eitaa logo
رویدادها و تحلیل‌ها
3.6هزار دنبال‌کننده
24.4هزار عکس
18.2هزار ویدیو
271 فایل
 خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثیر دشمن ، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است.امام خامنه ایی دامت برکاته 🕛 مدیریت کانال @azizghazan رویدادها و تحلیل‌ها https://eitaa.com/joinchat/1676804212C6788504d95
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌿
🔴شما هم عمال امریکائید منتها ملتفت نیستید... ♦️امام خمینی (ره): اگر بنا باشد که شما به جای اینکه اقتصاد مردم را درست کنید، به جای اینکه این کشور را بررسی کنید ببینید کجاهاست که مخروبه است و مردم از همه چیز ساقط هستند، به جای این، اگر چنانچه بنشینید سر مسند و با حرف و با فحاشی به هم مسائل را غفلت از آن بکنید، این همان است که قدرت های بزرگ می خواهند تا این مملکت خرابه بماند و صدای مردم در آید، این همان است. ♦️شما هم منتها ملتفت نیستید. یک عاملی داریم که مستقیماً از سفارت امریکا دستور می گیرد، یک عاملی داریم که برای او کار کند و خودش نمی فهمد، خود آدم نمی فهمد که برای کی دارد کار می کند. ♦️اگر شما به مردم کار نداشته باشید، به مصالح مردم، به مصالح کشور کار نداشته باشید، فقط مشغول این باشید که من چطور، شما چطور، من چطورم، شما چطورید، مردم با من هستند، مردم با شما هستند، اگر فکر این باشید ، این همان است که امریکا می خواهد و شما از هستید و در عذاب با آنهائی که از عمال امریکا بودند با توجه،مشترک هستید با کم و زیادش . 📚صحیفه نور،جلد 13،صفحه 76
❌جنگ نرم در کلام رهبری جنگ نرم پیام شهیدان به ما چیست؛ این مهم است. وَیَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛(۳) این پیام شهیدان است. امروز همه‌ی تلاش دشمنان ملّت ایران در جنگ نرم چیست؟ این است که ملّت ایران را اندوهگین و ناامید و ترسیده و مانند اینها بکنند، وادار کنند ملّت ایران را که از ورود در میدان بترسد، مأیوس باشد؛ پیام شهدا نقطه‌ی مقابل این است: اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛ خوف و حزن برداشته است در میدان شهادت.۱۳۹۷/۱۲/۰۶
هند. با توجه به این امر، بیگانگان به خوبی دریافته‏اند كه فرهنگ اسلامی كشور ایران نیز، با حضور مستحكم خانواده‏ها حمایت شده و انسجام می‏یابد؛ لذا آنان سعی كرده‌اند با استفاده از ابزارهای رسانه‏ای قوی، همچون: ماهواره‏ها، شبكه‏های اینترنتی و... و با ساخت فیلم‏های مختلف و متنوع، این نهاد ریشه‏ای را به چالش بكشانند. آن‌ها تلاش كرده‏اند با درك كاركردهای یك خانواده، به‌طور دقیق‏تری این كاركردها را تحلیل و سپس كاملاً ویران كنند كه تا حدودی نیز در این امر موفقیت‏هایی داشته‏اند؛ لذا بر همة اجزای جامعة اسلامی ـ سطوح بالا تا پایین ـ واجب است كه در این باره دقت كرده و این آسیب‏ها و خطرها را شناسایی كنند و هم خود از آن‌ها دوری كرده و هم به دیگران اطلاع‌رسانی دقیق و جامعی نمایند.  
د و انسان موفق و كاردان به سوی آ ن بشتابد (مجلسی، بحارالأنوار، ج 13، ص 264). «دوركیم» بر مبنای جامعه‏شناختی خود به‌شدت منتقد فردگرایی است. او به نكتة درستی در این‏باره اشاره می‏كند. از نظر وی، فردگرایی مفرط به این دلیل كه نمی‏تواند منابع لازم دل‌بستگی یا نظم را در سطح مناسب برای مردم فراهم سازد، وضعیتی پدید می‌آورد كه در آن افراد (به لحاظ روانی) آسیب‏های جدی می‌بینند. فردگرایی مستلزم خودخواهی است. در حالت خودخواهی، تعادل میان فرد و جامعه به هم می‏خورد؛ زیرا فعالیت‏ها و باورهای او بر پیوندهای جمعی تقدم می‏یابد. روشن است دسته‏ای از این پیوندها كه قربانی خودخواهی و فردگرایی می‌شوند، پیوندهای خانوادگی‏اند (علاسوند، 1388، ص 241). در این میان نقش‏های جنسیتی كه برای رفع نیازهای متقابل و بر مبنای ضرورت زندگی‏های جمعی و خانوادگی شكل گرفته‏اند، در نظام‏های فردگرا تضعیف می‏شوند. نقش‏های خانگی زنان، از جمله مادری و همسری، به عقیدة جامعه‏شناسان فمینیست، نقش‏هایی هستند كه با فردیت و حس استقلال آن‌ها تناسب ندارند. از سوی دیگر، چنانچه زن ازدواج كرده و نقش نان‏آوری را بر عهده گیرد، خطر رقابت با شوهر پدید می‏آید و این امر برای وحدت و هماهنگی خانواده بسیار زیان‏آور است (بستان، 1388، ص 160). 