eitaa logo
Light is typing ...
78 دنبال‌کننده
47 عکس
2 ویدیو
0 فایل
شاید کمی متفاوت تر شاید همان مزخرف همیشگی..
مشاهده در ایتا
دانلود
📁پرونده شماره ۰۲۱ : ناشکری نکن ساجده نام متهم: ناشکری نکن ساجده سطح خطر: متوسط؛ اتهام اول: استفاده بی‌رویه از اینستاگرام! بر اساس شواهد موجود، به نظر می‌رسد متهم از اینستاگرام استفاده می‌کند. بله، درست خواندید. در حالی که بسیاری از افراد ترجیح داده‌اند در آرامش زندگی کنند، متهم ظاهراً وارد قلمرو اینستاگرام شده و همچنان زنده از آن خارج می‌شود. دادگاه این موضوع را با نگرانی شدید بررسی کرده و فعلاً فقط می‌تواند بگوید: واه واه... ساجده! 😐 اتهام دوم: دریافت هدیه از آقا سید مجتبی 🎁 متهم از معدود افرادی است که بنا بر گزارش‌های موجود، سعادت دریافت کادویی از آقا سید مجتبی را داشته است. اتهام سوم: کمیت پایین، کیفیت بالا تعداد ممبران متهم چندان زیاد نیست؛ اما بررسی‌ها نشان می‌دهد همین تعداد محدود، از کیفیت قابل‌قبولی برخوردارند. بنابراین متهم به اتهام «جمع‌آوری ممبر با وسواس و گزینش‌گری» تحت تعقیب قرار می‌گیرد. ظاهراً برای ساجده تعداد مهم نیست؛ مهم این است چه کسانی آنجا هستند. اتهام چهارم: علاقه به «خاطرات رهایی من» متهم از علاقه‌مندان سریال خاطرات رهایی من است؛ سریالی که ظاهراً توانسته مستقیماً وارد پرونده‌ی احساسی وی شود. البته LIT در این بخش با متهم اختلاف نظر ندارد؛ چون شخص تنظیم‌کننده‌ی این پرونده نیز به شکل مشکوکی همین سریال را دوست دارد. در نتیجه این اتهام فعلاً به‌جای محکومیت، به‌عنوان «اتهام قابل همدردی» ثبت می‌شود. ⚖️ حکم نهایی متهم به ادامه‌ی فعالیت با همان تعداد کم اما باکیفیت ممبران محکوم می‌شود. همچنین موظف است در صورت ورود مجدد به اینستاگرام، حداقل یک بار با خودش فکر کند: «ساجده... واقعاً لازم بود؟» اما به دلیل دریافت هدیه از آقا سید مجتبی و علاقه‌ی مشترک به خاطرات رهایی من، دادگاه در مجازات وی تخفیف قائل شده و پرونده را با این جمله مختومه می‌کند: «ناشکری نکن ساجده؛ هم کادو گرفتی، هم ممبرات کمن ولی باکیفیتن، هم سریال خوب می‌بینی... فقط اون اینستاگرام رو یه فکری براش بکن.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۲ : Innate Domain نام متهم: Innate Domain اتهام اول: از نسل انسان‌های اولیه‌ی ایتا بودن روایت‌های متعددی از حضور متهم در سال‌های بسیار دور ایتا وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که هنوز سال دقیق شروع فعالیتش مشخص نشده و مورخان LIT در حال بررسی اسناد باستانی‌اند. گفته می‌شود متهم از انسان‌های اولیه‌ای است که در ایتا رویت شده‌اند. متأسفانه اولین کانال وی نیز سرنوشتی جز پیوستن به خاطره‌ها نداشته و امروزه تنها روایاتی از آن باقی مانده است. اتهام دوم: نارضایتی شدید از زندگی بزرگسالی متهم ظاهراً پس از ورود به دنیای بزرگسالی متوجه شده این زندگی آن چیزی نبوده که در بروشور معرفی کرده بودند. شاکی اصلی پرونده، چای