#نماز_جمعه
نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شاهرود
۲۲ اسفند ماه ۱۴۰۴، به امامت حجت الاسلام والمسلمین «#عباس_امینی» #امام_جمعه شاهرود در مصلی پیامبر اعظم(ص) برگزار خواهد شد.
🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️
ضمناََ راهپیمایی روز جهانی قدس ساعت ۱۰ صبح از میدان رز(خیابان کاج) برگزار میگردد .
صفحه رسمی ایتای جارچی👇
@jarchy0273
صفحه رسمی روبیکای جارچی👇
https://rubika.ir/jarchyO273
صفحه رسمی جارچی استان👇
https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
اعمال_شب_بیست_و_سوم_ماه_مبارک_رمضان.pdf
حجم:
506.8K
💠 اعمال شب ۲۳ ماه مبارک رمضان
۱. غسل، در ابتدا و انتهای شب
۲. دو ركعت نماز؛ در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد و بعد از نماز، هفتاد مرتبه«أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» بخواند.
۳. احیاء و قرآن بر سر گرفتن و قسم دادن خداوند به اهلبیت«ع»
۴. زيارت امام حسين«ع»
۵. خواندن صد ركعت نماز
۶.قرائت دعای:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً ...»
۷.قرائت دعاى جوشن کبیر
۸.قرائت دعای:«يَا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ...»
۹.خواندن مکرر دعای فرج:«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ ...»
۱۰.خواندن مکرر دعای:«يَا مُدَبِّرَ الْأَمُورِ...»
۱۱.تلاوت هزار مرتبه سورۀ قدر و سورههای عنكبوت، روم و دخان و تلاوت آیات دیگر به اندازۀ توانایی.
۱۲.خواندن نماز و دعا به اندازۀ توانایی، بهویژه دعای مکارم الاخلاق و دعای توبه.
۱۳.قرائت دعای:«اللَّهُمَّ امْدُدْ لِي فِي عُمُرِي وَ ...»
۱۴.قرائت دعای:«اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ ...»
۱۵.قرائت دعای:«يَا بَاطِناً فِي ظُهُورِهِ وَ ...»
۱۶.مذاکرۀ علمی
۱۷.طلب آمرزش و دعا براى حوائج دنيا و آخرت.
۱۸.طلب عافیت برای خود و دیگران.
#ماه_رمضان
#بهار_استان_سمنان
#رسانه_مجازی
ورود بهجارچی شاهرود 👇👇
@jarchy0273
جارچی اینجاهم هست 👇👇
https://rubika.ir/jarchyO273
📣مخاطبین عزیز جارچی جهت بهرهمندی دیگر دوستانتون پستای جارچی رو فوروارد بفرمایید 🙏
دعای جوشن کبیر.pdf
حجم:
345.9K
متن دعای جوشن کبیر
💔 با فونت درشت و خوانا
با ترجمه متن جهت درک معانی
🔺ما را از دعای خیرتان محروم ننمایید
🌸. ꧇⟯𖧷@jarchy0273
🚦🇮🇷مسیرهای مسدودی راهپیمایی روز جهانی قدس در شاهرود 🇮🇷🚦
🇮🇷🚦به گزارش پلیس راهور شهرستان شاهرود ؛ مسیرهای زیر از ساعت ۷۰۰ روز جمعه ۲۲اسفند تا پایان راهپیمایی مسدود است.
🇮🇷👈مسیرهای منتهی به میدان گل رز مسدود خواهد شد.
🇮🇷 👈مسیرهای منتهی به میدان نماز مسدود خواهد شد .
🇮🇷👈مسیرهای منتهی به پارکینگ اصلی مصلی در بلوار گلزار شهدا نیز مسدود خواهد شد
👈🚙پارکینگ های اختصاصی برای روز راهپیمایی :
🔶پارکینگ شماره ۱: انتهای خیابان کشتارگاه به سمت ورودی گلزار شهدا
🔶پارکینگ شماره۲: پارکینگ مصلی پیامبر اعظم(ص)
🚦لذا از شهروندان انقلابی شاهرود تقاضا میشود از پارک کردن خودرو در مسیرهای اعلامی خودداری فرمایند.