2. تنظیم رفتار تولید مثل اصولاً مهم‌ترین علتی كه انسان‏ها را به ازدواج و تشكیل خانواده وامی‏دارد، علاقه و نیاز به استمرار نسل است. ریشة این امر را می‏توان در علاقة همیشگی بشر به بقا و حب ذات دانست. نوع بشر همیشه در پی رمز و راز جاودانگی بوده و وقتی از خلود و وجود دائم خود در این دنیا ناامید شده، وجود نسل را تنها راه بقا و جاودانگی دانسته است (چراغی‌كوتیانی، 1389، ص 205). از نظر اسلام همسردوستی، رابطة جنسی و نیاز غریزی انسان‏ها به جنس مخالف، تدبیری خدایی است كه سبب‏ساز پیوند زن و مرد و در نتیجه، استمرار نسل بشر است: «ای مردم! بترسید از عصیان پروردگار خود، آن خدایی كه همة شما را از یك تن بیافرید و هم از آن، جفت او را خلق كرد و از آن دو تن، خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن برانگیخت....» (نساء: 1) از این‌گونه آیات، استفاده می‏شود كه به سبب غریزة جنسی، نسل انسان تداوم می‏یابد و این‌كه رابطة زناشویی برای تكثیر نسل در متن خلقت قرار داده شده است (مصباح یزدی،  1377، ص 241)؛ بنابراین چیزی كه فطرت انسان است و در طبیعت خلقت بشر وجود دارد، به خودی خود نمی‏تواند ارزش منفی داشته باشد. فمینیست‏های لیبرال، عموماً عدالت جنسیتی را در قالب همسانی نقش‏های زن و مرد تعریف می‏كنند؛ در حالی ‏كه دیدگاه‏های رادیكال، به دلیل آن‌كه دست‏یابی به برابری و عدالت جنسیتی را با حفظ ساختارهای اجتماعی موجود ناممكن می‏شمارند، حتی ارزشمندی اموری مانند ازدواج، تولید مثل و تربیت فرزندان را انكار كرده‏اند. «دوبوار» تولید مثل را كاركردی طبیعی و حیوانی می‌داند كه با امكان ارتقا و تعالی زن ناسازگار است. (بستان، 1388، ص 179) و «اتكینسون»، ازدواج را بردگی، تجاوز قانونی و كار بدون دست‌مزد نامید (همان). تشویق زنان به رهاشدن از محدودیت‏های طبیعی، به‌ویژه تولید مثل و پرورش فرزندان، تشویق ‏آنان به پیروی از مردان در ورود به دنیای كار و فرهنگ و بزرگ‏نمایی ارزش‏های اجتماعی مادی، از جمله قدرت، ثروت، منزلت، آزادی و استقلال شخصی، در دستور كار جنبش فمینیسم قرار می‏گیرد (همان، ص 191). امروزه كشورهای بیگانه با توجه به این‌كه از رشد كمی و كیفی جامعة ایرانی هراس دارند، با استفاده از ابزارهای رسانه‏ای ـ به‌ویژه فیلم‏ها ـ چنان به مردم القا می‏كنند كه اولاً فرزند و فرزندآوری، باعث جلوگیری پیشرفت زن و خودشكوفایی او می‌شود و ثانیاً، باعث می‏شود كه اندام زن زودتر خراب شود و پیر و فرسوده گردد. 3. تبدیل رفتارهای جنسی مشروع به بی‏بندوباری و لااُبالی‏گری یكی از كاركردهای مهم خانواده، تنظیم روابط جنسی است. اساساً یكی از هدف‌های ازدواج و تشكیل خانواده، تأمین نیازهای جنسیِ زن و مرد است. بی‏شك بدون جذب و انجذاب جنسی و روابط جنسی مطلوب، زندگی زناشویی با سعادت و شیرینی همراه نخواهد بود. دانشمندان بر این نكته تأكید كرده‏اند كه مسائل جنسی در زناشویی نقش مهمی را بازی می‏كنند و داشتن روابط جنسی مطلوب، از ضروریات هر خانواده است. اغلب اشكالات خانوادگی ـ مستقیماً یا به‌طور غیر‏مستقیم ـ معلول ناسازگاری‏های جنسی است (استون، 1371، ص 213 و 214). در روایات اسلامی نیز به غریزة ‏جنسی انسان‏ها اشاره و بر ارزش مثبت آن تأكید شده است. در برخی روایات، علاقه به زنان از جمله اخلاق پیامبران و از نشانه‏های ایمان دانسته شده  است. هم‏چنین علاقه به زنان، به‌منزلة نور چشم پیامبرو لذت‌بخش‏ترین چیزها معرفی شده است. روشن است كه علاقه به زنان، گاه به سبب جنبه‏های عاطفی و گاه به دلیل مسائل جنسی است. شهید مطهری در تبیین اندیشة اسلام در این زمینه می
اهمیت آن‌ها به میزان زیاد ی كاسته شده است. روابط والدین و فرزندان در بسیاری از تولیدات رسانه‏ای، به‌گونه‏ای ترسیم می‏شود كه در آن، فرزندان همیشه از والدین طلب‌كار هستند و پدر و مادر باید همة خواسته‏ها و نیازهای آنان را برآورده سازند؛ زیرا در غیر این‌صورت، حتی ممكن است به بزرگ‌ترها بی‏توجهی و بی‏احترامی كنند؛ در حالی‏كه به گفتة «پستمن» باید توجه داشت: «بی‌ارزش‌شدن آداب و ادب‏های فردی و اجتماعی و رعایت نكردن احترام و تقدیس بزرگ‌سالان ـ در عرصة رسانه‌ها ـ عامل مهمی برای سست‏شدن روابط و پیوندهای اجتماعی و عاطفی نیز است... به‌گونه‌ای كه درخواست رعایت احترام و ادب بزرگ‌ترها از اطفال و نوجوانان، با تمسخر و استهزا و شانه تكان‌دادن آن‌ها رو به‌رو می‌شود (همان، ص264 و 265).» به نظر او به موازات از بین رفتن احساس شرم و كم‌رنگ شدن زمینه‏های حیا و عفت، شكل‏های گوناگون ادب اجتماعی و محترم‏شمردن منش‏ها و سلوك‏های فردی و جمعی نیز اعتبار خود را از دست خواهند داد. همان‏گونه كه عنصر شرم و خجالت، عامل روانی كنترل‌كنندة غرایز انسانی است، آداب و رفتارهای سلوك جمعی نیز، عاملی برای نظم و انضباط و قید و بندهای سازنده هستند (آقایی، 1388، ص 47). 