متهم است؛ زیرا متهم حتی برای نوشیدن یک فنجان چای هم وقت کافی ندارد و در بسیاری از موارد، چای بی‌گناه مجبور می‌شود تا مدت‌ها منتظر بماند و در نهایت سرد شود. اLIT این اقدام را مصداق بارز کشتن چای با بی‌توجهی می‌داند. اتهام سوم: حمل تروماهای یک سال گذشته بررسی پرونده نشان می‌دهد متهم از اتفاقات یک سال گذشته، تروماهایی را با خود حمل می‌کند که همچنان همراه او هستند. LIT در این بخش به‌جای صدور حکم، برای متهم آرزوی بهبودی دارد و امیدوار است هرچه زودتر از سنگینی اتفاقات گذشته عبور کند و حال دلش بهتر شود. 🫂 با این حال، این موارد نیز در پرونده ثبت شده‌اند؛ چون پرونده‌ی LIT چیزی را از قلم نمی‌اندازد. اتهام چهارم: سیاسی و مذهبی بودن همزمان متهم در کنار فعالیت‌های خود، شخصیتی سیاسی و مذهبی نیز دارد؛ ترکیبی که باعث شده پرونده‌ی وی از همان ابتدا مشخص کند با یک متهم معمولی طرف نیستیم. اتهام پنجم: هنرمندی در آشپزی و در نهایت، برخلاف تصور اولیه، متهم در آشپزی نیز دستی بر آتش دارد. یعنی فردی که برای نوشیدن یک چای ساده وقت ندارد، ظاهراً می‌تواند وارد آشپزخانه شود و هنر آشپزی به خرج دهد. این تناقض هنوز برای LIT حل نشده است. چای سرد، غذای هنرمندانه؟ تحقیقات ادامه دارد. حکم نهایی: حفظ سابقه‌ی تاریخی خود در ایتا و تلاش برای زنده نگه داشتن یاد اولین کانال از دست‌رفته و نوشیدن چای قبل از اینکه سرد شود. و در پایان: پرونده‌ی Innate Domain ثابت کرد که ممکن است آدمی سال‌ها در ایتا سابقه داشته باشد، از بزرگسالی و چای سرد شاکی باشد، بار اتفاقات سخت گذشته را با خود حمل کند، منتظر ظهور باشد، سیاسی و مذهبی باشد و در نهایت... برود آشپزی کند. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۳ : «اینجا اسم نداره» سطح خطر: بالا اتهام اول: ممنوعیت ورود دایناسورها متهم از همان ابتدا قانون عجیبی را روی درِ کانال خود اعمال کرده: «ورود دایناسورها ممنوع.» علت این ممنوعیت هنوز مشخص نیست؛ اما LIT احتمال می‌دهد متهم یا تجربه‌ی ناخوشایندی با دایناسورها داشته، یا اطلاعات محرمانه‌ای درباره‌ی بازگشت نسل دایناسورها در اختیار دارد. در هر صورت، از این پس هر دایناسوری که قصد ورود داشته باشد، با برخورد قاطع مدیریت مواجه خواهد شد. اتهام دوم: تماشای سریال از چهارگوشه‌ی جهان متهم علاقه‌ی شدیدی به هالیوود و سریال‌های کشورهای مختلف دارد و ظاهراً مرز جغرافیایی برایش در انتخاب سریال معنایی ندارد. کره؟ بله. آمریکا؟ بله. کشور دیگر؟ باز هم بله. اگر یک سریال در نقطه‌ای از جهان ساخته شود، احتمال اینکه متهم پیدایش کند نگران‌کننده است. اتهام سوم: حمل غیرقانونی موبایل به مدرسه متهم نه‌تنها موبایل را با خود به مدرسه حمل می‌کند، بلکه طبق گزارش‌های موجود، از آن برای تماشای سریال سر کلاس نیز استفاده می‌کند. این اقدام از نظر LIT به‌شدت محکوم است؛ زیرا کلاس برای یادگیری و آموزش است، نه اینکه متهم وسط درس بزند روی Play و برود سراغ قسمت