eitaa logo
ببین و بگذر (عضو شدنی نیست،میفهمی؟)
6 دنبال‌کننده
8 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ها چیه؟
مشاهده در ایتا
دانلود
📁 پرونده ۰۱۲ : وای‌و مظنون بعدی با نام رمز وای‌و شناسایی شد؛ شخصیتی که فعلاً اطلاعات چندانی از او در دست نیست، اما همان مقدار اندک نیز برای تشکیل پرونده کافی به نظر می‌رسد! متولد دی‌ماه؛ یعنی ظاهراً زمستان هم نتوانسته جلوی ورودش به این پرونده را بگیرد! علاقه‌مند به تعامل با کانال‌ها و رد و بدل کردن تقدیمی؛ به‌طوری که بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های اجتماعی پرونده حول همین موضوع می‌چرخد. ارتباط گسترده و مشکوک با هوش مصنوعی؛به‌گونه‌ای که احتمال می‌رود بعضی از مکالماتش با هوش مصنوعی از مکالماتش با انسان‌ها بیشتر باشد! فعالیت کانال: بسیار محدود و اقتصادی؛ طوری که آدم شک می‌کند ادمین برای هر پیام ارسالی باید شخصاً قبض پرداخت کند! 📌 اتهامات وارده: ▪️ تعامل‌طلبی و تقدیمی‌پراکنی بدون اخذ مجوز ▪️ برقراری ارتباطات گسترده با کانال‌ها ▪️ استفاده‌ی بیش از حد از هوش مصنوعی ▪️ و صرفه‌جویی مشکوک در تعداد پیام‌های ارسالی! حکم دادگاه : متهم به دلیل علاقه‌ی شدید به تعامل و سابقه‌ی مثبت در تبادل تقدیمی، فعلاً از مجازات سنگین معاف می‌شود. اما دادگاه اکیداً توصیه می‌کند قبل از ارسال هر پیام، قبض پرداخت آن را بررسی نکند؛ چرا که هیچ مدرکی دال بر پولی بودن پیام‌های ایتا یافت نشده است! پرونده همچنان تحت نظر است و هرگونه افزایش ناگهانی فعالیت، مشکوک تلقی خواهد شد. LIT_LIGHT IS TYPING🖋
📁 پرونده شماره ۰۱۳: «حاشیه‌های یک کتاب‌باز» اتهامات وارده: ▪️ اعتیادآور کردن تکه‌های کتاب و ایجاد وابستگی شدید به «فقط یه صفحه دیگه» ▪️ انتشار مطالبی که باعث می‌شود مخاطب ناگهان هوس کتاب خواندن کند، بدون اینکه از عواقب آن اطلاع داشته باشد ▪️ علاقه‌ی مشکوک و بیش از حد به شعر و شاعران ▪️ کنجکاوی غیرقابل‌کنترل نسبت به تاریخ و وقایع تاریخی ▪️ تبدیل کردن حاشیه‌های کتاب‌ها به چیزی جذاب‌تر از خودِ کتاب ▪️ ایجاد این تصور خطرناک که «فقط چند دقیقه می‌خونم» و سپس ناپدید شدن مخاطب برای چند ساعت 🧾 مدارک موجود در پرونده: تعداد زیادی تکه‌کتاب، شعر و ماجرای تاریخی که به‌طرز مشکوکی باعث شده‌اند مخاطب بگوید: «این کتابو باید بخونم!» حکم دادگاه : متهم مجرم شناخته شد و به تحمل حبس ابد در میان کتاب‌ها، مطالعه‌ی اجباری و ادامه‌ی تولید تکه‌کتاب‌های اعتیادآور محکوم گردید. هرگونه تلاش برای ترک این عادت نیز بی‌فایده اعلام شد؛ چرا که متهم ظاهراً خودش هم قصد ترک کردن ندارد. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۱۴: «تباه‌دونی» معروف به: بونگولی اتهامات وارده: ▪️ تباه کردن بی‌رحمانه‌ی وقت و عمر مخاطبین تحت پوشش فعالیت فرهنگی ▪️ کشاندن افراد بی‌گناه به دنیای کی‌پاپ و کره جنوبی و ایجاد وابستگی شدید ▪️ ایجاد وسوسه‌ی خطرناک برای خواندن کتاب، آن هم در ساعاتی که فرد باید مشغول کارهای مهم‌تری باشد ▪️ مصرف بیش از حد محتوای کره‌ای با نیت نامعلوم ▪️ ایجاد این تصور