3. ترویج روحیة اسراف، تجمل‏گرایی و مصرف‏گرایی منافع اقتصادی غرب در جوامع اسلامی ایجاب می‏كند، ضمن تغییر فرهنگ در این جوامع، آن‏ها را به سوی اسراف سوق دهد؛ چراكه پس از اشباع بازارهای غربی و اسلامی، جایی برای مصرف باقی نمی‏ماند؛ لذا با تبلیغات گوناگون، سعی در به فروش رساندن هرچه بیشتر كالاهای خود می‏كنند كه در این میان، از زن برای یك ابزار تبلیغی، حداكثر استفاده صورت می‌گیرد. ایجاد فرهنگ مصرف‌گرایی از یك سو و فقیر و وابسته نگه‌داشتن كشورهای تحت سلطه از سوی دیگر، از ابزارهای دشمن برای ضعیف نگه‌داشتن كشورهای تحت سلطه است؛ چراكه می‌دانند رشد اقتصادی، موجب حفظ شئون ملی و فرهنگی جامعه گردیده و ضمن ارج‏گذاری نظام، به ارزش‏ها و اعتقادات آن كشور برجستگی می‏بخشد؛ ولی در صورت عدم رشد اقتصادی، مشكلاتی از جمله فقر و تنگ‌دستی را به ارمغان می‌آورد كه خود زمینه‏ساز بسیاری انحرافات، از جمله انحراف‏ جنسی است؛ زیرا وقتی جوان تحت فشار غریزة جنسی قرار گرفت و زمینه‏های فساد برای او فراهم بود و مشكلات متعدد از جمله فقر مالی، مشكل معیشتی، نداشتن مسكن مناسب و... داشت، به سوی فساد و فحشا كشیده خواهد شد. قرآن و اهل‌بیتD، همواره بر ساده‏زیستی و برخورداری از رفاهی میانه تأكید و بر لزوم یاری ستم‏دیدگان و كوخ‌نشینان سفارش می‏كنند و مسلمانان را از هرگونه اسراف، تجمل‏گرایی، رفاه‏طلبی و مصرف‏گرایی افراطی بر حذر می‏دارند. در دنیای كنونی، اصل حاكم بر رسانه‏های جمعی، تبلیغ سرسام‌آور كالاها و محصولات و تشویق بی‌حد و اندازة مردم به استفاده از چیزهایی است كه هر روز، نسخة جدیدی از آن وارد بازار می‌شود. رسانه‏ها در این راه، به‌گونه‏ای تبلیغ می‏كنند كه گویی زندگی بدون كالاهایی كه آن‌ها معرفی می‏كنند، امكان‌پذیر نیست یا دست‌كم بسیار طاقت‌فرساست و این تبلیغات تا حدی است كه بسیاری از خانواده‌ها را به‌مرور زمان، وادار به خریدن آن می‏كند و در خانوادهایی كه از خریدن ناتوان هستند، مشكلاتی به بار می‌آورد (آقایی، 1388، ص 45)؛ لذا باعث ایجاد احساس سرخوردگی در كسی كه توان خرید ندارد و احساس غرور و تكبر در كسی كه توان خرید دارد و در نتیجه، به فاصلة طبقاتی شدید می‏انجامد. علاوه بر این‌كه یكی از ابزارهای انتقال فرهنگ، اجناس و كالاهایی است كه از كشورهای دیگر وارد می‏گردند. 4. از بین بردن تقدس زناشویی سوگند وفاداری زوجین (نه‌تنها در برابر یك‌دیگر، بلكه در برابر جمع)، پرمعناترین لحظه در ازدواج است. با چنین سوگندی، هر یك از زوج تعهد می‏كنند كه عشق را از بی‌اعتقادی برهانند و آن را وقف اهداف بزرگ‌تر خانوادگی، اجتماعی و معنوی كنند. تهاجم‏هایی كه حیات خانواده را نشانه گرفته، در درجة نخست، همین تقدس عشق زناشویی را نابود می‏كند (محمدی، 1386، ص 88). «كیت میلت»، كه یك چهرة ضدازدواج و ضدخانواده است، عقیده دارد: «به‌طور كلی ازدواج باید جای خود را به معاشرت‌های اختیاری بدهد... (محمدی، 1386، ص 103).» رسانه‏های بیگانه با استفاده از این تفكرات، ریشه‏های استحكام خانواده را كه همان تقدس عشق و رابطة زناشویی است، دچار تزلزل و نابودی كرده‏اند. ج) آسیب‌رسانی به ساختار خانواده رسانه‏ها به‌گونه‏ای غیرمستقیم، در فیلم‏ها، چنان القا می‏كنند كه باید در خانواده عدالت برقرار باشد و نباید مرد ریاست زن را عهده‏دار باشد. آن‌ها با این كار، دنبال ایجاد تنش و آشفتگی در خانواده‏ها هستند؛ چراكه وجود ساختار سلسله‌مراتبی قدرت در هر جایی، برای پیشرفت و جلوگیری از مناقشات ضروری است. همچنان كه آیة 34 سورة بقره، سرپرستی خانواده را براساس ویژگی‌های طبیعی مردان، برعهدة آنان قرار داده است. این ویژگی‏ها
فضای رسانه، خود او هم در فضای عینی جامعه، ارزش‏ها و هنجارهای حاكم بر آن‌ها را جاری سازد (آقایی، 1388، ص 44). اما آنچه امروزه رسانه‏ها، به‌ویژه شبكه‏های ماهواره‏ای به تبلیغ آن می‏پردازند، روابط زناشویی خارج از چارچوب خانواده است؛ روابطی كه هر روز باعث آسیب بیشتر به جوامع بشری می‏گردد. بدون وجود ازدواج و خانواده برای تنظیم میل ‏جنسی، دچار آشفته‌بازاری از روابط جنسی خواهیم شد كه در آن، انسان‏ها حیواناتی جفت‌جو می‏شوند كه تحریكات جنسی برای‌شان همه‌چیز و تعهد و مسئولیت، هیچ است. همین قیود اخلاقی مربوط به ازدواج و خانواده است كه انسان‌ها را وامی‏دارد، احساسات پست شهوانی خود را پالایش و آن را به سطح بالاتری هدایت كنند. باشكوه‏ترین شكل این تطور در مكتب افلاطونی ـ مسیحی قرن شانزدهم به چشم می‌خورد كه عشق انسانی را پلة نخستین برای نیل به فرخنده‏ترین عشق، یعنی عشق به خدا می‌دانست. 