بعدی. بنابراین در این بخش، دادگاه به متهم تذکر جدی می‌دهد: سریال برای زنگ تفریح؛ درس برای سر کلاس. اتهام چهارم: هوش و زرنگی در مسیرهای نادرست متهم بسیار زرنگ و زبل است؛ اما ظاهراً بخشی از این استعداد گران‌بها را صرف کارهایی می‌کند که بهتر است اصلاً انجام نشوند. اLIT معتقد است اگر همین میزان زرنگی صرف درس و پیشرفت شود، ممکن است متهم در آینده به جای اینکه مأموران را دور بزند، از همه جلو بزند. اتهام پنجم: آمادگی برای جنگی که هنوز آغاز نشده مهم‌ترین سند پرونده مربوط به علاقه‌ی متهم به دعوا و برنامه‌ریزی برای درگیری با همسر آینده است. بعضی‌ها برای ازدواج برنامه‌ریزی می‌کنند؛ متهم برای بردن دعواهای بعد از ازدواج برنامه می‌ریزد. اLIT رسماً اعلام می‌کند: خانم‌متهم، هنوز همسر آینده‌تان را پیدا نکرده‌اید؛ لطفاً حداقل نقشه‌ی جنگی‌اش را فعلاً کنار بگذارید. اتهام ششم: هواداری از تیم ملی والیبال متهم علاقه‌مند به والیبال، به‌خصوص تیم ملی است و در کنار تمام فعالیت‌های مشکوک فوق، حداقل یک علاقه‌ی ورزشی قابل قبول نیز در پرونده به ثبت رسیده است. این مورد فعلاً به نفع متهم محسوب می‌شود. حکم نهایی: متهم به موارد زیر محکوم می‌شود: موبایل در مدرسه فقط در صورت مجاز بودن و برای امور لازم؛ سر کلاس سریال دیدن ممنوع. تمام برنامه‌های جنگی علیه همسر آینده تا زمان ازدواج به حالت تعلیق درمی‌آید. و در پایان: «اینجا اسم نداره؛ ولی متهم زرنگ داره، سریال داره، والیبال داره، موبایل سر کلاس داره... و ظاهراً برای همسر آینده هم از همین حالا پرونده‌ی درگیری تشکیل داده.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۴ : «نمیدونم چرا» سطح خطر: نامعلوم؛ علت آن هم... نمی‌دانیم چرا. اتهام اول: ایجاد تشابه اسمی مشکوک LIT پس از بررسی‌های گسترده متوجه شد شخصی به نام «نمیدونم چرا³» نیز در ایتا وجود دارد. تلاش‌های فراوان برای پیدا کردن ارتباط میان این دو، تا این لحظه هیچ نتیجه‌ای در بر نداشته است. بنابراین دادگاه رسماً اعلام می‌کند: اگر میان این دو کانال نسبت فامیلی، آشنایی قبلی، همکاری مخفیانه یا هرگونه ارتباطی وجود دارد، همین حالا اعتراف کنند. در غیر این صورت، هر دو طرف به بخش اعتراف‌گیری و شکنجه‌ی دادگاه LIT ارجاع داده خواهند شد. اتهام دوم: سیدرامابینی حرفه‌ای 🇨🇳 متهم از علاقه‌مندان سیدراما است و در پرونده‌ی او سابقه‌ی تماشای سریال‌های چینی به ثبت رسیده. LIT فعلاً در این مورد دخالتی ندارد؛ فقط امیدوار است متهم بعد از هر سریال مجبور نشود برای ۵۰ قسمت آینده‌ی زندگی‌اش هم برنامه‌ریزی کند. اتهام سوم: روزمرگی‌گویی متهم علاقه دارد از اتفاقات و روزهای زندگی خود بگوید و روزمرگی‌هایش را با دیگران به اشتراک بگذارد. این کار اگرچه در ظاهر کاملاً بی‌خطر است، اما LIT معتقد است وقتی کسی شروع می‌کند به تعریف روزمرگی، ممکن است ممبران را هم وارد جزئیات زندگی خودش کند و دیگر راه برگشتی وجود نداشته باشد. اتهام چهارم: علاقه‌ی مشکوک به مداحی