تصور کن...
تصور کن در میان خانه های قدیمی دور و بر،یکی از میان آنها به نظر آشنا و پر از خاطرات زیبا دوران کودکی ات است.
زمانی که مادربزرگ با سیمای گرم و دوست داشتنی اش بوسه ای بر چهره ات میزند و همراه با کودکان دیگر در حیاط کوچک و قدیمی،گرم بازی کردن میشوید.
زمانی که با بوی نان تازه،شمعدانی های قدیمی،صدای خنده و صحبت های فامیل و لبخند هایی سرشار از شادی و لذت همراه بود.
چقدر آن زمان زیبا بود!زیبا و گذرا:))