4. از بین رفتن كاركرد مراقبتی خانواده خانوادة سنتی، تاكنون یگانه نهاد اجتماعی در جهان بوده كه موفق شده عشقی بی‏قید و شرط را به كودكان تقدیم كند. تمام نهادهای دیگری كه برای پرورش كودكان طراحی شده‏اند، از جمله مهدكودك‏ها، مدارس و غیره ـ به عكس خانواده ـ به‌ عمد بی‏تفاوت و بی‏طرف هستند. آن‌ها اصرار دارند كه با تمام كودكان، یك‌سان برخورد كنند؛ اما این چیزی نیست كه كودكان به آن نیاز دارند. كودكان برای این‌كه فرد متمایزی از دیگران باشند و به سلامت رشد كنند، به جانب‌داری از سوی والدین واقعی خود نیاز دارند. فقط والدین هستند كه در طول زندگی كودكان، چنین عشق و توجهی را به آنان عرضه می‌كنند (محمدی، 1386، ص 92). همان‌گونه كه «لیندا پولاك» تأكید می‏كند: «بی‏طرفی كافی نیست. شخصیت در حال رشد، نیاز دارد بداند كسی هست كه به او بیش از دیگران اهمیت می‏دهد؛ كسی كه برای او نه‌تنها به كارهای معقول دست می‌زند، بلكه مرتكب كارهای نامعقول هم می‏شود»؛ ولی كارمند مهدكودك در صورتی كه چنین كند، مجازات می‏شود. این موضوع قابل بحث است كه بدون چنین جانب‌داری‏هایی، به‏ویژه در سال‏های اولیة حیات كودك، پرورش كودكانی سالم و دارای امنیت عاطفی، غیرممكن است. به این ترتیب خانوادة طبیعی، همان‏گونه كه «كریستوفر لاش» آن را وصف كرده، حقیقتاً پناه‌گاهی امن در این دنیای بی‌عاطفه است (محمدی، 1386، ص 93). اما آنچه امروزه مشاهده می‏شود، نگرش‏های فمینیستی است كه این‌گونه كاركردها را احمقانه معرفی كرده و زن حمایت‏گر و مراقبت‌كننده را، موجودی بدون درك معرفی می‌كنند. «سیمن دوبوار»، مؤلف كتاب «جنس دوم (یكی از كتاب‏هایی كه جنبش ضد مرد فمینیسم مدرن را به تحرك واداشت)» می‏گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد تا در خانه بماند و فرزندانش را بزرگ كند. جامعه باید به‌طور كامل متفاوت شود. زنان نباید حق انتخاب داشته باشند؛ دقیقاً به این دلیل كه در صورت داشتن حق انتخاب، بسیاری از آن‌ها سرگرم همان كارهای پیشین می‏شوند (محمدی، 1386، ص 101).» «بتی فریدان»، نویسندة كتاب پرفروش «رمز و راز زنانه (1963)»، جامعة آمریكا را اغلب با نازیسم مقایسه می‏كرد. او خانة سنتی را به «اردوگاه كار اجباری» تشبیه می‏كرد كه زندانیان آن، زنان خانه‏داری هستند كه با نیروی زنانگی، شست‌وشوی مغزی شده‏اند و دیگر به‌طور كامل انسان نیستند (محمدی، 1386، ص 102). كیت میلت (فمینیست رادیكال هم‌جنس‏گرا)» در كتاب خود تحت عنوان «سیاست جنسی (1970)» می‏گوید: «خانواده، نهادی ستمگر است. زنان ملك مردان و بردة صرف هستند.» رسانه‏ها با تمسك به این دیدگاه‏ها، در فیلم‏ها چنان‏كاری می‏كنند كه زنان از خود خجالت می‏كشند، وقتی دارای فرزند باشند و مجبور شوند به آن‌ها شیر بدهند و از آنان مراقبت كنند. با توجه به كوشش‏های گسترده‏ای كه در جوامع غربی برای حذف الگوهای نقش جنسیتی صورت گرفته، امروزه بسیاری از والدین به جامعه‏پذیری نقش‏های جنسیتی دربارة فرزندان‏شان كمتر حساسیت نشان می‏دهند و تأثیر عمیق این امر، بر نگرش جنسیتی فرزندان بر كسی پوشیده نیست. همچنین باید بر نقش اساسی رسانه‏های گروهی، در جامعه‏پذیری كودكان و بلكه بزرگ‌سالان تأكید كرد كه بدون شك، فیلم‏ها از اثرگذارترین آن‌ها بوده‏اند. همان‏گونه كه یكی از نویسندگان غربی در تحلیل محتوایی فیلم‏ها گفته است: «پدر احساساتی و مادرصفت و مادر شاغل، به‌صورت مضامین شناخته‌شده و رایج فیلم‏های سینمایی و تلویزیونی درآمده‏اند (بستان، 1388، ص 182).» نتیجه‌گیری آنچه امروزه به وضوح عیان است، این‌كه كشورهای ابرقدرت و استثمارگر با در اختیارگرفتن امپراتوری‏های رسانه‏ای برای تسلیم ملت‏های دیگر، به فرهنگ آن‌‏ها هجوم می‌برند؛ چراكه خوب می‏دانند فرهنگ هر ملت، به‌مثابه ریشة آن است و خوب می‏دانند كه مركز ثقل فرهنگ، خانواده است؛ لذا برای از بین بردن فرهنگ ملت، باید مركز ثقل آن و چیزی را كه تمام تار و پود فرهنگ را به هم می‏بافد، مورد تعرض و آسیب قرار د
ان و ظرفیت رسانه‏ها، اعم از رسانه‏های نوشتاری، دیداری، شنیداری و به‌كارگیری اصول تبلیغات و عملیات روانی، برای كسب منافع است (حسینی، 1392، ص 33). در جنگ نرم به‌جای سخت‌افزار، از نرم‏افزارهای رسانه‌ای، چون: رادیو، تلویزیون، پارازیت، خبرگزاری‏ها، اینترنت، ماهواره، ابزارهای دیجیتال و... استفاده می‏شود (ضیایی‌پرور، جنگ نرم 2 ویژة جنگ رسانه‌ای، ص81 ـ146). از دیرباز در مقایسة جنگ نرم با سخت گفته‏اند كه متقاعد ساختن یك نفر برای پیوستن به شما، بسیار ارزان‏تر از كشتن او تمام می‏شود. واژه‏ها، بسیار كم‌هزینه‏تر از گلوله‏های تفنگ هستند؛ تا چه رسد به گلوله‏های توپ و بمب‏ها. از سویی نیز با كشتن آن شخص، شما تنها دشمن را از داشتن یك سرباز محروم می‏كنید؛ در حالی كه اگر او متقاعد شود به نیروهای شما بپیوندد، هم به ضرر دشمن و هم به نفع نیروهای خودی است و این به‌معنای كسب دو امتیاز با یك حركت است (حسینی، 1392، ص 37). جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه، برای