eitaa logo
Light is typing ...
82 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
0 فایل
شاید کمی متفاوت تر شاید همان مزخرف همیشگی.. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8jnzrgc&btn=چیه؟
مشاهده در ایتا
دانلود
میخوای از موهام متنفر نباشم وقتی باید یک ربع منتظر شم تا آب جذب کنه و ۱۷ ساعت منتظر بمونم تا خشک شه؟ اگرم سشوار بزنم تا خشک بشه یه دور دیگه حموم لازم میشم انقدر عرق میکنم. خدایا ممنونم☃️☃️
https://eitaa.com/74768691/18879 خانوما عالین. مخصوصاً بالای چهل سال که فوق العاده‌ن😂😂😂😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وای از همون لحظه ورود این مرتیکه میدونستم سایکوعهههه😤😤😤
وتی بیشرف سایکوپث حرصم درومدددد عنتیمیمیاژعژتژمط
سکته کردم قلبم ایستاد. عوضی. بمیری. آشغال وای 😭
گ سوجونگ لطفاً ازش پیگرد قانونی کن یعنییی چیی مرتیکه ترسناک سایکو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میدونی این روزا تو مغزم چی میگذره؟ خیلی سخته توضیحش..چون خودمم گیجم سردرگمم، کاش مینوشتم. ولی نمینویسم و فقط میگم کاش فلان کاش بیسار.. حرکت نمیکنم و افسوس میخورم‌‌... میگم شاید کمالگرایی افراطی دارم و حالیم نیس نه؟ ازین کلمه متنفرم. از بس همه ی عالم کمالگران‌. کلا از هرچیزی که همه باشن متنفرم. از چیزایی که ترند میشه بدم میاد. مثلا یه لباس خاص یا یه تزریق مثل ژلیش ناخن. ژل زدن لب و گونه و میکروبلیدینگ و هاشور و تتوی ابرو متنفرم. از اینکه مثل همه باشم متنفرم. شاید چون هیچوقت مثل بقیه نبودم حتی اون زمانی که هنوز نمیدونستم کی ام و چی ام و زندگی یعنی چی (هنوزم نمیدونم) مثل بقیه نبودم. بقیه پر انرژی و شیطون و بازیگوش و اجتماعی بودن ولی من اون بچه مودبه ساکت کنج کلاس بودم که به زور باید وارد بازیش میکردی، من همونی بودم که هیچوقت مورد توجه قرار نمیگرفت و کسی نمیومد باهاش دوست بشه و همین طرد شدگیش توجه هارو جلب می‌کرد. اولین باری که یارکشی وسطی تموم شد و من زیاد اومدم یادمه "تو نخودی باش" . اصلا نمیدونستم نخودی یعنی چی و وقتی فهمیدم منظورشون اینه با هر دو گروه وسط وایسم خندم گرفت.. آخه من همیشه جزو سه نفر اولی بودم که از بازی حذف میشدن و حالا باید دائم وسط وایسم؟ از وسطی متنفر بودم و هستم. آزاردهندست که باید فرار کنم و تهشم زرت توپ بخوره بهم‌. داشتم از چی میگفتم؟ آها کمالگرایی.. چرا این روزا شروع کردنم انقدر مغزیه و عملی نمیشه؟ چرا صبحا که چشام باز میشه تصمیمات ورژن شبونه‌مو قبول نداره؟! یعنی قبول داره ولی برای انجامش زیادی خسته‌س. شاید به طرز احمقانه ای میخوام خاص باشم. نه یه بازیگر معمولی فراموش شدنی.. میخوام یه نقش تپل داشته باشم در حد سعدی، حافظ، کوروش کبیر، داریوش اول، آرش کمانگیر... میخوام سرآمد باشم اما نه یه سرآمد معمولی، یکی که خیلی موندگار باشه.. و اینو روحی داره میگه که جسمش چسبیده به زمین. کره زمین نه ها.. کف اتاق‌‌.. چسبیده و زل زده به سقف. سرش از بیصاحاب گوشی درنمیاره. کارای معمولی رو به زور هندل میکنه و اصلا مراقب سلامتیش نیست‌. فکر زیاد میکنه، حرص زیاد میخوره، کابوس زیاد میبینه و جدیدا حتی نمیدونه واقعا چی خوشحالش میکنه؟!