جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• #رمان_ریحانه #قسمت_86 کنار عزیز نشستم و با دونههای برنج ور میرم. عزیز نیمنگا
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈•
#رمان_ریحانه
#قسمت_87
به عنوان کسی که یکی از بدترین روزهای عمرش رو تجربه کرده، گوشه اتاق با سِگِرمههای درهم نشستم.
بابا که ظاهرا دوباره ناراحتی معدهش عود کرده بود، بعد از تموم شدن سِرُم و خوردن یه چای بابونه حالش بهتر شد و به نظر میرسه تا فردا دیگه خبری از ناراحتی و عصبی شدن معده و اینا نباشه.
همه چیز به حالت طبیعی خودش برگشته، به جز ناراحتی هانیه از من که انگار تمومی نداره.
نمیدونم از کجا سر حرف رو باهاش باز کنم. اما هر چی که هست، باید سوءتفاهمی که براش پیش اومده رفع بشه.
دلم رو میزنم به دریا و آروم صداش میکنم:
آجی...!
بی حرف فقط نگاهم میکنه.
ادامه میدم: چی شده؟ چرا باهام حرف نمیزنی؟
باز هم بدون هیچ جوابی، پشت پلک نازک میکنه و روش رو به سمت مخالف برمیگردونه.
برای اینکه دلش نرم بشه، با لحن مظلومی ادامه میدم:
اگه میدونستی امروز چقدر برام سخت و تلخ بود، الان اینطوری نمیکردی!
بالاخره زبون باز میکنه و رگباری و با حرص میگه:
چی شد؟! مگه با ترانه جونت نبودی؟ برای چی سخت و تلخ بود؟ اگه جای ما بودی میخواستی چی بگی؟!
مطهره تو خواب با کلمههای نامفهومی به سر و صدای ما اعتراض میکنه.
هانیه غُرغُرکنان میگه: هر چقدر بهش گفتم برو تو اون اتاق که رختخواب پهن کردیم بخواب، گوش نکرد؛ چرا؟! چون فائزه و ترانه اونجا خوابیدن!
دستم رو به نشانه سکوت جلوی بینیم میگیرم و با صدایی آرومتر از قبل میگم:
ولش کن، حتما اینجا راحتتره.
نباید از بحث اصلی منحرف بشیم، پس بلافاصله برمیگردم به موضوع خودمون: از همون موقع که با عمو اینا از اینجا رفتم همش ضدحال بود؛ اما جدای از اون، تو نبود شما کلا احساس تنهایی میکردم. امشب فقط چشمم به ساعت بود که زودتر برگردیم خونه.
هنوز هم حرفی نمیزنه!
ادامه میدم: تو رو خدا بیخیال شو! اصلا به اصرار ترانه بود که باهاشون رفتم! تازه اگه میدونستم این مسائل پیش میاد و بابا حالش بد میشه و شما نمیاین حنابندون و... که اصلا نمیرفتم!
انگار داره کمکم قانع میشه، باز هم ادامه میدم:
تازه نمیدونی چیا شد! بذار برات تعریف کنم...
....
دیشب به جز ماجرای مرموز پشتبوم، همه اتفاقات ریز و درشت دیگه رو مو به مو برای هانیه تعریف کردم.
هانیه هم کم کم آروم شد؛ گاهی تعجب کرد، گاهی خندید و گاهی تأسف خورد، اما بالاخره باور کرد که تو نبود اونها دلِ خوشی برای تفریح نداشتم و شاید همین، باارزشترین نتیجهگیری از همه اتفاقات دیروز بود.
اینکه حتی اگه کنار خانوادهت نباشی، دلت براشون بِتَپه و آرامش و خوشحالیشون برات مهم باشه. اینکه دلت نیاد آجیت ازت دلگیر بمونه و برای خوشحال کردنش تلاش کنی.
#رمان
رمان اختصاصی کانال جوانه نور
✍️به قلم م. بابایی
⛔️ کپی شرعا اشکال دارد ⛔️
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان:
✔️ ایتا👇🏻:
https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac
✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻:
https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy
41.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◼️◾️▪️پادکست شب دوم محرم
کاروان عاشقان به سرزمین کرب و بلا میرسد...
🖤🖤🖤
#شب_دوم
#محرم
#انتشار_دهید
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
8.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ #استوری
🏴میخونم هر سحر آروم
🏴سلام الله علی سیدنا المظلوم
#محرم
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
❇️ سال قبل جمعی از دوستان زحمت کشیدن و گزیدهای از کتاب انسان ۲۵۰ ساله رو بصورت پادکست صوتی آماده کردند. 🌿
اگر مشتاق هستید این تولیدات خوب رو مشاهده کنید، دست مبارکتون رو روی لینکهای زیر بزنید.☺️
🔸بخش اول:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1293
🔸بخش دوم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1324
🔸بخش سوم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1359
🔸بخش چهارم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1375
🔸بخش پنجم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1397
🔸بخش ششم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1410
🔸بخش هفتم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1422
🔸بخش هشتم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1438
🔸بخش نهم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1449
🔸بخش دهم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1462
🔸بخش یازدهم:
https://eitaa.com/javaneh_noor/1470
#پادکست_صوتی
#انسان_250_ساله
#محرم
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🌳 طبیعت زیبا و رویایی ارومیه و دره باغی شهرستان ماکو
#ایران_زیبا
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
8.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃آموزش درست کردن کادر
▪️برای دسترسی به آموزش های قبلی هشتگ های زیر رو جستجو کنید:
#آموزش
#اینشات
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
🔟 صفات مومنین:
- با شما هستم!
بنظر خودت جزو مومنین واقعی هستی⁉️
- چطور بررسی کنم؟🤔
- مومن واقعی ویژگیهایی داره.
☘به درونت بنگر ببین این ویژگیها درونت هست یا نیست...
☑️ اگر هست مغرور نشو، اگر نیست ناامید نشو ✨
- حالا این ویژگیها چی هستند❓❓
۱. اذا ذکر الله وجلت قلوبهم
🔰مومن راستین آن کسی است که چون یاد خدا شود دلش به بیم می آید، خشیت میکند.💫
⚖ ترس از خدا مانند ترس یک گنهکار در مقابل قاضی نیست، ترس از مجازات بخاطر گناه نیست. ❌
👈 بلکه
ترس مومن ترسی است که ناشی از معرفت به خداست. ⭐️
دهشت و بیمناکی ناشی از احساس عظمت خداست 🌟
و حقارتی که از خویشتن در مقابل خداوند میبیند.⚡️
✅ این چنین ترسی مطلوب و مفید است.
⏬⏬⏬⏬⏬⏬
🍀کسی که خود را در مقابل پروردگار کوچک و حقیر میبیند و خدا را بر تمام شئون و امور خویش مسیطر و مسلط مشاهده میکند، این انسان سعی میکند جز در صراط مستقیم حرکت نکند.🛣
📌 مانند امام علی (ع) که در دعای ابوحمزه گریه و ناله و اشک میریزد.
گریه و ناله امام تصنعی نیست، برای آموزش به مردم نیست.♨️
🔆 او در وجود خدا عظمتی میبیند که ما نمیفهمیم.
و به همین دلیل به خود میپیچد و اشک میریزد.
💎 مومن کسی ست که وقتی یاد خدا به میان بیاید، آن حالت رُعب و خَشیَت بر دلش مسلط میشود.
♻️ برگرفته از کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
#منظومه_فکری_انقلاب
#جلسه۲
#صفات_مومن
🔰به جمع ✨جوانهنوریها✨ بپیوندید:
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
@javaneh_noor
•✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•