که «فقط یه آهنگ گوش میدم» و سپس ناپدید شدن چند ساعته‌ی متهم و اطرافیان ▪️ استفاده‌ی مشکوک از نام «تباه‌دونی» در حالی که شواهد نشان می‌دهد متهم در تباه کردن عمر دیگران نیز فعالیت مستمر دارد 🧾 مدارک موجود در پرونده: کتاب‌های خوانده‌شده، آهنگ‌های کره‌ای، علاقه‌ی شدید به کره جنوبی و تعداد نامعلومی ساعت از عمر مخاطبین که دیگر قابل بازگشت نیست. حکم دادگاه : متهم «بونگولی» به جرم تباه کردن عمر مردم، به تباه کردن اجباریِ باقی‌مانده‌ی عمر خود در تباه‌دونی محکوم شد. همچنین مقرر گردید هرگاه متهم قصد خروج از این تباهی را داشت، یک کتاب جلوی او گذاشته شود و یک آهنگ کی‌پاپ نیز در پس‌زمینه پخش گردد. حکم قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است. چون خودِ دادگاه هم وقت تجدیدنظر ندارد. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۱۵: «قاتل عبدل آبدوغ» اتهامات وارده: ▪️ اعتراف صریح به قاتل بودن، بدون کوچک‌ترین تلاش برای پنهان‌کاری ▪️ ترویج خشونت و هنجارشکنی در حدی که حتی خودش هم می‌داند کارش درست نیست ▪️ علاقه‌ی مشکوک به قاتلین، در حالی که خودش نیز سابقه‌ی قاتل بودن دارد ▪️ امتناع از پیروی از موج کیدراما و انتخاب هالیوود و سریال‌های مختلف جهان؛ اتهامی که هنوز دلیل منطقی آن مشخص نشده ▪️ پنهان کردن احساسات و اشک‌های زودهنگام از سایرین و تلاش برای حفظ ظاهر یک قاتل بی‌احساس ▪️ داشتن تناقضی عجیب میان «قاتل خونسرد» و «آدمی که با یک صحنه احساسی سریعاً اشکش درمیاد» 🧾 مدارک موجود در پرونده: اعترافات خود متهم، علاقه‌ی مشکوک به قاتلین، فهرست نامعلومی از سریال‌های خارجی و شواهدی مبنی بر اینکه پشت این ظاهر قاتلانه، یک متهم به‌شدت احساساتی پنهان شده است. ⚖️ حکم دادگاه لایت: متهم به جرم ترویج خشونت، هنجارشکنی و ایجاد نگرانی برای سلامت روانی جامعه‌ی ایتا مجرم شناخته شد. حکم نهایی: 🔒 اعزام فوری به کانون اصلاح و تربیت نوجوانان، جهت بازپروری، اصلاح رفتار و یادگیری اینکه «قاتل بودن کار خوبی نیست»؛ موضوعی که متهم ظاهراً خودش نیز قبلاً به آن پی برده است. همچنین متهم موظف است تا پایان دوره‌ی اصلاح، از هرگونه علاقه‌مندی به قاتلین فاصله گرفته و در صورت مشاهده‌ی یک صحنه‌ی احساسی، اجازه دارد آزادانه گریه کند. LIT_LIGHT IS TYPING 🖋️
📁 پرونده شماره ۰۱۶ : زرزریجات سابق وضعیت: تحت نظر LIT 👁️👃👁️ سطح خطر: پایین، اما از نظر روانی مشکوک به بی‌حوصلگی مزمن شرح اتهامات اتهام اول: روزمرگیِ در حد فقدان حیات بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد فعالیت متهم در زمینه‌ی روزمرگی به شکل مشکوکی پایین است؛ به‌طوری که این احتمال قوت گرفته که خودِ روزها نیز از شدت کسل‌کنندگی درخواست مرخصی داده‌اند. روزمرگی هست، اما آن‌قدر کم که باید با ذره‌بین دنبالش گشت. 