صفحه رسمی ایتای جارچی👇
@jarchy0273
صفحه رسمی جارچی بانوان👇
@jarchybanovan
صفحه رسمی روبیکای جارچی👇
https://rubika.ir/jarchyO273
صفحه رسمی جارچی استان👇
https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
#برشی_از_یک_زندگی
#چشمان_زغالی
#قسمت_دویستوشش
مازار با خباثت گفتم :الان که نمیگم بهت .آیلار خندیدباشه پس بریم یک چای بیارم بخوری بعد برم ساکمو آماده کنم مازار در خواست کردمیشه به جای چای برام قهوه درست کنی ؟از صبح که حرکت کردم قهوه نخوردم.آیلار لبخند زد:باشه حتما . قهوه فوری هنوز داریم همونو درست کنم اشکال نداره؟مازار پاسخ دادنه خیلی هم خوبه ....تا تو زحمت درست کردن قهوه رو می کشی من چند دقیقه پیش مادرت بشینم .اجازه رفتنمون هم بگیرم.از آشپزخانه خارج شدآیلار هم سمت ظرف قهوه فوری که سری قبل بخاطر حضور مازار خریده بودند رفت.با لبخندی که خودش از وجودش روی لبهایش خبر نداشت و حس خوبی که از آمدن مازار گرفته بود .آن خواسته ای که از نظر خودش آنقدرها هم اهمیت نداشت مازار را از کیلومترها راه کشیده و دنبال او اوردمی توانست برای روزهای زیادی بخش احساسی مغزش را به خودش در گیر کنداین اهمیت دادن مازار به خواسته اش حسابی به مزاقش خوش آمدزیادی بر دلش نشست.قهوه را درست کرد و زود از آشپزخانه خارج شد شاید از لابه لای حرفهای شوهرش با مادرش بفهمد قرار است کجا بروندمازار کنار بانو و ریحانه وشعله نشسته بود قهوه را که آیلاز مقابلش گذاشت.با محبت نگاهش کرد و گفت دستت درد نکنه زحمت کشیدی.آیلار با لبخند سر تکان دادو به جمعشان پیوست.مازار به شعله گفت شعله خانوم یک مسافرت چند روزه کاری برام پیش اومده اگه شما اجازه بدین آیلار هم با خودم ببرم.محترمانه حرف زدن مازار با مادرش را دوست داشت اینکه اجازه می گرفت و ادب را رعایت می کرد پاو می توانست فقط اطلاع دهد آمده تا با زن شرعی و قانونی اش به مسافرت بروداما احترام می گذاشت و اجازه می گرفت زنها همین را می خواهند یکی باید باشد هوای دلشان را داشته باشد هوای خانواده اشان راهوای مادر و پدرشان راکاش مردها می دانستند اگر می خواهند دوست داشتنشان را نشان دهند یکی از نشانه هایش این است که به خانواده زن احترام بگذارندکاش مردها می دانستند بخدا زن ها موجودات سختی نیستندآنها فقط وقتی دل مادرشان میشکند ،می شکنند وقتی به پدرشان بی احترامی میشود نابود می شوند بخدا زنها موجودات عجیبی نیستند کاش مردها کمی می دانستند.شعله با لبخند گرمی که نشانه رضایت از مازار بود گفت خواهش می کنم پسرم اختیار داری ،ان شاءالله که سفرتون بی خطر باشه.مازار جرعه ای از قهوه اش را نوشید وگفت متشکرم .بزرگواری کردیدچند دقیقه ای که کنار هم زمان گذراندندمازار از جا بلند شد و گفت پس با اجازه اتون تا آیلار آماده بشه من چند دقیقه برم مامانم رو ببینم.بانو به مازار که سر پا ایستاده بود نگاه کرد و گفت چه عجله ای داری مازار امروز چند ساعت رانندگی کردی خسته ای .امشب استراحت کن فردا بریدمازار به زنعمویش نگاه کرد و گفت ممنون ولی خیلی کار دارم باید زودتر برم تا به کارام برسم.