متهم علاقه‌ی خاصی به مداحی دارد و این علاقه نیز در پرونده ثبت شده است. با توجه به سایر ویژگی‌های متهم، LIT هنوز در حال بررسی است که آیا این علاقه صرفاً یک سلیقه است یا متهم در آینده قصد دارد یک هیئت سیار در ایتا راه‌اندازی کند. اتهام پنجم: تاب‌آوری در روزهای سخت جنگ در یکی از سخت‌ترین دوره‌ها، متهم توانسته تاب‌آوری مناسبی از خود نشان دهد و روزهای دشوار جنگ را پشت سر بگذارد. این مورد برخلاف سایر اتهامات، نه‌تنها جرم محسوب نمی‌شود، بلکه به‌عنوان نقطه قوت پرونده ثبت می‌شود. اتهام ششم: اعتقاد به آسترولوژی 🔮✨ متهم به آسترولوژی نیز باور دارد و ظاهراً برای ستاره‌ها و موقعیت اجرام آسمانی در زندگی انسان‌ها اهمیت خاصی قائل است. در این قسمت LIT فقط یک سؤال دارد: اگر روزی زحل وارد خانه‌ی هفتم شد، آیا باید پرونده‌ی ازدواج تشکیل دهیم یا نه؟ تحقیقات همچنان ادامه دارد. حکم نهایی: متهم به ادامه‌ی روزمرگی‌گویی، گوش دادن به مداحی و تماشای سیدراما محکوم می‌شود؛ اما در خصوص آسترولوژی، دادگاه توصیه می‌کند که تصمیم‌های مهم زندگی صرفاً بر اساس آن گرفته نشوند. در خصوص تشابه اسمی با نمیدونم چرا³ نیز حکم همچنان قطعی است: یا نسبت خود را اعلام کنید، یا آماده‌ی حضور در بخش اعتراف‌گیری LIT باشید. و در پایان: «اسمش نمیدونم چراست؛ ولی ما دقیقاً می‌دونیم چرا مشکوکیم.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۵ : ادبار سطح خطر: دلقک‌بودن در حد هشدار قرمز اتهام اول: دلقک‌بازی در سطح ملی 🤡 سطح دلقک بودن متهم آن‌قدر بالاست که تاکنون چندین بار ملت بی‌گناه را به بازی گرفته و با انتشار اخبار جعلی، موجی از شوک و سردرگمی در میان مردم ایجاد کرده است. اما اوج جنایت زمانی رخ داده که متهم چندین مرتبه خبر ازدواج فیک منتشر کرده؛ مردم نیز با حسن نیت باور کرده‌اند و متهم در همان لحظه، در گوشه‌ای نشسته و هار هار به سادگیِ ملت خندیده است. دادگاه این رفتار را مصداق بارز کلاهبرداری عاطفی با چاشنی دلقک‌بازی می‌داند. اتهام دوم: سوءاستفاده از اعتماد عمومی متهم ظاهراً دریافته که مردم با دیدن یک خبر غیرمنتظره، به‌سرعت باور می‌کنند و به جای استفاده‌ی مسئولانه از این قدرت، تصمیم گرفته آن را صرفاً برای سرگرمی شخصی به کار ببرد. اLIT هشدار می‌دهد: هر خبری که از ادبار منتشر شود، تا سه بار بررسی شود؛ خصوصاً اگر کلمه‌ی «ازدواج» در آن وجود داشت. اتهام سوم: دشمنی با ترافیک متهم از ترافیک متنفر است و هیچ علاقه‌ای به نشستن در خیابان و خیره شدن به چراغ ترمز ماشین جلویی ندارد. این نفرت کاملاً قابل درک است؛ اما متهم برای تحمل این وضعیت، راه‌حل عجیبی انتخاب کرده:چای. اتهام چهارم: وابستگی شدید به چای متهم علاقه‌ی شدیدی به چای دارد و ظاهراً معتقد است یک استکان چای خوب می‌تواند حتی ترافیک را قابل تحمل کند. اLIT هنوز در حال بررسی این فرضیه است، اما اگر روزی ادبار وسط ترافیک گیر کرد و به‌جای فحش دادن، چای در دست داشت، احتمالاً نظریه‌ی مذکور تأیید خواهد شد. حکم نهایی متهم به موارد زیر محکوم می‌شود: ممنوعیت انتشار خبر ازدواج فیک تا اطلاع ثانوی.