تعریف اثر مرکب
🔸برای موفق شدن😊 ،نیازی به کارهای بزرگ و عجیب و غریب نیست.
📎برای رسیدن به موفقیت های اساسی🏆 ، یک سری انتخاب های کوچک 👌و هوشمندانه 🧠را در طول زمان 🕰️انجام دهید .
📌اثر مرکب مانند درخت بامبو🎋 است . از زمانی که بذر بامبو کاشته می شود تا ۵سال📅 هیچ گیاهی از زیر خاک بیرون نمی آید .
ولی بعد از ۵سال📅 که اولین جوانه ظاهر🌱 شد ،تنها ۶هفته طول می کشد تا بامبو ۳۰متر📏 رشد کند .
#اثرمرکب
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان:
✔️ ایتا👇🏻:
https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac
✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻:
https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
راستش دنیا با همهی بدی ها و زشتی هاش، قشنگیام داره...🌸🍃
مثلا انتظار رسیدن منجی عالم که بهت انرژی میده برای آینده بیشتر تلاش کنی،
💚 بیشتر خوب باشی،
💚 بیشتر کمک کنی
💚 و هر روز بهتر از دیروز بشی
یادت نره تو میتونی سرباز آقا بشی فقط کافیه که بخوای اونم از تهِ تهِ دل پاکت❤️😍
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🎬مجموعه داستانهای نورا و مادربزرگ👱🏻♀👵🏻
📖 قسمت هفتم
💭بخش چهارم (آخر):
هنوز کنار مادربزرگ ننشسته بودم که سروکلهی امیرمحسن پیدا شد.
یک چیزی قایم کرده بود پشت سرش و نیشش تا بناگوش باز بود.👦🏻
-بیا ببینم باز چه دسته گلی به آب دادی وروجک؟😁
قدم به قدم یواش🚶🏻♂ آمد جلو.
-پسر گُل خودم! رفتی چی آوردی از اتاق؟
چشمهای امیرمحسن برق🤩 میزد.
مسواک نارنجی کوچکی را از پشت سرش درآورد و گرفت سمت مادربزرگ: "میخوام اینو وقف شما کنم تا هرشب مسواک بزنید که دوباره دندوناتون دربیاد!"
مامان بزرگ اول به مسواک بچگانه و بعد به چشمهای متعجب من نگاهی انداخت و زد زیر خنده.😁
صدای زنگ در بلند شد. بابا رسیده بود. امیرمحسن دوید تا دکمهی آیفون را بزند...
#وقف
#نورا_و_مادربزرگ
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
17.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 لبخوانی سلام فرمانده
✔️ ارسالی از آقاپسر گل، علی محمدی ۷ ساله از اهواز
ماشاله به آیندهسازان ایران اسلامی☺️
#پویش
#دابسمش
#سلام_فرمانده
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
10.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 لبخوانی سلام فرمانده
✔️ آقا محمدمهدی سهرابی ۱۰ساله از قزوین،
حتما تماشا کنید، خیلی زیبا و پر از شور و احساس میخونند☺️
#پویش
#دابسمش
#سلام_فرمانده
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
هدایت شده از جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
Abozar Roohi - Salam Farmande (320).mp3
7.34M
گل دخترا🧕🏻
گل پسرا👱🏻♂
💥این روزها سرود " سلام فرمانده" غوغا کرده💥
ما هم برای شما #پویش داریم.😇
با سرود "سلام فرمانده" #دابسمش اجرا کنید
و برای #جوانه_نور بفرستین.📲
❗️مهم نیست متولد دهه0⃣9⃣ باشی یا دهه0⃣8⃣
‼️مهم اینه که به عشق امام زمان تمام قد بایستی و دست بر سینه بذاری و ...💌
✔️ نکته: زمان کلیپتون 1⃣ دقیقه باشه کافیه.
👇👇راههای ارتباطی👇👇
🌐 آیدی ما در ایتا و شاد:
@Rah_Velayat
🌐 آیدی ما در واتساپ:
http://wa.me/+989160448348
#پویش
#ویژه_نوجوان
#سلام_فرمانده
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان:
✔️ ایتا👇🏻:
https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac
✔️ گروه دوم واتساپ👇🏻:
https://chat.whatsapp.com/D8J3G18HEjULGhyDOq33yX
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
6.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔 زنگ قرآن
شروع هفته با تفسیری از آیات کریمه قرآن 🎋
سوره قریش
#زنگ_قرآن
#پروردگارکعبه
🔰 کانال ویژه نوجوانان:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
این هفته قرار میذاریم هرروز اول صبح وقتی بیدار میشیم دست بزاریم روی سینه و زمزمه کنیم:
السلام علیک یا صاحب الزمان
#قرار_هفتگی
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
📺 موشنگرافیک | ویژه تبیین و اقناع افکار عمومی، همزمان با آغاز اقدام دولت در #تغییر_به_نفع_مردم
#جهاد_تبیین
انتشار دهید
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
چیزهایی که داریم همیشه تو پیشرفتمون موثرند؟🤔
چیزهایی که نداریم چی؟🤷♀
فقط تاثیر منفی دارن؟🤔
#حس_خوب
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🎬 نورا و مادربزرگ👱🏻♀👵🏻
📖قسمت هشتم: یک روز از آن هشت سال
💭از زبان مادربزرگ
آفتاب نزده🌥، زنگ زد: "سلام خاتونم! ما راه افتادیم، خدا بخواد تا بعدازظهر خونهم."
بچهها خواب بودن، نفهمیدم با چه سرعتی خونه رو مرتب کردم، قیمه بادمجون🍛 پختم و چای☕️ رو گذاشتم دم بکشه.
نورا با اینکه دهمین باری بود که این خاطره را میشنید، ولی هنوز برایش تازگی داشت.😇
آنقدر که فکر میکرد همین الان، کنار جوانی مادربزرگ توی آن خانه قدیمی منتظر بابابزرگ نشسته.⏳❣
دلشوره داشتم، اشتیاق داشتم، نمیدونستم باید چی کنم؟
مینشستم، بلند میشدم، راه میرفتم.
چخ چخ!
چیزی به در فلزی حیاط سابیده شد.
چند ساعتی بود که با گوشای تیز و صورتی خیس از سیاهی سرمه به در زل زده بودم. همیشه اول برای احتیاط در میزد و بعد کلید رو میانداخت توی قفل. اول به گوشام شک کردم. ولی وقتی دوباره همون صدای چخچخ آروم رو شنیدم، پریدم توی حیاط و دویدم سمت در.
خودش بود.
با همون ریشای قهوهای خوشگلش🧔🏽 که پُرپشتتر از همیشه بودن. گونههاش گُل انداخته بود و آستینهای خالی و بیجونش تکون تکون میخوردن!
نورا گفت: "بعدش چی شد؟ چی گفت؟"
اومد توی حیاط و با بازوهاش بغلم کرد.
گفت: "خاتونم! خدا دستامو گرفت و خودمو برگردوند. مال بَد بیخِ ریش صاحابشه."💘
مادربزرگ که تا آن لحظه بغض کرده بود، یکدفعه شروع کرد به گریه کردن. فقط خدا میدانست چقدر دلتنگ شوهرش بود و هوای دیدنش را داشت.
نورا اشک میریخت و به عشقی که توی دل مادربزرگ بود غبطه میخورد.
#نورا_و_مادربزرگ
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•