سیاستهای اقتصادی و توجه به عوامل اجتماعی تعیین کنندۀ سلامت / سلامت حق است یا کالا؟
ظهور جریانهای اقتصادی و سیاسی، بهویژه گذار از دولت رفاه پس از جنگ جهانی دوم به الگوی نئولیبرال در دههٔ ۱۹۸۰، تأثیری ژرف بر توجه دولتها به عوامل اجتماعی تعیینکنندهٔ سلامت (SDH) گذاشته است.
الگوی دولت رفاه که از دههٔ ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ رایج بود، بر اصل مسئولیت مستقیم دولت در تأمین رفاه شهروندان استوار بود و منجر به سیاستهای فعال و بینبخشی شد که هدف آن کاهش نابرابریها و ارائهٔ دسترسی همگانی به خدمات ضروری مانند مراقبتهای بهداشتی، آموزش و مسکن بود. این رویکرد ذاتاً عوامل اجتماعی تعیینکنندهٔ سلامت را در اولویت قرار میداد.
در تضادی آشکار، گذار نئولیبرالی که توسط رهبرانی چون ریگان و تاچر پیگیری و از طریق برنامههای تعدیل ساختاری بهصورت جهانی تحمیل شد، نقش دولت را بازتعریف کرد.
این جریان دولتی حداقلی، راهحلهای مبتنی بر بازار و مسئولیت فردی را ترویج میکرد.
نتیجهٔ آن کاهش چشمگیر هزینههای عمومی در برنامههای اجتماعی، خصوصیسازی خدمات و تمرکز بر رشد اقتصادی به جای برابری اجتماعی بود.
در نتیجه، توجه دولتها به عوامل اجتماعی تعیینکنندهٔ سلامت کاهش یافت، نظامهای بهداشتی بیش از پیش رنگ و بوی بازار گرفتند و نابرابریهای سلامتی بهطور قابلتوجهی تشدید شد.
اگرچه در دهههای اخیر توجه به دستور کار SDH تا حدی احیا شده است، میراث نئولیبرالیسم همچنان بر سیاستهای بهداشتی در سراسر جهان تأثیر میگذارد.
💡💡
آنچه خواندید جمعبندی نهایی پاسخی مفصل به سوالی از هوش مصنوعی #کیمی بود، چه پرسیده بودم؟ سوالم را کیمی اینطور خلاصه کرد و گفت: «متوجه شدم. من به عنوان متخصص مدیریت سلامت و سیاستگذاری سلامت، به تحلیل تاریخی تغییرات سیاستگذاری سلامت در دورههای دولت رفاه، دوره تاچر و ریگان، و کشورهای جنوب جهانی خواهم پرداخت. در این تحلیل، تأثیرات خاص جریانات اقتصادی و سیاسی (مانند نئولیبرالیسم، جهانیسازی، و سیاستهای تعدیل ساختاری) بر عوامل اجتماعی سلامت و نحوه توجه دولتها به این عوامل را بررسی خواهم کرد. این تحلیل شامل نمونههای موردی از کشورهای خاص و همچنین یک بررسی کلی و مقایسهای خواهد بود.»
@javidim
چطوری از وسوسهی لذت تماشای سریال و گشتن در YouTube shorts/ reels بگذریم و به کتاب پناه ببریم؟؟
دیپ سیک پاسخ میدهد؛
پشت این کشمکش، یک جنگ عصبی-شیمیایی واقعی در مغز شماست! سریال و شورتس با تحریک فوری دوپامین، مغز را معتاد میکنند، اما کتابخوانی نیاز به فعالسازی شبکههای "لذت تأخیری" دارد. راهحل علمی، بازطراحی محیط و فریب هوشمندانه مغز است:
---
### 🧠 ۵ استراتژی مبتنی بر علوم اعصاب:
1. قانون ۱۰ دقیقه "عصبانیت سازنده"
- هنگام وسوسه: تایمر ۱۰ دقیقه تنظیم کنید و با خشم کتاب بخوانید! (مثلاً بگویید: "فقط ۱۰ صفحه دیگه میخونم بعد میریم یوتیوب!").