در صورت انتشار مجدد، موظف است قبل از خندیدن به مردم، حداقل سه ثانیه احساس گناه کند. و تحمل ترافیک با یک لیوان چای؛ چون ظاهراً این تنها سلاح مؤثر وی است. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۶ : مستأجر پلاک ۱۳ وضعیت: مستأجر موقت؛ در انتظار تبدیل شدن به صاحب‌خانه 🏠 سطح خطر: متوسط؛ ولی تعداد مدیران مشکوک است. اتهام اول: سکونت طولانی‌مدت در پلاک ۱۳ متهم همچنان با عنوان «مستأجر پلاک ۱۳» فعالیت می‌کند و LIT امیدوار است هرچه سریع‌تر خانه‌ای خریداری کند و از حالت مستأجری خارج شود. حکم دادگاه از همین حالا مشخص است: خرید خانه و تبدیل شدن به «صاحب‌خانه پلاک ۱۳» در اسرع وقت. البته تا آن زمان، متهم همچنان باید اجاره‌نشینی خود را تحمل کند. اتهام دوم: ممنوعیت ورود آقایان در محدوده‌ی پلاک ۱۳ قانونی بسیار جدی برقرار است: ورود آقایون ممنوع. هیچ آقای مشکوکی حق ورود ندارد و متهم ظاهراً قصد دارد این قلمرو را کاملاً زنانه نگه دارد. اLIT نیز فعلاً در این خصوص دخالتی نمی‌کند. اتهام سوم: عکاسی از هر چیزی که سر راهش سبز شود متهم علاقه‌ی عجیبی به عکاسی دارد و ظاهراً هر چیزی که جلوی دوربینش قرار بگیرد، شانس تبدیل شدن به سوژه‌ی عکاسی را دارد. گربه؟ عکس. آسمان؟ عکس. غذا؟ عکس. یک برگ افتاده روی زمین؟ احتمالاً عکس. اتهام چهارم: تشکیل شورای مدیریت چند نفره متهم تنها مدیر کانال نیست و در کنار خودش حدود سه ادمین دیگر نیز دارد. یعنی پلاک ۱۳ عملاً با یک نفر اداره نمی‌شود؛ بلکه یک شورای عالی مدیریت پشت آن قرار دارد. اتهام پنجم: درس نخواندن و گوشی‌بازی ادامین محترم پلاک ۱۳ باید توجه داشته باشند که زندگی فقط کانال و گوشی نیست. دادگاه به متهم و همدستاتش دستور می‌دهد: درس بخوانید، کمتر سراغ گوشی بروید و از انیمه دیدن خودداری کنید. بله؛ حتی اگر قسمت بعدی دقیقاً همان جایی باشد که داستان تازه جذاب شده. حکم نهایی: برای خرید خانه و تبدیل شدن به صاحب‌خانه پلاک ۱۳ تلاش کنند. قانون ورود آقایان ممنوع را حفظ کنند. به عکاسی از جهان اطراف ادامه دهند؛ ولی یک بار هم خودشان را سوژه کنند. بیشتر درس بخوانند.کمتر به گوشی بچسبندو تا اطلاع ثانوی انیمه تعطیل! و در پایان: «مستأجر پلاک ۱۳، امیدواریم به‌زودی کلید خانه‌ی خودت رو بگیری؛ ولی تا اون روز، لطفاً اجاره‌نشینی رو با سه ادمین، صدها عکس و چهار نفر آدمِ درگیر گوشی مدیریت کن.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁پرونده شماره ۰۲۷ : انکانتبل 🔍 مشخصات متهم: هنرمند و نقاشی که ظاهراً به‌جای رنگ و قلم‌مو، از جادو برای جذب مخاطب استفاده می‌کند! 