تسلط بر افكار و ارادة ملت‌ها تدوین و طراحی شده است (نباتی، 1391، ص 53). مقام معظم رهبری، در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری در این باره فرمودند: «امروز، جنگ نظامی با ما خیلی محتمل نیست. نمی‏گوییم به كلی منتفی است؛ اما خیلی محتمل نیست؛ لكن جنگی كه وجود دارد، از جنگ نظامی اگر خطرش بیشتر نباشد، كمتر نیست. اگر احتیاط بیشتری نخواهد، كمتر نمی‏خواهد. در جنگ نظامی، دشمن سراغ سنگرهای مرزی ما می‏آید، مراكز مرزی را سعی می‏كند منهدم بكند تا بتواند در مرز نفوذ كند؛ اما در جنگ روانی و آنچه كه امروز به آن جنگ نرم گفته می‏شود در دنیا، دشمن سراغ سنگرهای معنوی می‏آید كه آن‌ها را منهدم كند؛ سراغ ایمان‏ها، معرفت‏ها، عزم‏ها، پایه‏ها و اركان اساسی یك نظام و یك كشور. دشمن سراغ این‏ها می‏آید كه منهدم بكند و نقاط قوت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف بدل كند و فرصت‏های یك نظام را به تهدید بدل نماید. این كارهایی است كه دارند می‏كنند. در این كار تجربه هم دارند، تلاش هم زیاد دارند می‏كنند، ابزار فراوانی هم در اختیارشان هست. باید ابعاد دشمن و ابعاد دشمنی را بدانیم تا بتوانیم بر او فائق بیاییم (شریفی، 1389، ص 127).» جنگ رسانه‌ای و فرهنگ همة جوامع، داشتن فرهنگ پویا و مقتدر را، از نمادهای قدرت و اقتدار ملی خویش می‌دانند. به‌طور كلی فرهنگ و آیین هر قوم و به تعبیر دیگر فرهنگ هر ملت و كشوری، دربرگیرندة باورها، ارزش‏ها، آداب و رسوم و باید‏ها و نبایدهایی است كه زیربنای اصلی هویت هر كشوری هستند (سریع‌القلم، 1381، ص 10). امام‌خمینی6 دربارة فرهنگ فرمودند: «بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشكیل می‏دهد و با انحراف در فرهنگ، هرچند جامعه در بُعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، پوچ، پوك و میان‏تهی است. اگر فرهنگ جامعه‏ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، به ناچار ابعاد دیگر آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‏كند و بالأخره در آن مستهلك می‏شود و موجودیت خود را در تمامی ابعاد، از دست می‌دهد (امام خمینی6 ، صحیفة نور، ج 15، ص 150).» نظریة «امپریالیسم فرهنگی» بر این امر تأكید دارد كه شرط بقای بازیگران مسلط جهانی، بر این است كه فرهنگ كشورهای زیر سلطه را در اختیار بگیرند؛ بنابراین ارزش‏ها و باورهای آن‌ها به‌گونه‌ای استثمارگرایانه بر دیگر جوامع تحمیل می‏شود (ساری، 1388، ص 42). لذا كشورهای استعمارگر در جنگ نرم، ابتدا فرهنگ كشور مقابل را هدف قرار می‌دهند (حسینی، 1392، ص 78). به عبارت دیگر جنگ نرم، كار خود را با حمله به مبانی فرهنگی و اعتقادی و هنجارهای مسلم و پذیرفته‌شدة جامعه آغاز می‏كند. این تهاجم اولیه، به‌تدریج، ظهور و گسترش بحران‏های اخلاقی و اجتماعی را در پی دارد و سرانجام به وقوع بحران‏های امنیتی و سیاسی و حتی تغییر نظام‏ها می‏انجامد. در این میان رسانه‏ها، از جمله ابزار اصلی گسترش فرهنگ‌های غیربومی ویران‏گر هستند. رسانه‏های بیگانه كه عامل اصلی انتشار ویروس ابتذال‌اند، در جبهة جنگ نرم فرهنگی حضور می‏یابند و برای آماده‏سازی حضور سیاسی سلطه‏گران، فرهنگ بومی كشورهای هدف را نابود می‏كنند. با وجود این، فرهنگ و هیبت بومی و اسلامی، مانعی اساسی در برابر نفوذ فرهنگ غربی است. امروز در عالم سیاست، فرهنگ و جهان بین‌الملل، كشوری كه فرهنگ خود را در بازی با قدرت‏های بیگانه با بی‏بصیرتی ببازد یا پیوسته مشغول دفاع شود، هرگز نخواهد توانست در میدان جنگ نرم ایستادگی كند (حسینی، 1392، ص 97). از نگاه كلی و گونه‌شناسی تهدید، تهدیدهای نظامی بروز و ظهور و چهره‌ای آشكار دارد. تهدیدهای فرهنگی مستور و با چهره‌ای پنهان و با بهره‌گیری از روش‌های پیچیده، تا جایی پیش می‌روند كه در عصر كنونی بدون لشكر‏كشی، كشور‏گشایی ا
⭕️❌درس امروز جنگ نرم وخانواده
مكان‌پذیر شده است و ای ن امكان برای صاحبان قدرت از طریق فرهنگ‌سازی و هم‌سان‏سازی فرهنگی، شكل‏دهی و مدیریت افكار عمومی ایجاد شده است. در این میان رسانه‏ها، مركز ثقل و نقش اول را ایفا می‏كنند. در همین زمینه «الوین تافلر» معتقد است: «محور مانورهای قدرت در آینده، چیزی جز قدرت دستكاری در اطلاعات برای شكل‏دهی و كنترل افكار نخواهد بود. در این عرصه، گسترة فرستنده‏ها، پیام‌گیران و پیام‌سازان و در یك كلمه رسانه‏ها، در خط اول قرار دارند. رسانه‏ها و وسایل ارتباط جمعی، با ایجاد تصویر مجازی جهان از طریق انگاره‏سازی و برجسته‏سازی، برچسب‌زنی و... دنیایی ذهنی و غیرواقعی مطابق با منافع صاحبان قدرت را به دنیا مخابره می‏كنند. «هربرت شیلر»، منتقد آمریكایی رسانه‏ها