لبخند بزرگی روی لب نشاند و گفت راستی شهرام برات پیغام فرستادو بدون اینکه پیغام شهرام را بدهد به سمت در رفت.آیلار هم همراهش شدمازار دم در هال ایستاد و گفت تو بیرون نیا دیگه سرده .برو وسایلتو جمع کن .لباس گرم یادت نره.راستی آیلار وقت نمی کنیم شام بخوریما.سریع تر آماده شو تا بریم.صورت آیلار در هم شد ولی گفتی کشک و بادمجون خیلی دوست داری.مازار به چهره دخترک خندید و گفت وقت زیاده یکبار دیگه دستپختتو میخورم.مازار از در خارج شد آیلار به اتاق رفت تا لباس بپوشدبانو وارد اتاق شد کمکت کنم؟ آیلار سر تکان داد آره ممنونت میشم.آیلار چرا داری لباس می پوشی مگه شام نمیخورین ؟آیلار گفت نه .مازار گفت وقت نمیشه.بانو دست از کار کشید راست میگی .پس من برم یک ذره خوراکی برای توی راهتون بذارم .کشک و بادمجون هم می ریزم توی ظرف ببرید.آیلار از توی آینه به خواهرش نگاه گرد و گفت ممنون لطف می کنی هر کدامشان سرگرم کار خود شدند آیلار داشت آماده میشد ریحانه چمدان خواهر شوهرش را می بست و بانو و شعله هم سبد مسافرتی را آماده می کردند آیلار بعد از اینکه آرایش مناسبی روی صورتش نشاند لباس هم پوشید به کمک ریحانه شتافت.مازار هم فرصت نکرد بیشتر از یک ساعت با مادرش وقت بگذراند و آمد تا راهی شوندمازار که برگشت .منصور هم آمده بوددر نبود مازار بانو البته با راهنمایی شعله هر چه را که فکر می کرد ممکن است توی راه لازمشان بشود روی صندلی عقب گذاشت.سبد مسافرتی را که حاوی میوه وشام و فلاکس چای بود همراه لیوان و قندان یک سفره کوچک حتی برایشان دو پتو وبالش هم گذاشت.مبادا جایی سردشان بشود و پتو نباشدمادر بود دیگر دلشوره همیشگی همه مادرها را هم داشت خداحافظی گرمی کردند و از خانه خارج شدند.آیلار را به سمت ماشین هدایت کرد بعدخودش هم سوار اتومبیلش شد راه افتادقبل از هر چیز بخاری را روشن کرد و به آیلار گفت الان ماشین گرم میشه .سردت که نیست ؟آیلارگفت نه زیاد .
ادامه دارد...
@jarchy0273
♦️با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) میخوانیم
🔹با قرائت دعای فرج به این جمع میلیونی بپیوندیم
ایتای جارچی روبیکای جارچی
روبینوی جارچی. جارچی تلگرام
پیج اینستاگرام
🌙 اوقات شرعی روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان به افق شهرستان های #استان_سمنان
#میامی #شاهرود #دامغان
#ماه_رمضان
#رسانه_مجازی
صفحه رسمی ایتای جارچی👇
@jarchy0273
صفحه رسمی روبیکای جارچی👇
https://rubika.ir/jarchyO273
صفحه رسمی جارچی استان👇
https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظاتی از شب احیاء۲۳ ماه مبارک رمضان
🔰میدان امام خمینی(ره)
🔸پنجشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴
#لبیک_یا_خامنهای
#قائد_امت
صفحه رسمی جارچی شاهرود👇
@jarchy0273
صفحه رسمی روبیکای جارچی👇
https://rubika.ir/jarchyO273
صفحه رسمی جارچی استان👇
https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8