📜 شرح اتهامات وارده: ۱. متهم به جادوگری حرفه‌ای و افسون‌کردن ممبرهای بی‌گناه ایتا متهم است؛ به‌طوری که افراد پس از ورود به محدودهٔ کانال، دیگر توانایی مقاومت در برابر دکمهٔ عضویت را ندارند. ۲. استفادهٔ غیرمجاز از استعداد هنری برای فریب چشم‌ها و تسخیر قلب مخاطبان؛ هنوز مشخص نیست افراد برای دیدن نقاشی‌ها می‌آیند یا تحت طلسمی ناشناخته قرار گرفته‌اند! ۳. فعالیت مشکوک در اپلیکیشن Duolingo؛ متهم در کنار یادگیری زبان‌های خارجی، احتمالاً در حال یادگیری وردهای باستانی برای افزایش اعضای کانال است. حکم دادگاه: متهم موظف است ضمن ادامهٔ فعالیت‌های هنری و زبان‌آموزی، روش جذب این‌همه ممبر را افشا کند؛ در غیر این صورت، به اتهام جادوگری در فضای مجازی و تسخیر داوطلبانهٔ کاربران، به ادامهٔ رشد کانال تا اطلاع ثانوی محکوم می‌شود! 📌 وضعیت پرونده: مظنون به جادوگری؛ میزان خطر برای ممبرهای کودک و بزرگسال همچنان در دست بررسی است. LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۲۸ : روزشمار پایان دولت پزشکیان 🔍 مشخصات متهم: شهروندی خسته از روزگار، گرفتار در چرخهٔ فشار اقتصادی و چشم‌انتظار روزی که بالاخره نفس راحتی بکشد و روزهای سخت مملکت به پایان برسند. 📜 شرح اتهامات وارده: ۱. سیاه‌نمایی با استفاده از تقویم! متهم با راه‌اندازی روزشمار پایان دولت پزشکیان، دست به اقدامی مشکوک زده و ظاهراً هر روز را نه با امید به فردا، بلکه با شمارش معکوس سپری می‌کند! ۲. فعالیت سیاسی بدون مرخصی از زندگی! متهم به‌شدت سیاسی تشریف دارد و به‌جای آنکه فقط نگران قیمت‌ها باشد، برای پایان دولت هم برنامه‌ریزی کرده است. میزان سیاسی بودن وی به حدی بالاست که احتمال انتقال ناگهانی ایشان به مقصد نامعلوم، داخل یک گونی، اصلاً دور از ذهن نیست! ۳. ایجاد نگرانی در محافل دولتی! طبق گزارش‌های تأییدنشدهٔ، متهم هم‌اکنون تحت تعقیب مأموران دولت پزشکیان قرار دارد و هر بار که عدد روزشمار را به‌روزرسانی می‌کند، یک نفر در جایی مشکوک عرق سرد می‌ریزد! ۴. امیدواری بیش از حد به پایان روزهای سخت: متهم همچنان امیدوار است فشار اقتصادی و مشکلات معیشتی روزی تمام شوند؛ اتهامی که در این روزگار، هم قابل درک است و هم به‌شدت نیازمند استراحت روانی و یک حساب بانکی پرپول! حکم نهایی : متهم به تحمل روزهای باقی‌مانده، ادامهٔ شمارش معکوس و حفظ آخرین ذره‌های امید محکوم می‌شود. همچنین به دلیل احتمال بالای گونی‌شدن، موظف است هنگام انتشار هر پست، ابتدا از نبودن افراد مشکوک پشت در خانه اطمینان حاصل کند! 📌 وضعیت پرونده: سیاسیِ بالقوه خطرناک؛ تحت تعقیب اصلاحات؛ محل اختفا نامعلوم؛ گونی در حالت آماده‌باش! LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۲۹: آنچه نگفتم 🔍 مشخصات متهم: صاحب محلی برای تخلیهٔ حرف‌هایی که در گلو مانده‌اند؛ حرف‌هایی که گفته نشدند، اما ظاهراً قرار هم نیست برای همیشه ناگفته بمانند! 