نیز، در این‌ باره معتقد است كه سیستم جهانی كنونی، جریان برنامه‏های رسانه‏های غرب، به‌ویژه تلویزیونی آن كه عمدتاً از سوی آمریكا شكل گرفته است، هدفی جز حفظ اوضاع كنونی جهان كه متضمن استمرار سلطة غرب به جهان است، ندارد (ساری، 1388، ص 164). فرماندهان و كارگزاران جنگ نرم، برای تغییر باورها و ارزش‏های جامعة هدف، می‌كوشند از راه دگرگون‌كردن شیوة زندگی افراد وارد شوند؛ تغییر در نوع پوشش، آرایش، طرز خوراك، نوع معماری و مدها و مدل‌های گوناگون، زمینة تغییر در باورها و ارزش‌های افراد را نیز فراهم می‌آورد. ابزارهای رسانه‏ای، همگی برای تغییر در سبك زندگی به خدمت گرفته می‏شوند و به‌صورت آرام و غیرمستقیم، اهداف پشت پرده را عملیاتی می‏كنند (حسینی، 1392، ص 126). خانواده و فرهنگ خانواده به لحاظ قدرت، نخستين و از نظر گستردگى، جهان‏شمول‏ترین سازمان یا نهاد اجتماعی در جامعه است. خانواده سنگ‏ بناي همة جوامع بزرگ انساني است و در استحكام روابط اجتماعى، رشد، تعالی و سلامت روان فرد فرد اعضای جامعه نقش بنیادین دارد. در خانواده، كه نخستین ساختار جامعه است، روابط رسمی و قانونی زن و مرد، به شكل مشروع و مقبول و نیز پایه و اساس تعلیم و تربیت و بهداشت روان فرزندان و انتقال ارزش‌های فرهنگی بنیان نهاده شده است. در بیانی كوتاه، خانواد، واحد بنیادین اجتماع و كانون اصلی رشد و تعالی انسان است كه در آن ساختار، شرح وظايف و حقوق هر يك از اعضا پى‏ریزی شده است و چگونگی روابط و مناسبات آن‌ها، با یك‌دیگر تبیین شده است (نوابی‌نژاد، بى‌تا، ص1046). بهنجاری یا ناهنجاری جامعه، در گرو وضعیت و شرایط عمومی خانواده است. هیچ‌یك از آسیب‏هاي اجتماعى، فارغ از تأثیر خانواده پدید نمی‏آید؛ بنابراین سلامت جامعه، در گروی سلامت خانواده‌هاست. نقش اصلی و آشكار خانواده ،انتقال سینه به سینة ارزش‏ها و ميراث فرهنگي و اعتقادى، حفظ روابط خويشاوندى، پرورش و تربیت نفس و تأمین نیازهای اساسی انسان و بالأخره ایجاد تعادل روانی و عاطفی در افراد است (همان، ص1047). دامان خانواده، نخستین مركز آموزشی و به‌مثابه اولین مدرسه و دانشگاه است؛ دیدگاه‏ها دربارة خدا، هستی و انسان از آن‌جا پدید می‏آید؛ طرز فكرها، عادات، آداب و رسوم، آرمان‏ها، عقاید، فلسفة حیات، برداشت‏های ذهنی از نیك و بد، همه و همه در خانواده سرچشمه دارد (چراغی‌كوتیانی، 1389، ص 19). هیچ ملتی در تاریخ نتوانسته است بدون اجماع روی ارزش‏ها، برای مدتی طولانی به بقای خود ادامه دهد و برای آن كه ارزش‏ها با جامعه باشند، باید به‌طور طبیعی از پایین به بالا سرچشمه بگیرند (محمدی، 1386، ص 29). همه طراحان نظم نوین انسانی، خانواده را منبع ارزش‏آفرینی و در نتیجه، دشمن اهداف خود تلقی می‏كنند؛ بدین دلیل درصدد هستند این نهاد را به كلی نابود كنند (محمدی، 1386، ص 49).   مقام معظم رهبری در این باره می‏فرمایند: «مسئلة خانواده، مسئلة بسیار مهمی است؛ پایة اصلی در جامعه است، سلول اصلی در جامعه است. نه این‌كه اگر این سلول سالم شد، سلامت به دیگران سرایت می‏كند؛ یا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به دیگر سلول‏ها سرایت می‏كند؛ بلكه به این معناست كه اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن كه غیر از سلول‏ها چیز دیگری نیست. جامعه، بدون بهره‏مندی از نهاد خانوادة سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امكان ندارد پیشرفت كند (رصد، 1391، ص 2).» رسانه‏های بیگانه و خانواده مطالعات نشان می‏دهد بی‏ثباتی در خانواده‏ها، كه به‌مثابه فطری‏ترین و مقدس‏ترین نهاد بشری و حلقه‏های اصلی جوامع و سنگرهای پاسداری از فرهنگ و ارزش تلقی می‏شود، به دلیل كمبود فكری و روانی افراد جامعه است، روندی رو به گسترش دارد (ریاحی،1390، ص 195). از مهم‌ترین علت‏های این امر، تمركز و توجه شدیدی است كه بیگانگان برای تخریب خانواده در كشورهای دیگر دارند. در پروتكل شمارة ده حكمای صهیون آمده: «ما حیات خانواده را در ملت‏ها از بین می‏بریم و اهمیت تربیتی و اخلاقی آن را نابود می‌سازیم (صفاتاج، 1382، ص 233).» آنان با استفاده از رسانه‏های مختلف و خصوصاً شبكه‌های ماهواره‏ای فارسی زبان و با روش‏های مختل
