eitaa logo
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
640 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
23 فایل
هردرخت تنومندی اول یه جوانه‌‌ی کوچيک بوده🌱 وقتی تونست در مقابل طوفان وحوادث مختلف مقاومت کنه، تبدیل میشه به درخت قوی و مرتفع🌳 برای رسیدن به اون بالاها باید ازجوانه‌ی وجودیت حسااابی مراقبت کنی، درست مثل یه باغبان😉👨‍🌾 ارتباط باما: @admin_javane_noor
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تعریف اثر مرکب 🔸برای موفق شدن😊 ،نیازی به کارهای بزرگ و عجیب و غریب نیست. 📎برای رسیدن به موفقیت های اساسی🏆 ، یک سری انتخاب های کوچک 👌و هوشمندانه 🧠را در طول زمان 🕰️انجام دهید . 📌اثر مرکب مانند درخت بامبو🎋 است . از زمانی که بذر بامبو کاشته می شود تا ۵سال📅 هیچ گیاهی از زیر خاک بیرون نمی آید . ولی بعد از ۵سال📅 که اولین جوانه ظاهر🌱 شد ،تنها ۶هفته طول می کشد تا بامبو ۳۰متر📏 رشد کند . •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
راستش دنیا با همه‌ی بدی ها و زشتی هاش، قشنگی‌ام داره...🌸🍃 مثلا انتظار رسیدن منجی عالم که بهت انرژی میده برای آینده بیشتر تلاش کنی، 💚 بیشتر خوب باشی، 💚 بیشتر کمک کنی 💚 و هر روز بهتر از دیروز بشی یادت نره تو میتونی سرباز آقا بشی فقط کافیه که بخوای اونم از تهِ تهِ دل پاکت❤️😍 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🎬مجموعه داستان‌های نورا و مادربزرگ👱🏻‍♀👵🏻 📖 قسمت هفتم 💭بخش چهارم (آخر): هنوز کنار مادربزرگ ننشسته بودم که سر‌و‌کله‌ی امیرمحسن پیدا شد. یک چیزی قایم کرده بود پشت سرش و نیشش تا بناگوش باز بود.👦🏻 -بیا ببینم باز چه دسته گلی به آب دادی وروجک؟😁 قدم به قدم یواش🚶🏻‍♂ آمد جلو. -پسر گُل خودم! رفتی چی آوردی از اتاق؟ چشمهای امیرمحسن برق🤩 می‌زد. مسواک نارنجی کوچکی را از پشت سرش درآورد و گرفت سمت مادربزرگ: "می‌خوام اینو وقف شما کنم تا هرشب مسواک بزنید که دوباره دندوناتون دربیاد!" مامان بزرگ اول به مسواک بچگانه و بعد به چشم‌های متعجب من نگاهی انداخت و زد زیر خنده.😁 صدای زنگ در بلند شد. بابا رسیده بود. امیرمحسن دوید تا دکمه‌ی آیفون را بزند... 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
17.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 لب‌خوانی سلام فرمانده ✔️ ارسالی از آقاپسر گل، علی محمدی ۷ ساله از اهواز ماشاله به آینده‌سازان ایران اسلامی☺️ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
10.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 لب‌خوانی سلام فرمانده ✔️ آقا محمدمهدی سهرابی ۱۰ساله از قزوین، حتما تماشا کنید، خیلی زیبا و پر از شور و احساس میخونند☺️ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
Abozar Roohi - Salam Farmande (320).mp3
7.34M
گل دخترا🧕🏻 گل پسرا👱🏻‍♂ 💥این روزها سرود " سلام فرمانده" غوغا کرده💥 ما هم برای شما داریم.😇 با سرود "سلام فرمانده" اجرا کنید و برای بفرستین.📲 ❗️مهم نیست متولد دهه0⃣9⃣ باشی یا دهه0⃣8⃣ ‼️مهم اینه که به عشق امام زمان تمام قد بایستی و دست بر سینه بذاری و ...💌 ✔️ نکته: زمان کلیپتون 1⃣ دقیقه‌ باشه کافیه. 👇👇راه‌های ارتباطی👇👇 🌐 آیدی ما در ایتا و شاد: @Rah_Velayat 🌐 آیدی ما در واتساپ: http://wa.me/+989160448348 •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه دوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/D8J3G18HEjULGhyDOq33yX •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
6.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔 زنگ قرآن شروع هفته با تفسیری از آیات کریمه قرآن 🎋 سوره قریش 🔰 کانال ویژه نوجوانان: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
این هفته قرار میذاریم هرروز اول صبح وقتی بیدار میشیم دست بزاریم روی سینه و زمزمه کنیم: السلام علیک یا صاحب الزمان 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
📺 موشن‌گرافیک | ویژه تبیین و اقناع افکار عمومی، همزمان با آغاز اقدام دولت در انتشار دهید 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
چیزهایی که داریم همیشه تو پیشرفتمون موثرند؟🤔 چیزهایی که نداریم چی؟🤷‍♀ فقط تاثیر منفی دارن؟🤔 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🎬 نورا و مادربزرگ👱🏻‍♀👵🏻 📖قسمت هشتم: یک روز از آن هشت سال 💭از زبان مادربزرگ آفتاب نزده🌥، زنگ زد: "سلام خاتونم! ما راه افتادیم، خدا بخواد تا بعدازظهر خونه‌م." بچه‌ها خواب بودن، نفهمیدم با چه سرعتی خونه رو مرتب کردم، قیمه بادمجون🍛 پختم و چای☕️ رو گذاشتم دم بکشه. نورا با این‌که دهمین باری بود که این خاطره را می‌شنید، ولی هنوز برایش تازگی داشت.😇 آنقدر که فکر می‌کرد همین الان، کنار جوانی مادربزرگ توی آن خانه قدیمی منتظر بابابزرگ نشسته.⏳❣ دلشوره داشتم، اشتیاق داشتم، نمی‌دونستم باید چی کنم؟ می‌نشستم، بلند می‌شدم، راه می‌رفتم. چخ چخ! چیزی به در فلزی حیاط سابیده شد. چند ساعتی بود که با گوشای تیز و صورتی خیس از سیاهی سرمه به در زل زده بودم. همیشه اول برای احتیاط در می‌زد و بعد کلید رو می‌انداخت توی قفل. اول به گوشام شک کردم. ولی وقتی دوباره همون صدای چخ‌چخ آروم رو شنیدم، پریدم توی حیاط و دویدم سمت در. خودش بود. با همون ریشای قهوه‌ای خوشگلش🧔🏽 که پُرپشت‌تر از همیشه بودن. گونه‌هاش گُل انداخته بود و آستین‌های خالی و بی‌جونش تکون تکون می‌خوردن! نورا گفت: "بعدش چی شد؟ چی گفت؟" اومد توی حیاط و با بازوهاش بغلم کرد. گفت: "خاتونم! خدا دستامو گرفت و خودمو برگردوند. مال بَد بیخِ ریش صاحابشه."💘 مادربزرگ که تا آن لحظه بغض کرده بود، یک‌دفعه شروع کرد به گریه کردن. فقط خدا می‌دانست چقدر دلتنگ شوهرش بود و هوای دیدنش را داشت. نورا اشک می‌ریخت و به عشقی که توی دل مادربزرگ بود غبطه می‌خورد. 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•