🔎 اتهام دوم: علاقه‌ی غیرعادی به شهرهای زیارتی مشهد، قم و سایر شهرهای زیارتی در فهرست علایق متهم مشاهده شده‌اند. هنوز مشخص نیست متهم صرفاً به زیارت علاقه دارد یا در صورت ادامه‌ی بی‌حوصلگی، قصد دارد کل زندگی را به اردوی زیارتی چندساله تبدیل کند. اتهام سوم: دشمنی آشکار با ایتای جدید متهم از آپدیت و ظاهر فعلی ایتا به‌شدت ناراضی است و ظاهراً هنوز با این واقعیت کنار نیامده که ایتا همان ایتای سابق نیست. شواهد نشان می‌دهد هر بار ورود به برنامه می‌تواند با یک نگاه سنگین و جمله‌ی «این دیگه چیه؟!» همراه باشد. اتهام چهارم: ارتباط با فردی به نام «ممد سامتینگ» مهم‌ترین بخش پرونده مربوط به شخصی عجیب، ناشناخته و احتمالاً خیالی به نام ممد سامتینگ است. ماهیت این فرد هنوز برای مقامات LIT مشخص نیست؛ اما درگیری متهم با وی آن‌قدر مشکوک است که احتمال می‌رود یا ممد سامتینگ واقعاً وجود دارد، یا متهم شخصاً برای زندگی خود یک دشمن اختصاصی طراحی کرده است. حکم نهایی: متهم به تحمل ۱۶ جلسه بازدید اجباری از ایتای جدید محکوم می‌شود؛ با این توضیح که حق ندارد هنگام مشاهده‌ی ظاهر برنامه، از شدت نفرت گوشی را به دیوار بکوبد. همچنین موظف است برای مقابله با کسل‌کنندگی روزها، حداقل ماهی یک‌بار به یکی از شهرهای زیارتی مورد علاقه‌اش سفر کند. در خصوص ممد سامتینگ نیز تحقیقات ادامه دارد؛ در صورت اثبات خیالی بودن نامبرده، متهم موظف است دست از دعوا با شخصیت‌های خیالی بردارد. پرونده فعلاً مختومه نمی‌شود؛ چون تا زمانی که هویت ممد سامتینگ مشخص نشده، هیچ‌کس نمی‌داند متهم است یا شاکی. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۱۷ : نیلماه نام متهم: نیلماه سطح خطر: از نظر اخلاقی بی‌خطر؛ از نظر شال‌کشی بسیار خطرناک! شرح اتهامات اتهام اول: کشف شال‌کشی و درخواست غارت کامل انبار رنگ‌ها متهم اخیراً با پدیده‌ای به نام شال‌کشی آشنا شده و ظاهراً هنوز متوجه نشده که این تازه اول ماجراست. طبق گزارش‌های رسیده، پس از مشاهده‌ی چند رنگ، بلافاصله تقاضای تمامی رنگ‌های موجود را مطرح کرده است. این رفتار نشان می‌دهد متهم به‌جای انتخاب یک رنگ، قصد دارد کل طیف رنگی را شخصاً تحت مالکیت خود درآورد. اتهام دوم: مهربانی بیش از حد و همدردی فوری متهم از معدود افرادی است که با مشاهده‌ی ناراحتی دیگران، به‌جای تماشا کردن، فوراً وارد صحنه شده و اقدام به همدردی و تسلی خاطر می‌کند. این حجم از مهربانی از نظر LIT مشکوک است؛ زیرا هنوز مشخص نیست متهم چگونه بدون دریافت هیچ‌گونه دستمزد، این‌همه آرامش و دلگرمی بین مردم توزیع می‌کند. اتهام سوم: حضور مشکوک هنگام جام جهانی و بازی‌های تیم ملی متهم در زمان جام جهانی و مسابقات تیم ملی حضور فعال دارد؛ اما هنوز مشخص نشده که آیا واقعاً به فوتبال علاقه دارد یا صرفاً در لحظات حساس ملی،به‌طور کاملاً اتفاقی در صحنه حاضر می‌شود. تحقیقات در این خصوص ادامه دارد و تا اطلاع ثانوی، فوتبال‌دوست بودن متهم نه تأیید می‌شود و نه رد. اتهام چهارم: دشمنی شدید با اینترنشنال و رسانه‌های معاند بررسی‌های پرونده نشان می‌دهد متهم از اینترنشنال و رسانه‌های معاند به‌شدت بیزار است و هیچ علاقه‌ای به دنبال کردن آن‌ها ندارد. حکم نهایی: متهم به یک عمر مهربانی اجباری محکوم می‌شود؛ به این معنا که هرکس دلش گرفت، باید شخصاً به نیلماه مراجعه کند تا متهم موظف باشد او را دلداری داده و تسلی خاطر دهد. همچنین متهم تا اطلاع ثانوی حق درخواست رنگ جدید ندارد؛ زیرا انبار رنگ‌های موجود هنوز از شوک درخواست قبلی خارج نشده است. پرونده فعلاً با این جمله مختومه می‌شود: نیلماه شاید مجرم نباشد؛ اما اگر یک روز دیدید تمام رنگ‌های شال‌کشی ناپدید شده، اولین مظنون همین‌جاست. