرکت بود اما برای عاشقان ِسید..
هرچه مردم پرتاب میکردند رو میگرفت
و متبرك میکرد و پس میداد ، شاید دوست
داشت داد بزنه آهای مردم عشق و مهر
سید رو نسل به نسل منتقل کنید
تا نسل های مرد روزگار تکثیر بشن..
ابوعلی هنوز هم محافظ سید بود و خواهد بود
اناعلیالعهد *
نه بچهها من گریه نمیکنم.
خیلی از این سبك ادیتا از دیروز و امروز دیدم
ولی اینجا یه نظمی داره و اگه اون نظم از بین
بره اعصابم خیلی خیلی چخجحقج میشه برای
همین نمیتونم همشون رو اینجا بزارم.
امسال خیلی بیشتر از سالهای قبل برای
اومدن ماه رمضون خوشحالم و منتظرشم،
الحمدالله بابت این حال:)))))))))