🔰 چرا از کنار آمار حیرت انگیز استقبال مردم از شبهای قدر براحتی رد می شویم؟!
🔹 فرض کنید اگر ۱۰۰ نفر در یکی از پارکهای تهران قرار میگذاشتند برای برگزاری یک پارتی عمومی، یا مثلا ۵ نفر با هم قرار میگذاشتند که هر کدام در گوشهای از تهران روی سکویی بروند برای #کشف_حجاب، یا ۱۰۰۰ نفر در مراسم تشییع یک خواننده جمع شوند، یکدفعه چطور اهالی #رسانه همگی جامعهشناس میشوند و تمام صفحات مجازی پر میشود از تحلیلهای فوق تخصصی که ببینید جامعه به کدامین سو در حرکت است و مسیر گذشته و حال و آینده کشور را بر اساس همان یک رویداد چند نفره تحلیل میکردند.
🔹 اما حالا فرض کنید که چند هزار نفر از مردم خودشان را به سختی بیاندازند و سحرگاه برای مراسم شبهای قدر راهی قطعه_شهدا شوند؛ آن هم مراسمی که بدون هرگونه تبلیغ و اطلاع رسانیای برگزار شده... آیا درباره این پدیده و پدیدههای مشابه بسیار هم اهالی رسانه و جامعه شناسانِ افتخاری و تحلیلگرانِ متخصصِ در همه امور چند خط مینویسند؟!
🔹 یا وقتی نتایج نظرسنجی یک مرکز معتبر درباره علاقه اکثریت مردم برای حضور در مراسم #شب_قدر منتشر میشود، این موضوع هم محور تحلیلمان میشود یا بی توجه از کنارش رد میشویم؟! نمیدانم این چه مرضی است که همهمان را دچار کرده... که آن ۵ نفر و ۱۰۰ و ۱۰۰۰ نفر به سرعت به چشممان میآید و تبدیل میشود به مبنای تحلیل ما درباره همه اتفاقات جامعه، اما اینگونه اتفاقات معنادار بزرگ که کم هم نیستند را نمیبینیم و از کنارش به سادگی گذر میکنیم!
✍ نویسنده: علی صدری نیا
#ماه_رمضان
@roshana_esfahan
💥☄💥☄💥☄💥☄💥
☄
⭕️ رسانه و جنگ اراده ها
🔹سال هاست که صحنه نبردها دچار تغییرات ماهوی شده است. یعنی اگر پیشتر فتح و #پیروزی بر #روی_زمین معنا پیدا می کرد، امروز گام اول پیروزی فراتر از صفحه جغرافیا، بلکه به #تغییر_ادراک و #فتح_دلها وابسته شده است. نمونه عینی این اتفاق جنگ ۲۰۰۳ آمریکا علیه عراق بود که قبل از پیروزی در بُعد جغرافیا، آمریکا به مدت یک سال صحنه نبرد علیه عراق را به عرصه تبلیغات و رسانه کشاند، #ارادهها را سست کرد و بعد از آن در ظرف چند روز عراق را اشغال و بر آن حاکم شد، اتفاق تلخی که بعد از ۱۹ سال هنوز ملت مظلوم عراق از عوارض آن در رنجند. در جریان فتوحات جغرافیایی داعش در غرب آسیا نیز دقیقاًً همین اتفاق البته در ابعاد محدودتری رخ داد و داعش توانست در نبرد تبلیغی - النصر بالرعب - #اراده_مقابل را متزلزل و زمین را فتح کند. در همین رابطه نمونه های دیگری را نیز می توان بیان کرد.
🔹 #جنگ_ارادهها ربط وثیقی با #جنگ_شناختی دارد. #جنگ_شناختی به معنای آماج قرار گرفتن #قوه_شناخت مردم و نخبگان یک جامعه به منظور #تغییر_باورها و در نهایت رفتارهاست. این جنگ البته شکل تکامل یافته تر و عمیق تری از #جنگ_روانی است. اساسی ترین نتیجه در جنگ شناختی تلفات مضاعف انسانی است. در جنگ سخت وقتی یک نفر مجروح یا کشته شد عملاً فقط یک نفر از جبهه خودی کم می شود، اما در جنگ شناختی وقتی یک نفر نسبت به باورهای خود تردید کرد، علاوه بر این که یک نفر از گروه خودی کم شده، یک نفر هم به گروه مقابل اضافه می شود. در این شکل از نبرد در واقع نه تنها سربازانِ خط مقدم نبرد نظامی، بلکه #عموم_مردم_جامعه که اصلی ترین سرمایه هر نظام سیاسی است آماج قرار گرفته، نسبت به جامعه و کشور خود بدبین و حالت رویگردانی شکل می گیرد. #جنگ_شناختی در صورت تداوم به وارونگی افکار عمومی، شکاف و بحران اقناعی و در نهایت به زایل شدن اراده های راسخ منتهی خواهد شد.