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۱۸ : درنای کاغذی نام متهم: درنای کاغذی سطح خطر: بالا؛ مخصوصاً در مجاورت سریال‌های چندقسمتی! اتهام اول: سریال‌بینی حرفه‌ای و غیرقابل‌کنترل متهم از آن دسته افرادی است که اگر بگویید «فقط یه قسمت ببین»، احتمالاً چند ساعت بعد با چشمانی خسته و جمله‌ی «خب حالا که اینجاش رسیدم، این یکی رو هم ببینم...» در صحنه جرم مشاهده خواهد شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد متهم صرفاً سریال تماشا نمی‌کند؛ بلکه با سریال زندگی می‌کند، تحلیل می‌کند و احتمالاً برای قسمت بعدی برنامه‌ی زندگی می‌چیند. اتهام دوم: سرقت دیالوگ‌های مرموز و آموزنده متهم پس از تماشای سریال، به‌جای اینکه صرفاً آن را تمام کند و برود سراغ زندگی‌اش، دیالوگ‌های مرموز و آموزنده را استخراج کرده و با دیگران به اشتراک می‌گذارد. یعنی یک نفر بالاخره باید پیدا شود و توضیح دهد چرا متهم حتی از دیالوگ‌های سریال هم درس زندگی تهیه می‌کند؟! اتهام سوم: خوشحالی مشکوک از یادگیری چیزهای جدید متهم از یاد گرفتن مطالب جدید خوشحال می‌شود؛ که در نگاه اول کاملاً بی‌ضرر است، اما LIT معتقد است این رفتار می‌تواند مقدمه‌ای برای جمع‌آوری بیش از حد اطلاعات باشد. احتمال دارد متهم در آینده‌ای نزدیک همه‌چیز بداند و هیچ‌کس نتواند از دستش فرار کند. اتهام چهارم: ثبت تصاویر بیش از حد زیبا متهم دارای مهارت قابل‌توجه در عکاسی است و تصاویر ثبت‌شده توسط وی به شکل مشکوکی زیبا از آب درمی‌آیند. تحقیقات نشان می‌دهد این فرد نه‌تنها سریال زیاد می‌بیند، بلکه در فاصله‌ی بین دو قسمت هم فرصت پیدا می‌کند عکس‌های زیبا بگیرد. ⚖️ حکم نهایی: متهم به تحمل یک دوره‌ی اجباری ترک سریال‌بینی محکوم می‌شود؛ اما با توجه به سوابق موجود، دادگاه پیش‌بینی می‌کند متهم حداکثر ۷ دقیقه و ۳۲ ثانیه پس از شروع حکم، با یک سریال جدید در دستش دیده شود. همچنین مقرر شد قبل از تماشای هر سریال، متهم یک تعهدنامه امضا کند: «اینجانب درنای کاغذی متعهد می‌شوم فقط یک قسمت ببینم.» دادگاه از همین حالا اعلام می‌کند که این تعهدنامه هیچ ارزش قانونی ندارد. در نهایت، به دلیل استعداد مشهود در عکاسی، متهم موظف است حداقل بخشی از تصاویر زیبایش را در اختیار LIT قرار دهد؛ چون نگه داشتن این حجم از عکس قشنگ برای خود، خودش یک اتهام جداگانه محسوب می‌شود. