#طنزجبهه
#زنگ_تفریح😃
بزن دنده دو
رزمنده ها برگشته بودن عقب
بیشترشون هم راننده ڪامیون
بودن ـ که چند روزی نخوابیده
بودن.
.
ظھر بود ، همه گفتند نماز رو
بخونیم و بعد بریم برای
استراحت ، امام جماعت اونجا
یڪ حاج اقای پیری بود. که
خیلی نماز رو ڪند میخواند .
رزمنده ها پشتش
وایستادن و نماز رو شروع ڪردند.
آنقدر ڪند نماز خواند ڪه
رکعت اول فقط چند دقیقه ای
طول ڪشید! وسطای رکعت
دوم بود ڪه یکے از راننده ها
از وسط جمعیت بلند داد زد:
حاجججججییییے جون مادرت
بزن دنده دوووو😁
🌷@javidan_shohada
#طنزجبهه
#زنگ_تفریح😃
بزن دنده دو
رزمنده ها برگشته بودن عقب
بیشترشون هم راننده ڪامیون
بودن ـ که چند روزی نخوابیده
بودن.
.
ظھر بود ، همه گفتند نماز رو
بخونیم و بعد بریم برای
استراحت ، امام جماعت اونجا
یڪ حاج اقای پیری بود. که
خیلی نماز رو ڪند میخواند .
رزمنده ها پشتش
وایستادن و نماز رو شروع ڪردند.
آنقدر ڪند نماز خواند ڪه
رکعت اول فقط چند دقیقه ای
طول ڪشید! وسطای رکعت
دوم بود ڪه یکے از راننده ها
از وسط جمعیت بلند داد زد:
حاجججججییییے جون مادرت
بزن دنده دوووو😁
🌷@javidan_shohada
#طنزجبهه
#زنگ_تفریح😃
بزن دنده دو
رزمنده ها برگشته بودن عقب
بیشترشون هم راننده ڪامیون
بودن ـ که چند روزی نخوابیده
بودن.
.
ظھر بود ، همه گفتند نماز رو
بخونیم و بعد بریم برای
استراحت ، امام جماعت اونجا
یڪ حاج اقای پیری بود. که
خیلی نماز رو ڪند میخواند .
رزمنده ها پشتش
وایستادن و نماز رو شروع ڪردند.
آنقدر ڪند نماز خواند ڪه
رکعت اول فقط چند دقیقه ای
طول ڪشید! وسطای رکعت
دوم بود ڪه یکے از راننده ها
از وسط جمعیت بلند داد زد:
حاجججججییییے جون مادرت
بزن دنده دوووو😁
🌷@javidan_shohada