امیرمحمد یاور رهبر: محمدرضا بنیانی[1] چكیده فرهنگ یك جامعه، یعنی تمامیت باورها و ارزش‏های آن جامعه و همچنین آداب و رسوم برآمده از آن باورها و ارزش‌ها. چیزی كه باعث تثبیت و انسجام این باورها و ارزش‏ها در جامعه می‏شود، خانواده است. استعمارگران با درك و شناخت دقیق این موضوع، به‌خوبی دریافته‏اند كه امروزه آنچه باعث شده حكومت اسلامی ایران استحكام داشته باشد و در طول زمان نیز گسترش بیشتری یابد، انسجام خانواده است كه مركز ثقل فرهنگ اسلامی ا‌ست. آنان چاره‌ای ندارند كه برای از بین بردن فرهنگ اسلامی بر حریم، خانواده هجوم برند؛ بنابراین با در اختیار گرفتن غول‌های رسانه‏ای، به دنبال بلعیدن ارزش‌ها و باورهای فرهنگی جامعة اسلامی هستند. آن‌ها برای نیل به این امر، بیشترین تمركز خود را روی خانواده گذاشته‌اند و با استفاده از شبكه‏های ماهواره‏ای و اینترنتی و پخش فیلم‏های مستهجن، كانون خانواده را آماج حملات خود قرار داده‏اند. آنان با شناسایی دقیق كاركردها و نقش خانواده در پیش‌برد فرهنگ اسلامی، سعی دارند از راه‌های مختلف این كاركردها را از میان برده و خراب كنند. با توجه به اهمیت این موضوع، در این نوشتار سعی شده به بررسی این مطلب پرداخته شود كه چگونه و با چه شیوه‌هایی، رسانه‏های غربی دنبال فروپاشی خانواده و فرهنگ اسلامی هستند.   مقدمه امروزه می‌بینیم كه كشورهای استعمارگر و ابرقدرت، به تكاپوی بیشتری افتاده‏اند تا ممالك دیگر را هرچه بیشتر به سلطة خود درآورند و آنان را استثمار كنند. از طرف دیگر آنان به‌خوبی دریافته‏اند، راه‏هایی وجود دارد كه می‏تواند خیلی راحت‏تر و كم‏هزینه‏تر آنان را به مقاصدشان برساند. آنان با توجه به این موضوع و درك اهمیت و كاربرد رسانه، برای ابزاری كه رسیدن به این مقاصد را بسیار آسان می‏كند، هر روز بر قدرت رسانه‌ای خود افزوده، رسانه‏های نوشتاری و تصویری بیشتری را در اختیار گرفته و از شگردهای تبلیغاتی و اقناعی بسیار پیچیده‏ای برای رسیدن به اهداف خود، استفاده می‌كنند. در این نوشتار، دنبال پاسخ این سؤالات هستیم: ـ چرا كشورهای استعمارگر هر روز بر قدرت رسانه‏ای خود می‏افزایند؟ ـ نقش رسانه‏ها در كمك به كشورهای استعمارگر در مسیر اهداف‌شان چیست؟ ـ رسانه‏ها چرا و چگونه به فرهنگ یك ملت حمله می‌كنند؟ ـ اهمیت خانواده در جنگ رسانه‏ای چیست؟ ـ شیوة رسانه‏ها برای فروپاشی خانواده‏ها كدام است؟ جنگ نرم در دوران استعمار كهنه، استعمارگران از طریق لشكركشی‏های نظامی و با تكیه بر قدرت نظامی خود، به تسخیر سرزمین‏های دیگر می‏پرداختند. در استعمار نو، از طریق حكومت‌های دست‌نشانده، مزدوران داخلی و قوانین و مقررات بین‌المللی، اهداف استعماری خود را دنبال می‏كردند و در استعمار فرانو، از طریق تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی یا به اصطلاح جدیدتر و كامل‏تر، از طریق جنگ نرم به فعالیت می‏پردازند (شریفی، 1389، ص31). «جوزف‏نای»، جنگ نرم را این‌گونه تعریف می‏كند: «توانایی شكل‌دهی به ترجیحات دیگران.» بنابراین جنگ نرم، هرگونه اقدام نرم روانی و تبلیغات رسانه‏ای است كه جامعة هدف را نشانه می‏گیرد و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار، به انفعال و شكست وامی‏دارد (حسینی، 1392، ص 29). در جنگ نرم با استفاده از اقدامات روانی، رسانه‏ای، تبلیغاتی، اجتماعی و فرهنگی، سعی می‏شود جامعه یا كشور هدف، از بُعد اندیشه‏ای و اعتقادی تسلیم مهاجمان شود. به تعبیر دیگر در جنگ نرم، دشمن سعی می‌كند با برنامه‏ریزی كامل و دقیق و با استفاده از همة ابزارهای ممكن، بر باورها، احساسات و رفتارهای جامعة هدف اثر بگذارد؛ به‌گونه‏ای كه همة آنان همان چیزی را باور داشته باشند كه او می‏خواهد، همان كاری را انجام دهند كه او دوست دارد و همان احساسات و تمایلاتی را ابراز نمایند كه او اراده كرده است. در جنگ نرم، مهاجمان سعی می‏كنند از طریق استحالة فكری و فرهنگی، مردمان جامعة هدف را ناخودآگاه به نیروی خودی بدل نمایند. هدف جنگ نرم این است كه باورها و ارزش‌های جامعة هدف را به‌گونه‏ای جهت دهند كه همچون مهاجمان بیندیشند، آنچه آنان خوب می‏دانند، خوب بدانند، آنچه بد و زشت معرفی می‌كنند، زشت ببینند و نه‌تنها از هم‌فكری و هم‌سویی با دشمنان قسم‌خوردة خود احساس شرمندگی نكنند، بلكه با افتخار از آن یاد كنند (شریفی، 1389،ص 27). در جنگ نرم دشمن از ابزارهای گوناگونی استفاده می‏كند؛ همچون: سازمان‏های غیردولتی هم‌گرا، رسانه (اینترنت، شبكه‏های ماهواره‏ای و مطبوعات)، نخبگان سیاسی، علمی و اجتماعی، پتانسیل واگرایی موجود در جامعه (مانند اقوام و اقلیت‏های گوناگون اجتماعی)، جنبش‏های اجتماعی، مانند جنبش زنان و دانشجویان و اپوزیسیون خارج از حاكمیت برای عوامل ابزاری و موقتی (حسینی، 1392، ص 36). رسانه‏ها، برجسته‏ترین مؤلفه‏های جنگ‏نرم شمرده می‏شوند. در این جنگ، بهره‏گیری از رسانه‏ها برای تضعیف هدف و بهره‏گیری از تو