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۱۹ : درخت ۲۱ ساله نام متهم: درخت ۲۱ ساله سطح خطر: بسیار بالا؛ به‌خصوص در محیط‌های ادبی، کتابخانه‌ها و ساعات عبادت. اتهام اول: فاخربازی در سطح مشکوک متهم از آن دسته افرادی است که حتی نحوه‌ی زندگی کردنش هم بوی فاخر بودن می‌دهد. ادبی، منظم، اهل برنامه‌ریزی و به‌شدت پیگیر پیشرفت است؛ به‌گونه‌ای که آدم بعد از صحبت با وی ممکن است ناگهان احساس کند باید برود درس بخواند و زندگی‌اش را جمع‌وجور کند. اتهام دوم: تلاش همزمان برای ارتقای روح، ذهن، جسم و روان بر اساس شواهد، متهم پروژه‌ی عظیمی را برای رشد همه‌جانبه‌ی خودش آغاز کرده است؛ درس می‌خواند، برنامه‌ریزی می‌کند، عبادت می‌کند و برای بهتر شدن ذهن، روح، جسم و روانش تلاش می‌کند. مشکل اینجاست که ظاهراً متهم خودش هم می‌داند در این مسیر چقدر موفق بوده. و این اعتمادبه‌نفسِ کاملاً مستند، از نظر LIT کمی مشکوک است. اتهام سوم: داشتن یک هویت مخفی در پرایوت متهم یک پرایوت دارد که از چشم عموم دور نگه داشته شده و تنها عده‌ای محدود از وجود آن باخبرند. گزارش‌های محرمانه حاکی از آن است که پشت این ظاهر فاخر و ادبی، نسخه‌ای از یگانه وجود دارد که می‌تواند خاکی‌تر، بامزه‌تر و جالبناک‌تر از چیزی باشد که به نظر می‌رسد. یعنی عموم مردم با «یگانه‌ی فاخر» طرف‌اند، اما عده‌ای خاص به نسخه‌ی «یگانه، ولی بدون سانسور» دسترسی دارند. اتهام چهارم: پنهان‌کاری در مورد میزان جالبناک بودن متهم عمداً بخش‌های خاکی و بامزه‌ی شخصیت خود را از دید عموم مخفی کرده و تنها افراد منتخب را به این منطقه‌ی ممنوعه راه داده است. دادگاه معتقد است این کار مصداق واضح احتکار جالبناکی بوده و باید مورد رسیدگی قرار گیرد. ⚖️ حکم نهایی: متهم به ادامه‌ی مسیر پیشرفت، درس خواندن، عبادت و تلاش برای رشد همه‌جانبه محکوم می‌شود؛ چرا که متأسفانه شواهد کافی برای محکوم کردن او به «بی‌برنامگی» پیدا نشد. پرونده تا زمان افشای هویت کامل متهم در پرایوت، مفتوح است.(البته که LIT میداند اما نمیگوید) LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره۰۲۰ : کنچانا نام متهم: سو وو نام کانال: کنچانا معنای نام: « هرچه بشود، اشکالی ندارد، ما که خندان میرویم» سطح خطر: بسیار بالا؛ مخصوصاً در مقابل کیدراماهای جدید اتهام اول: اتخاذ شعار «هرچه بشود، اشکالی ندارد» متهم نام کانال خود را کنچانا گذاشته؛ با این فلسفه که ظاهراً هر اتفاقی بیفتد، اشکالی ندارد.🤨 دادگاه هنوز در حال بررسی است که این میزان از آرامش نشانه‌ی رشد معنوی است یا متهم صرفاً به مرحله‌ای از زندگی رسیده که دیگر هیچ‌چیز حریفش نمی‌شود. اتهام دوم: کیدرامر قهار و نابودی صنعت سریال‌سازی کره بررسی‌ها نشان می‌دهد تقریباً هیچ سریالی از زیر دست متهم سالم بیرون نرفته است. متهم آن‌قدر در زمینه‌ی کیدراما فعال است که اگر سریالی در کره منتشر شود، احتمالاً قبل از اینکه خود بازیگران از پخش آن مطلع شوند، کنچانا قسمت اول را دیده و بررسی کرده است. اما نکته‌ی عجیب‌تر اینجاست که متهم برای انتخاب سریال بعدی بسیار دقیق عمل می‌کند؛ یعنی ممکن است ده‌ها سریال را بررسی کند تا بالاخره با خودش بگوید: «خب... این یکی.» اتهام سوم: استخراج درس اخلاقی از کیدراما متهم صرفاً سریال تماشا نمی‌کند؛ از دل کیدراما برای خودش درس و تجربه استخراج می‌کند و ظاهراً هر سریال می‌تواند تبدیل به یک جلسه‌ی خودسازی برای وی شود. در نتیجه، چیزی که برای بقیه