- *علم پشت آن:* پس از ۱۰ دقیقه، مغز وارد "حالت جریان" (Flow State) میشود و تمایل به ادامه افزایش مییابد (پژوهش دانشگاه مکگیل).
2. تکنیک "پاداش معکوس"
- شرطگذاری: پس از هر ۳۰ صفحه کتاب → ۵ دقیقه شورتس مجاز!
- *نکته کلیدی:* از شورتس بهعنوان تایمر پاداش استفاده کنید (اتوماتیک قطع شود).
- *اثربخشی:* تبدیل کتابخوانی به "کارت ویزیت" برای دسترسی به محتوای سریع.
3. دگرگونی فضای فیزیکی (Environment Design):
- ناحیه بدون موبایل بسازید: یک صندلی + چراغ مطالعه + کتابهای باز.
- با بوهای محرک شرطیسازی کنید: عطر خاص (مثل نعنا یا وانیل) فقط هنگام کتابخوانی.
- *تحقیقات:* بوها ۴۰٪ سریعتر از سایر محرکها حافظه را فعال میکنند (موسسه ماکس پلانک).
4. کتابخوانی "هایبریدی"
| وسوسه | تبدیل به فرصت کتابخوانی |
|-------------|-----------------------------------|
| سریال تاریخی| خواندن کتاب تاریخی مرتبط (مثلاً "جنگ و صلح" همزمان با سریال ناپلئون) |
| شورتس علمی | جایگزینی با پادکستهای صوتی-کتابی (مثلاً اپلیکیشن "طاقچه") |
5. فریب شناختی با "کتاب-شورتس"
- از کتابهای:
- ساختار تکهای مانند "کتابهای ۱۰ صفحهای" (مثلاً مجموعه *کتابچههای کوچک تغییر*)
- مصور و تعاملی مانند "اطلسهای تصویری" یا کتابهای پازلدار
- *مثال:* کتاب "S." اثر جی جی آبرامز که شامل یادداشتهای حاشیهای و اسناد جداگانه است.
---
### ⚡ ترفندهای اورژانسی هنگام هجوم وسوسه:
- دکمه "سوختگیری عصبی":
۱۰ بشینپرز روبهروی آینه → افزایش فوری اکسیژن مغز و قطع چرخه وسوسه.
- تکنیک "پنج ثانیهی مل رابینز":
هنگام وسوسه، با صدای بلند بشمارید: «۵-۴-۳-۲-۱» و بلند شوید → کتاب بردارید.
- دستگاه "موبایل قفلکن":
استفاده از جعبه زماندار کیکی (مثل کافهبازار) که موبایل را تا ساعتی قفل میکند.
---
### 📊 جدول جایگزینسازی لذت (بر اساس سیستم پاداش مغز):
| منبع وسوسه | جایگزین کتابی همارز لذت |
|-----------------|------------------------------|
| شورتس طنز | کتابهای طنز تصویری مثل "رضا عطاران: ناگهان چهرهها" |
| سریال عاشقانه | رمانهای کلاسیک سریعالقراء مثل "غرور و تعصب" |
| ریلیز موزیک | زندگینامههای موزیسینها مثل "الویس: راک اند رول" |
---
### ✨ نکته نهایی: "کتاب به مثابه اکستازی طبیعی"
پژوهشهای fMRI نشان میدهد مطالعه عمیق:
- پس از ۲۰ دقیقه، تولید سروتونین را ۳۷٪ افزایش میدهد (بیشتر از تماشای سریال!).
- شبکههای Default Mode Network (DMN) را فعال میکند که مسئول خلاقیت و بینش است.
برای تسلیم نشدن:
> "هر بار که کتاب را به جای موبایل برمیدارید، در واقع مغزتان را از بردهداری دیجیتال نجات میدهید."