📜 شرح اتهامات وارده: ۱. تحریک حس کنجکاوی عمومی: متهم با انتخاب نام مرموز «آنچه نگفتم»، عملاً کاری کرده که هر رهگذری با خودش بگوید: «خب، چی رو نگفتی؟! چرا نگفتی؟! حالا بیا بگو دیگه!» و این‌گونه مردم بی‌خبر را به ورطهٔ کنجکاوی می‌کشاند. ۲. تخلیهٔ غیرمجاز حرف‌های انباشته‌شده: ایجاد محلی برای انتشار ناگفته‌ها و حرف‌های دل، بدون در نظر گرفتن ظرفیت روانی مخاطبان؛ هنوز مشخص نیست چند نفر با خواندن پست‌های متهم به فکر فرو رفته‌اند و چند نفر تا مرز زل زدن به سقف پیش رفته‌اند! ۳. استناد مکرر به آیات قرآن کریم: متهم در مواقع مقتضی به آیات کلام‌الله مجید متوسل می‌شود؛ اقدامی که نشان می‌دهد پروندهٔ ایشان علاوه بر بُعد اجتماعی، از ابعاد معنوی نیز برخوردار است. ۴. دفاع از حقوق مردم و میهن‌دوستی: متهم از آن دسته افرادی است که نسبت به حقوق مردم بی‌تفاوت نیست و خود را از میهن‌دوستان ولایت‌مدار می‌داند؛ بنابراین، احتمال ورود پرونده به مباحث جدی اجتماعی و سیاسی نیز وجود دارد. ۵. وابستگی عاطفی به محسن چاوشی: گزارش‌ها حاکی از آن است که متهم از طرفداران چاوشی بوده و احتمال دارد بخشی از ناگفته‌های خود را با آهنگ‌های ایشان بیان کند؛ در این صورت، هرگونه بازجویی باید با در نظر گرفتن احتمال پخش ناگهانی آهنگ «کجایی» انجام شود! حکم دادگاه: متهم موظف است ضمن ادامهٔ فعالیت در زمینهٔ بیان ناگفته‌ها، از ایجاد کنجکاوی بیش از حد در میان شهروندان خودداری کند؛ لیکن با توجه به جذابیت عنوان کانال و احتمال وجود حرف‌های افشانشده، این بند از حکم عملاً قابلیت اجرا ندارد! 📌 وضعیت پرونده: مرموز، اهل حرف‌های نگفته، دغدغه‌مند حقوق مردم و مظنون اصلیِ به‌فکر فرو بردن مخاطبان. تحقیقات برای کشف آنچه نگفته، همچنان ادامه دارد؛ البته اگر خودش بالاخره تصمیم بگیرد بگوید! LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۳۰ | سمفونی دلقک‌ها متهم، موجودی با سطح طنز بالا و استعداد بالقوه در تبدیل جدی‌ترین موقعیت‌ها به صحنه‌ی کمدی است؛ به‌طوری که احتمال می‌رود در صورت سکوت طولانی‌مدت، حال روحی اطرافیان به خطر بیفتد! 📌 اتهامات وارده: ۱. برخورداری از طنز بیش از حد مجاز و ایجاد اختلال در جدیت محیط. ۲. اعتیاد مشکوک به مطالعه و احتمال پنهان‌کردن چندین جلد کتاب در گوشه‌وکنار زندگی. ۳. خرید کتاب به قصد مطالعه، با احتمال قویِ خرید کتاب‌های بیشتر از تعداد کتاب‌های خوانده‌شده! ۴. وابستگی عاطفی شدید به چای؛ به‌نحوی که احتمال می‌رود بخش مهمی از تصمیمات زندگی پس از نوشیدن یک استکان چای اتخاذ شود. ۵. علاقه‌ی بی‌حدوحصر به غذا که می‌تواند در هر زمان و مکانی، متهم را به همکاری با سفره‌ی اطرافیان ترغیب کند. ⚖️ حکم نهایی: متهم موظف است در صورت مشاهده‌ی فردی بدون حس شوخ‌طبعی، حداقل یک بار او را بخنداند؛ مگر آنکه خود متهم مشغول صرف غذا باشد که در این صورت، عملیات تا پایان وعده‌ی غذایی به تعویق خواهد افتاد! 📜 وضعیت پرونده: مختومه تا زمان کشف یک کتاب جدید، یک چای تازه‌دم یا یک غذای وسوسه‌انگیز! LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۳۱ | عطر چای ☕️🍃 عنوان اتهام: ایجاد محفل صمیمیت با تعداد محدودی عضو و میزان نامحدودی محبت! متهم صاحب کانالی با جمعیت نسبتاً کم اما روابط عمومی قابل‌توجه است؛ به‌طوری‌که تعداد پیام‌های ناشناس دریافتی ایشان، تناسب چندانی با تعداد اعضا ندارد. این موضوع احتمال وجود یک رابطه‌ی عاطفی و دوستانه‌ی قوی میان متهم و اعضای تحت‌نظر را افزایش می‌دهد! 