تحت سرپرستی زنان و پدیدة زنانه ‌شدن فقر، هم‌بستگی‏هایی را مشاهده كرد (همان، 1388، ص 187). روایات آخرالزمان كه به بیان ویژگی‏های منفی عصر پیش از ظهور می‏پردازد، به جابه‏جایی نقش‏ها و جایگاه‏ها، به‌منزلة نقاط تاریك آخرالزمان اشاره كرده‏اند. این روایات به‌خوبی بیان می‌كنند كه اسلام بر حفظ موقعیت‌های متفاوت زن و مرد تأكید دارد و حركت به سمت برابری نقش را، انحراف دانسته است. امام‌ صادقA در بیان ویژگی‏های منفی آخرالزمان فرمود: «... آن‌گاه كه ببینی زنان در حال قهر و غلبه بر شوهران‏اند و كارهایی را كه سبب نارضایتی همسران‌شان است انجام می‏دهند و هزینه‏های اقتصادی شوهران‌شان را تأمین می‏كنند...، و آن‌گاه كه ببینی زنان بر حكومت چنان مسلط شده‏اند كه اقدام به كارها جز با تمایل آنان انجام نمی‏شود...» پیامبر اكرمJ در بیان ویژگی‏های منفی آخرالزمان فرمود: «آن‌گاه كه... مرد از همسرش فرمان‏بری (مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص254) كند، به همسایه ستم روا دارد و ارتباط خویشاوندی را قطع كند رحم و شفقت (در حق كوچك‏ترها) از میان بزرگ‌ترها برود و حیا از میان كوچك‏ترها رخت بربندد... و مرد پدر خود را دشنام دهد و به برادر خود حسادت ورزد... و مردان به لباس‌های زنانه آراسته شوند و لباس حیا از زنان گرفته شود... (همان، ص262)» امام علیA در بیان علائمی كه زمان خروج دجّال را نشان می‏دهد، فرمود: «... آن‌گاه كه... زنان را در منصب مشاوره نشانند و ارتباط خویشاوندی را قطع كنند... و زنان به‌خاطر فزون‏طلبی، همراه همسران‌شان در تجارت مشاركت كنند... و زنان، خود را چون مردان و مردان، شبیه زنان بیارایند (همان، ص162).» لازم به ذكر است كه الگوی تقسیم كار برابر و مشابه كه امروزه در بسیاری كشورها در حال گسترش است، گرچه ممكن است به‌طور مقطعی و آن هم با معیارهای فردگرایانه پی‌آمدهای مثبتی مانند رضایت درونی همسران داشته باشد، روی دیگر این سكه، تأثیر منفی آن بر سلامت اخلاقی و امنیت جنسی در جامعه است؛ زیرا نفس حضور گستردة زنان در محیط‏های عمومی كه معمولاً از اختلاط جنسی منفك نیست، بر نگرش‏ها و رفتارهای جنسی مردان و حتی خود زنان اثر می‏گذارد. افزون بر این، الگوی مزبور به گواهی شواهد تجربی در سست‌شدن پایه‏های خانواده اثرگذار است و نیازی به توضیح ندارد كه با فروپاشی خانواده‏ها، حتی اهداف اولیة ازدواج، یعنی آرامش روانی همسران و تربیت فرزندان سالم نیز امكان تحقق نمی‏یابد (بستان، 1388، ص 197). امروزه رسانه‏ها چنان تبلیغ می‏كنند كه زن و مرد هیچ‌گونه تفاوتی ندارند و محصور كردن زنان در برخی امور یا تعیین برخی نقش‏ها برای آنان، توهین به زن و مانع رشد و شكوفایی آنان می‏شود. ه‍) آسیب به  كاركردهای خانواده نهاد خانواده همچون نهادهای اجتماعی دیگر، كاركردهای مهمی دارد كه هر كدام نیازی از نیازهای بشر را در نظام اجتماعی برآورده می‏كند. از میان كاركردهای گوناگون خانواده، بر چندین كاركرد مهم تأكید كرده‏اند، كه عبارت‏اند از: تولید مثل، محافظت و مراقبت، اجتماعی كردن، تنظیم روابط جنسی، تأمین عاطفه و همراهی و كاركرد اقتصادی (چراغی‌كوتیانی، 1389، ص20). بدون تردید بیگانگان با درك اهمیت این كاركردها، خوب می‏دانند كه برای كاهش نقش یك خانوادة مؤثر، باید به‌گونه‌ای، این كاركردها را از مسیر اصلی خود خارج نمایند. در ادامه سعی می‌كنیم به بررسی این موضوع بپردازیم كه رسانه‏های بیگانه، چگونه با آسیب‏رسانی به كاركردهای خانواده، در عمل‌كرد مناسب آن مانع ایجاد كرده یا آن‌ را از مسیر اصلی خارج می‏كنند. 1. تبدیل كاركرد اقتصادی به رقابت، فردی‌نگری و خودخواهی در رویكرد اسلام، خانواده به‌مثابه نهادی اساسی در جامعه، اصل و محور است. باید خانواده به‌منزلة اولویت، نقش خویش را در شكل‏گیری هر موقعیت اجتماعی و فردی زن و مرد و هر نقشی كه آن‌ها برعهده می‌گیرند، ایفا كند. مدینة فاضله‏ای كه اسلام ترسیم می‌كند و جامعة مدنی و توسعة همه‌جانبه كه اكنون آرمانی جهانی برای ملت‏ها ـ از جمله امت بزرگ اسلامی ـ شده است، بدون حضور سازنده و فعال «نهاد مقدس خانواده» و بدون شروط و لوازم شكل‏گیری «خانوادة مطلوب» در جامعة اسلامی، امكان تحقق ندارد. خانواده به‌منزلة نهادی اجتماعی، هستة اولیة جامعه است و فقط رهنمودهای دینی، خاستگاه موقعیت ممتاز و ویژة آن نیست. افزون بر آن‌همه تأكیدهای دینی و ارزش‏هایی كه برای آن وارد شده است و افزون بر آن‌همه دستورالعمل‏هایی كه برای شكل‏گیری صحیح، تعیین مسئولیت‏ها، راه‌حل مشكلات و تحكیم روابط خانوادگی صادر شده است، منافع و ارزش‏های گسترده‏ای كه دارد، به‌مثابه واقعیاتی ملموس برای همه روشن است؛ از این رو در سخنی از امام رضاA می‏خوانیم كه اگر حتی دربارة ازدواج آیه‏ای نازل نشده بود و روایتی نیز وجود نداشت، همان نیكی به خویشان و انس و الفتی كه با دیگران در آن وجود دارد، به اندازه‏ای است كه انسان خردمند به آن رغبت كن