🔹بی شک و براساس شواهد قطعی، ابزار کاربردی در جنگ اراده ها، #رسانه است. به مدد تصویرسازی و تکرار آن، #ادراک_مخاطب از واقعیات موجود و پیرامون دچار تغییر شده و باورهای او استحاله می شود. در این شرایط #جامعه_هدف دقیقاًً مسائل پیرامون را آنطور درک و رمزگشایی می کند، که ارسال کننده پیام آنرا رمزگذاری و هدفگذاری کرده است. در این آوردگاه، به جای تجهیزات نظامی، #رسانه ابزار مهم و موثر برای #تحمیل_اراده در صحنه رویارویی است. تفوق در ایجاد تصویر منفی از دستاوردها و پیشرفت ها از یک جامعه پیشرو و جوان، ایجاد حس حسرت نسبت به غیر، القاء ناتوانی و عقبگرد و... از جمله مهم ترین تاکتیک ها در این #جنگ_رسانهای و روانی است تا اراده های مستحکم، سست و خلل پذیر شده و زمینه برای تسلیم فراهم شود. پازلی بسیار واضح و در عین حال پیچیده و چند بُعدی برای اثرگذاری بر سیستم محاسباتی حریف.
🔹در #نبرد_ارادهها، بار اصلی بر دوش #رسانه است. این رسانه و کارکردهای متنوع آن است که #تصویرسازی می کند، #باورها را شکل داده، اصلاح کرده و یا تغییر می دهد، اراده ها را جزم کرده و یا زایل میکند، از ملتی قهرمان چهره ای شکست خورده و ناتوان می سازد، موقعیت خلق می کند و یا فرصت ها را میسوزاند و هدر میدهد، بسترهای پیشرفت و پسرفت را هموار میکند، عزم های راسخ و غیرتها را به میدان می آورد و یا انگیزه ها را به میرایی و نابودی میکشاند. دهه ها #سرمایه_گذاری_غرب در #حوزه_رسانه و #تبلیغات و خلق صنایعی همچون هالیوود و ایجاد اندیشکده های نظریه پردازی در حوزه ارتباطات دقیقاًً با همین مبنا صورت گرفته است. یعنی تلاش غرب برای هیمنه سازی و شکل دادن به باورهای مطلوبش در نقاط هدف. باورپذیر کردن غرب به عنوان تمدن پیشرفته، برتر و مسلط، باوراندن عقب ماندگی و درماندگی در هر آنچه نشانی از غرب ندارد و باوراندن ضرورت وابستگی، تنها بخشی از کارکردهای #رسانه در صحنه #جنگ_ارادههاست.
🔹تجربه و تدبیر نشان می دهد در چنین شرایطی اگر بخواهیم در نبرد اراده ها مغلوب نشویم، لازم است در #سازمان_رسانهای_کشور تجدیدنظر اساسی صورت دهیم. امروز سازمان رسانه ای کشور دچار اعوجاج، عقب ماندگی، نارسایی های ساختاری و به ویژه فرسودگی مدیریتی است. بخشی از ضرباتی که بر پیکره انقلاب اسلامی به ویژه در سال های اخیر در صحنه تحولات داخلی و بین المللی وارد شده، ناشی از ناتوانی رسانه ای در برجسته سازی داشته ها، استفاده از فرصتها و رویارویی با حریف در #نبرد_ادراکی است که بعضاً به تضعیف اراده ها انجامیده است. باید در حوزه رسانه به #بازدارندگی رسید. بازدارندگی یعنی مأیوس کردن حریف از اقدام خصمانه، از طریق ایجاد شک و تردید یا ترس از عواقب اقدام و به هم ریختن دستگاه محاسباتی او.
منبع: جهان نیوز
#جنگ_شناختی #جنگ_روانی #جنگ_ادراکی #جنگ_رسانه_ای #رسانه