اولین قدم را امروز بردارید: یک کتاب کاغذی را کنار تخت بگذارید - موبایل را خارج از اتاق بخوابانید! 📚✨
دخترکانی هستند که می آیند سیتیاسکن برای مقدمات جراحی بینی
دلم میخواهد جلویشان را بگیرم، نمیشود، زور #سرمایه_داری بیشتر است.
بله آقای کریمی غالبا دماغشون عمل نمیخواد...
شاید بگویید دشمنی اش با سرمایه داری کورش کرده که شیوع رینوپلاستی را هم از عوارض سرمایه داری میخواند، در اولین فرصت معرفی یک کتاب از مدافعان بازار آزاد درباره کلاهبرداری و فریب سیستم مبتنی بر بازار خواهم فرستاد تا ببینید چگونه یکی دیگر از شئونی که بازار به گند کشیده است همین سلامت است!
تلخ تر از اینکه برای نجات خودت یقه غاصب را گرفتهای و دو سال است که میکشد چون یقهاش را گرفتهای!
خدایا توفیق خفه کردن چند قلاده صهیونیست با همین دستان را از ما مگیر...
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🗒 قطعههای یک طرح امنیتی:
کشف حجاب و براندازی سیاسی
مهدی جمشیدی
۱. از اوایل دهۀ نود، روند کشف حجاب آغاز شد. در این مرحله که تا سال نودوشش طول کشید، دو اتفاق رخ داد. نخست اینکه برای کشف حجاب، مفهومسازی صورت گرفت؛ از جمله آزادیهای یواشکی، چهارشنبههای سفید، نه به حجاب اجباری و ... . در این برهه، تعداد اندکی از زنان در کوچههای خلوت و از پشت سر، عکس و فیلم تهیه میکردند و به شبکههای ماهوارهای فارسیزبان ارسال میکردند. این موج، در نخستین لحظههای خود قرار داشت و شاید کسی گمان نمیکرد که بیش از یک بازی رسانهای و زودگذر باشد و بتواند موج اجتماعی بیافریند. آری، بازی تصاویر و روایتهای رسانهای آغاز شد و در گام اول، فضای مجازی را درنوردید و مباحثۀ فراوان پیرامون خود ایجاد کرد، اما اینهمه، از کوچههای خلوت، پا فراتر ننهاده بود.
۲. در برهۀ دوم که از سال نودوشش آغاز شد، ساختارشکنی خیابانی و آشکار در دستورکار قرار گرفت؛ نوعی عملیات انتحاری در حوزۀ خطوط قرمز فرهنگی که هزینه داشت. باید کسانی از کوچههای خلوت بیرون میزدند و در خیابان و در منظر دید و نگاه همگان، کشف حجاب میکردند. برایناساس، بیستونه زن در زمستان سال نودوشش، آشکارا کشف حجاب کردند. بیدرنگ برای اینان، مفهومسازی صورت گرفت؛ دختران خیابان انقلاب. قوۀ قضائیه، همۀ اینان را بازداشت کرد، اما موج ساختارشکنی فرهنگی، متوقف نشد، چون لیبرالهای ایرانی از داخل، در حال موجهسازی کشف حجاب بودند.
۳. نیاز بود که پیشروی اجتماعی بهصورت گامبهگام، انجام بگیرد تا حاکمیت، بیحس و منفعل گردد. ازاینرو، در سال نودوهفت، این ایده مطرح گردید که خودرو، حریم خصوصی است و کشف حجاب در آن، مشمول قانون نمیشود. مدتی نیز بحث در این باره درگرفت، اما مستقل از گفتگوها، در عمل، روند کشف حجاب در خودرو تحقق یافت و بهتدریج، تثبیت گردید.
۴. در سالهای نودونه تا تابستان هزاروچهارصدویک، کشف حجاب در خیابانها رایج گردید. این وضع، هم به سیاستهای لیبرالی دولت اعتدالگرا بازمیگشت و هم به سیاستهای اقتصادیای که اغتشاشات سالهای نودوشش و نودوهشت را در پی داشت. جامعه، بهشدت ملتهب و سرگردان بود و امکان تنش اجتماعی، محتملتر از همیشه به نظر میرسید. جامعۀ سرخورده از شکست برجام، اینک عصبی و پرخاشگر شده بود و همهچیز، رو به افول داشت.