صرفاً یک سریال است، برای متهم تبدیل می‌شود به ترکیبی از سرگرمی، درس زندگی و تحلیل شخصیت. اتهام چهارم: خودسازی در حد پروژه‌ی ملی متهم علاقه‌ی شدیدی به خودسازی و تهذیب نفس دارد و قصد دارد هم‌زمان زندگی دنیا و آخرت خود را بسازد. دادگاه ضمن احترام به این هدف والا، اعلام می‌کند که متهم باید توضیح دهد چگونه می‌تواند بین تهذیب نفس و تماشای ۱۶ قسمت کیدراما در یک شب تعادل برقرار کند. اتهام پنجم: شات‌باران بی‌رحمانه‌ی ممبران متهم پس از تماشای سریال، به جای نگه داشتن اسکرین‌شات‌ها برای خودش، آن‌ها را به شکل گسترده در اختیار ممبران قرار می‌دهد. گزارش‌ها حاکی از آن است که ممبر ممکن است وارد کانال شود و ناگهان با سیل عظیمی از شات‌های سریال مواجه شود؛ به‌طوری که دیگر مشخص نیست آمده کانال را ببیند یا قسمت جدید کیدراما را. این رفتار در LIT با عنوان رسمی «شات‌باران درجه یک» ثبت شده است. اتهام ششم: اعتیاد به تجربه‌های جدید متهم از تجربه کردن چیزهای جدید خوشحال می‌شود و دائماً تمایل دارد چیزهای تازه‌ای را امتحان کند. این موضوع اگرچه در ظاهر مثبت است، اما LIT نگران است روزی برسد که متهم حتی برای انتخاب سریال جدید، غذای جدید و تجربه‌ی جدید یک پرونده‌ی تحقیقاتی ۴۷ صفحه‌ای تشکیل دهد. حکم نهایی: متهم به ادامه‌ی خودسازی و تهذیب نفس محکوم می‌شود؛ اما حق ندارد از این پس هر کیدراما را به تنهایی ببیند. همچنین موظف است پس از هر سریال، حداکثر سه اسکرین‌شات منتشر کند. دادگاه می‌داند که متهم این حکم را رعایت نخواهد کرد؛ بنابراین از همین حالا مجازات جایگزین صادر می‌شود: شات‌باران آزاد، اما با مسئولیت کامل در برابر ممبران. و در نهایت، شعار رسمی پرونده: «کنچانا؛ هرچه بشود اشکالی ندارد... فقط بگذار اول یک کیدرامای دیگر هم ببینم.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁پرونده شماره ۰۲۱ : ناشکری نکن ساجده نام متهم: ناشکری نکن ساجده سطح خطر: متوسط؛ اتهام اول: استفاده بی‌رویه از اینستاگرام! بر اساس شواهد موجود، به نظر می‌رسد متهم از اینستاگرام استفاده می‌کند. بله، درست خواندید. در حالی که بسیاری از افراد ترجیح داده‌اند در آرامش زندگی کنند، متهم ظاهراً وارد قلمرو اینستاگرام شده و همچنان زنده از آن خارج می‌شود. دادگاه این موضوع را با نگرانی شدید بررسی کرده و فعلاً فقط می‌تواند بگوید: واه واه... ساجده! 😐 اتهام دوم: دریافت هدیه از آقا سید مجتبی 🎁 متهم از معدود افرادی است که بنا بر گزارش‌های موجود، سعادت دریافت کادویی از آقا سید مجتبی را داشته است. اتهام سوم: کمیت پایین، کیفیت بالا تعداد ممبران متهم چندان زیاد نیست؛ اما بررسی‌ها نشان می‌دهد همین تعداد محدود، از کیفیت قابل‌قبولی برخوردارند. بنابراین متهم به اتهام «جمع‌آوری ممبر با وسواس و گزینش‌گری» تحت تعقیب قرار می‌گیرد. ظاهراً برای ساجده تعداد مهم نیست؛ مهم این است چه کسانی آنجا هستند. اتهام چهارم: علاقه به «خاطرات رهایی من» متهم از علاقه‌مندان سریال خاطرات رهایی من است؛ سریالی که ظاهراً توانسته مستقیماً وارد پرونده‌ی احساسی وی شود. البته LIT