📌 اتهامات وارده: ۱. ایجاد فضای امن و صمیمی برای اعضا، به‌نحوی که حتی افراد ناشناس نیز برای ارسال پیام به ایشان احساس راحتی می‌کنند. ۲. ارتکاب مکرر جرم فورواردکردن پست از کانال‌های دیگر؛ اقدامی که با توجه به محتوای ارسالی، می‌تواند نشانه‌ای از روحیه‌ی بامحبت و تمایل به شریک‌کردن دیگران در لحظات خوب زندگی باشد. ۳. علاقه‌ی مشکوک به دریا و طبیعت؛ به‌طوری‌که احتمال می‌رود متهم در صورت مواجهه با منظره‌ای زیبا، برای مدتی از دنیای واقعی و مشکلات آن اعلام انصراف کند. ۴. برقراری ارتباط عاطفی با کتاب‌ها و ارتکاب مطالعه با انگیزه‌های نامعلوم؛ هرچند دادگاه معتقد است این اتهام نه‌تنها جرم نیست، بلکه از معدود نقاط قوت متهم محسوب می‌شود! ⚖️ حکم نهایی: متهم محکوم است به ادامه ی بقا هرچند سخت و بدون جذب ممبر بیشتر، چون کیفیت مهم تر از کمیت است. همچنین توصیه می‌شود گاهی به‌جای فورواردکردن محتوای دیگران، اندکی هم از دنیای درونی خودش بنویسد؛ چراکه ظاهراً پشت این عطر چای، حرف‌های شنیدنی زیادی پنهان شده است. LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۳۲ | خاک باران‌خورده عنوان اتهام: آمیختن دلتنگی‌های رضوی با فعالیت‌های انقلابی و غرق‌شدن در دریای مداحی! متهم از آن دسته افرادی است که روحش بوی خاک باران‌خورده می‌دهد، دلش در حرم امام رضا (ع) جا مانده و ظاهراً بخش قابل‌توجهی از اوقات فراغتش را در محاصره‌ی مداحی‌ها سپری می‌کند. البته این آرامش معنوی مانع از حضور مستمر وی در تجمعات شبانه نشده است! 📌 اتهامات وارده: ۱. دلتنگی شدید برای امام رضا (ع) و داشتن رابطه‌ای عاطفی با بارگاه رضوی؛ به‌نحوی که احتمال می‌رود دل متهم با شنیدن نام مشهد، بی‌اجازه عازم خراسان شود. ۲. فعالیت انقلابی مستمر و رؤیت‌شدن در تجمعات تقریباً هر شب؛ به‌طوری‌که غیبت متهم در یک شب می‌تواند موجب آغاز عملیات جست‌وجو شود! ۳. برخورداری از حس طنز، هرچند میزان دقیق آن هنوز در دست بررسی است و کارشناسان پرونده معتقدند این استعداد در میان حجم انبوه مداحی‌ها گاهی فرصت بروز پیدا نمی‌کند. ۴. دشمنی آشکار با امیرحسین قیاسی و عضویت افتخاری در جبهه‌ی هیترهای ایشان؛ اتهامی که متهم ظاهراً هیچ مقاومتی در برابر آن از خود نشان نداده است! ۵. غرق‌شدن در مداحی‌های خویش تا مرز فراموشی زمان و مکان؛ به‌گونه‌ای که احتمال دارد برای پیداکردن متهم، لازم باشد ابتدا صدای مداحی را دنبال کنیم! حکم دادگاه : متهم محکوم است به ادامه‌ی حضور در تجمعات، همچنین موظف است در خصوص اتهام غرق‌شدن در مداحی نیز متهم هر از گاهی سر از دریای نوحه بیرون آورده و از وضعیت دنیای اطراف خود مطلع شود. 📜 وضعیت پرونده: مختومه با صلوات بر امام رضا (ع) و یک مداحی در حال پخش! LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️