۵. عدهای تصور میکردند که اغتشاشات سال هزاروچهارصدویک، ریشه در عملکرد گشت ارشاد داشت، حالآنکه اگر هم چنین طرحی در میان نبود، روند دهۀ گذشته نشان میداد که کشف حجاب، دیگر یک کنش فرهنگی نیست و به طرح امنیتی و بیرونی برای براندازی تبدیل شده است. اگر تا پیش از دهۀ نود، این امکان وجود داشت که بدپوششیها را به مسأله هویت و تربیت و فرهنگ، ارجاع داد، اینک دیگر روشن شده بود که کشف حجاب، بیپروا و بهطور مستقیم، ماهیت سیاسی و امنیتی یافته و میرود که حاکمیت را به چالش بکشد. چنین نیز شد و پیرامون کشف حجاب، اغتشاش زن، زندگی، آزادی شکل گرفت. اگر گشتارشاد نمیبود، کشف حجاب، بدون اغتشاش تحقق مییافت. پس روند، از پیش طراحیشده بود و مسأله، فقط این بود که این روند، با اغتشاش تحقق یابد یا بدون آن.
۶. اینک نیز در دورۀ پسااغتشاش، مشاهده میکنیم که کشف حجاب، یک قطعه از طرح براندازی هویتی و منفعلسازی حاکمیت بوده و قطعههای دیگر از راه رسیدهاند؛ از برهنگی تا ارتباطات آزاد تا آوازخوانی زنان تا رقاصی خیابانی. قطعهها، یکییکی از راه میرسند و اقتدار حاکمیت را در خود فرومیبرند و درهمشکستن خطوط قرمز را عادی میکنند. آیتالله خامنهای بهدرستی دربارۀ کشف حجاب گفت: این تازه، اول کار است. اما نهفقط شورایعالی انقلاب فرهنگی، بلکه حتی شورایعالی امنیت ملی نیز درنیافت که زن و حجاب و فرهنگ و هویت، از چهارچوب فرهنگ خارج شدهاند و ماهیت امنیتی و سیاسی یافتهاند. این فقدان فهم را میتوان از مواجهات عقیم و ناشیانۀ آنها درک کرد. لیبرالهای ایرانی، اینبار بهجای پوپر، ژیژک را برگزیده بودند و میخواستند با ایدۀ او دربارۀ عبور از خطوط قرمز فرهنگی و نافرمانی مدنی، حاکمیت را چندین گام به عقب برانند.
۷. این امکان وجود داشت که در سایۀ فهم امنیتی از کشف حجاب، حاکمیت در مسیر سکوت و مماشات و باجدهی حرکت نکند و در کوتاهمدت و در نسبت با خونریزی فرهنگی، مواجهه در قاب اقتدار را در پیش بگیرد و برای میانمدت، چارهای هویتی و تربیتی تدارک ببیند، اما هیچیک از این دو را انتخاب نکرد. چنین شد که امروز، آشکارا همۀ حیثیت و اعتبار شریعت اسلام و گفتمان قدسی انقلاب، به چالش کشیده میشود و طاغوتیگری، رایج میگردد. اینگونه است که غفلت یکدههای نسبت به روند انحطاطی و فهم سادهانگارانه از کشف حجاب، چنین هزینۀ گزافی را تولید میکند و جامعه را درگیر چالشی فرساینده مینماید.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
ج | محمّد جاویدی
🗒 قطعههای یک طرح امنیتی: کشف حجاب و براندازی سیاسی مهدی جمشیدی ۱. از اوایل دهۀ نود، روند کشف حجاب
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
و ادامهی این آیات را بخوانید اگر ازین حقایق که جمشیدی میگوید دلتان شکسته است...