در این بخش با متهم اختلاف نظر ندارد؛ چون شخص تنظیم‌کننده‌ی این پرونده نیز به شکل مشکوکی همین سریال را دوست دارد. در نتیجه این اتهام فعلاً به‌جای محکومیت، به‌عنوان «اتهام قابل همدردی» ثبت می‌شود. ⚖️ حکم نهایی متهم به ادامه‌ی فعالیت با همان تعداد کم اما باکیفیت ممبران محکوم می‌شود. همچنین موظف است در صورت ورود مجدد به اینستاگرام، حداقل یک بار با خودش فکر کند: «ساجده... واقعاً لازم بود؟» اما به دلیل دریافت هدیه از آقا سید مجتبی و علاقه‌ی مشترک به خاطرات رهایی من، دادگاه در مجازات وی تخفیف قائل شده و پرونده را با این جمله مختومه می‌کند: «ناشکری نکن ساجده؛ هم کادو گرفتی، هم ممبرات کمن ولی باکیفیتن، هم سریال خوب می‌بینی... فقط اون اینستاگرام رو یه فکری براش بکن.» LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۲ : Innate Domain نام متهم: Innate Domain اتهام اول: از نسل انسان‌های اولیه‌ی ایتا بودن روایت‌های متعددی از حضور متهم در سال‌های بسیار دور ایتا وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که هنوز سال دقیق شروع فعالیتش مشخص نشده و مورخان LIT در حال بررسی اسناد باستانی‌اند. گفته می‌شود متهم از انسان‌های اولیه‌ای است که در ایتا رویت شده‌اند. متأسفانه اولین کانال وی نیز سرنوشتی جز پیوستن به خاطره‌ها نداشته و امروزه تنها روایاتی از آن باقی مانده است. اتهام دوم: نارضایتی شدید از زندگی بزرگسالی متهم ظاهراً پس از ورود به دنیای بزرگسالی متوجه شده این زندگی آن چیزی نبوده که در بروشور معرفی کرده بودند. شاکی اصلی پرونده، چای متهم است؛ زیرا متهم حتی برای نوشیدن یک فنجان چای هم وقت کافی ندارد و در بسیاری از موارد، چای بی‌گناه مجبور می‌شود تا مدت‌ها منتظر بماند و در نهایت سرد شود. اLIT این اقدام را مصداق بارز کشتن چای با بی‌توجهی می‌داند. اتهام سوم: حمل تروماهای یک سال گذشته بررسی پرونده نشان می‌دهد متهم از اتفاقات یک سال گذشته، تروماهایی را با خود حمل می‌کند که همچنان همراه او هستند. LIT در این بخش به‌جای صدور حکم، برای متهم آرزوی بهبودی دارد و امیدوار است هرچه زودتر از سنگینی اتفاقات گذشته عبور کند و حال دلش بهتر شود. 🫂 با این حال، این موارد نیز در پرونده ثبت شده‌اند؛ چون پرونده‌ی LIT چیزی را از قلم نمی‌اندازد. اتهام چهارم: سیاسی و مذهبی بودن همزمان متهم در کنار فعالیت‌های خود، شخصیتی سیاسی و مذهبی نیز دارد؛ ترکیبی که باعث شده پرونده‌ی وی از همان ابتدا مشخص کند با یک متهم معمولی طرف نیستیم. اتهام پنجم: هنرمندی در آشپزی و در نهایت، برخلاف تصور اولیه، متهم در آشپزی نیز دستی بر آتش دارد. یعنی فردی که برای نوشیدن یک چای ساده وقت ندارد، ظاهراً می‌تواند وارد آشپزخانه شود و هنر آشپزی به خرج دهد. این تناقض هنوز برای LIT حل نشده است. چای سرد، غذای هنرمندانه؟ تحقیقات ادامه دارد. حکم نهایی: حفظ سابقه‌ی تاریخی خود در ایتا و تلاش برای زنده نگه داشتن یاد اولین کانال از دست‌رفته و نوشیدن چای قبل از اینکه سرد شود. و در پایان: پرونده‌ی Innate Domain ثابت کرد که ممکن است آدمی سال‌ها در ایتا سابقه داشته باشد، از بزرگسالی و چای سرد شاکی باشد، بار اتفاقات سخت گذشته را با خود حمل کند، منتظر ظهور باشد، سیاسی و مذهبی باشد و در نهایت... برود آشپزی کند. LIT_LIGHT IS TYPING
📁 پرونده شماره ۰۲۳ : «اینجا اسم نداره» سطح خطر: بالا اتهام اول: ممنوعیت ورود دایناسورها متهم از همان ابتدا قانون عجیبی را روی درِ کانال خود اعمال کرده: «ورود دایناسورها ممنوع.» علت این ممنوعیت هنوز مشخص نیست؛ اما LIT احتمال می‌دهد متهم یا تجربه‌ی ناخوشایندی با دایناسورها داشته، یا اطلاعات محرمانه‌ای درباره‌ی بازگشت نسل دایناسورها در اختیار دارد. در هر صورت، از این پس هر دایناسوری که قصد ورود داشته باشد، با برخورد قاطع مدیریت مواجه خواهد شد. اتهام دوم: تماشای سریال از چهارگوشه‌ی جهان متهم علاقه‌ی شدیدی به هالیوود و سریال‌های کشورهای مختلف دارد و ظاهراً مرز جغرافیایی برایش در انتخاب سریال معنایی ندارد. کره؟ بله. آمریکا؟ بله. کشور دیگر؟ باز هم بله. اگر یک سریال در نقطه‌ای از جهان ساخته شود، احتمال اینکه متهم پیدایش کند نگران‌کننده است. اتهام سوم: حمل غیرقانونی موبایل به مدرسه متهم نه‌تنها موبایل را با خود به مدرسه حمل می‌کند، بلکه طبق گزارش‌های موجود، از آن برای تماشای سریال سر کلاس نیز استفاده می‌کند. این اقدام از نظر LIT به‌شدت محکوم است؛ زیرا کلاس برای یادگیری و آموزش است، نه اینکه متهم وسط درس بزند روی Play و برود سراغ قسمت بعدی. بنابراین در این بخش، دادگاه به متهم تذکر جدی می‌دهد: سریال برای زنگ تفریح؛ درس برای سر کلاس. اتهام چهارم: هوش و زرنگی در مسیرهای نادرست متهم بسیار زرنگ و زبل است؛ اما ظاهراً بخشی از این استعداد گران‌بها را صرف کارهایی می‌کند که بهتر است اصلاً انجام نشوند. اLIT معتقد است اگر همین میزان زرنگی صرف درس و پیشرفت شود، ممکن است متهم در آینده به جای اینکه مأموران را دور بزند، از همه جلو بزند. اتهام پنجم: آمادگی برای جنگی که هنوز آغاز نشده مهم‌ترین سند پرونده مربوط به علاقه‌ی متهم به دعوا و برنامه‌ریزی برای درگیری با همسر آینده است. بعضی‌ها برای ازدواج برنامه‌ریزی می‌کنند؛ متهم برای بردن دعواهای بعد از ازدواج برنامه می‌ریزد. اLIT رسماً اعلام می‌کند: خانم‌متهم، هنوز همسر آینده‌تان را پیدا نکرده‌اید؛ لطفاً حداقل نقشه‌ی جنگی‌اش را فعلاً کنار بگذارید. اتهام ششم: هواداری از تیم ملی والیبال متهم علاقه‌مند به والیبال، به‌خصوص تیم ملی است و در کنار تمام فعالیت‌های مشکوک فوق، حداقل یک علاقه‌ی ورزشی قابل قبول نیز در پرونده به ثبت رسیده است. این مورد فعلاً به نفع متهم محسوب می‌شود. حکم نهایی: متهم به موارد زیر محکوم می‌شود: موبایل در مدرسه فقط در صورت مجاز بودن و برای امور لازم؛ سر کلاس سریال دیدن ممنوع. تمام برنامه‌های جنگی علیه همسر آینده تا زمان ازدواج به حالت تعلیق درمی‌آید. و در پایان: «اینجا اسم نداره؛ ولی متهم زرنگ داره، سریال داره، والیبال داره، موبایل سر کلاس داره... و ظاهراً برای همسر آینده هم از همین حالا پرونده‌ی درگیری تشکیل داده.» LIT_LIGHT IS TYPING