eitaa logo
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
747 دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
7.3هزار ویدیو
642 فایل
جبهه اتحاد دانشگاهیان بصیر ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تاملات حقوقی
New Doc 2.pdf
حجم: 5.6M
✳️خودسامانی و تحدید اراده و آزادی از منظر آیت الله شهید مرتضی مطهری ✅بررسی رابطه تقوا و آزادی از نگاه امام علی(ع) لازمه اينكه انسان از زندگی حيوانی خارج شود و يك زندگی انسانی اختيار كند اين است كه از اصول معين و مشخص پيروی كند، نام اين خود نگهداری كه مستلزم ترك اموری است تقوا است. لازمه اينكه انسان از زندگی حيوانی خارج شود و يك زندگی انسانی اختيار كند اين است كه از اصول معين و مشخص پيروی كند و لازمه اينكه از اصول معين و مشخصی پيروی كند اين است كه خود را در چارچوب همان اصول محدود كند و از حدود آنها تجاوز نكند و آنجا كه هوا و هوس‌های آنی او را تحريك می‌كند كه از حدود خود تجاوز كند خود را نگهداری كند. نام اين خود نگهداری كه مستلزم ترك اموری است تقوا است. نبايد تصور كرد كه تقوا از مختصات دينداری است از قبيل نماز و روزه، بلكه تقوا لازمه انسانيت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حيوانی و جنگلی خارج شود ناچار است كه تقوا داشته باشد. نبايد تصور كرد كه تقوا از مختصات دينداری است، بلكه تقوا لازمه انسانيت است. انسان اگر بخواهد از زندگی حيوانی خارج شود ناچار است كه تقوا داشته باشد... ✍ آیت الله مطهری، ده گفتار، صص۱۶_۱۳ 📚آزادی معنوی شهيد مطهری، ص ۲۱۹- ۲۲۵
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 سید حسن نصرالله به ملت ایران شهید سید‌حسن‌نصرالله را ببینید و به سوالات ایشان به دقت فکر کنید: اگر کمپ دیوید بود ولی انقلاب اسلامی به رهبری امام ره نبود؟ اگر تجاوز به لبنان بود ولی انقلاب اسلامی به رهبری امام ره نبود؟ اگر طوفان الاقصی و سایر حوادث بود ولی چیزی به نام انقلاب اسلامی به رهبری امام ره متصور نبود؟ لولا الثورة الاسلامیه بقیادة الامام الخمینی ؟ 📣پ.ن. تحلیلی است که با کلمه «لولا» آثار فقدان یک پدیده (نه آثار وجود یک پدیده) را تحلیل می کند و مخاطب را به تفکر وا می‌دارد. مثلا: «اگر سپاه نبود، کشور نبود.» و « لولا الحجة لساخت الارض باهلها.» و.... شهید نصرالله
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 کلام امروز👌 درس‌ توحید برای همه..👌👌 🌺کانال عرفان 👇 http://eitaa.com/joinchat/2136997888Cc9e7f3d280
43.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خاطره تکان دهنده حاج آقا قرائتی را گوش کنید. از مطالعه صد تا کتاب مفیدتره
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونید روی کفن شهید سید حسن نصرالله چی نوشتن؟ سید این فراز از سرود «سلام فرمانده» لبنانی را خیلی دوست داشت… «لا خیر فی الحیاة، من دون هواک» بی عشق مهدی هیچ خیری در دنیا نیست!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کیهان آنلاین
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 درست در مسیر دولت روحانی/ وزیر راه و شهرسازی با حمله به ساخت مسکن برای محرومین: اقدام برای ساخت مسکن در سال‌های گذشته امروز گریبان‌گیر ما شده است @Kayhan_online
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹فرزند سیدحسن قبل از زیارت مزار پدرش، به زیارت شهدای مقاومت رفت ♦️در شام غریبان تدفین سیدحسن نصرالله، محمدهادی نصرالله پیش از انکه به زیارت پدرش برود، با حضور در روضه‌الحورا یاران شهید پدرش را زیارت کرد. 🇮🇷کانال‌های 🇵🇸 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش
✍گفتنی های ناگفتنی 1⃣ سید حسن هم رفت. دیروز مجموعه شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی و لیلی و مجنون نظامی گنجوی با کارگردانی سیدحسن نصرالله و دستیاری سید هاشم صفی الدین و با بیش از ۱۴۰۰۰۰۰بازیگر در صحنه و قریب ۱ میلیارد عوامل پشت صحنه در ناحیه بیروت به روی پرده رفت. هنرپیشه نقش اول مردان و زنان، کودکان و نوجوانان بیش از ۷۰ ملیت بودند که عاشقانه در مراسم تشییع فاتح قلب‌ها شرکت و علیه دیوهای زمان خورشیدند. دیوهای ناتوانی که نهایتا توانستند با عبور دادن هواپیمای جنگی بر بالای سر تشییع کنندگان عرض اندامی مضحک داشته باشند❗️ هر چه دیدم معنویت آمیخته با شعف پیروزی بود و اهتزاز مشوب به شوکران فراق. آری تمدن ابراهیمی ترس و اطمینانش، شوق و هجرانش و رقص مرگ و پایداری اش درهم آمیخته اند. همه آنچه از حال و قال دیدم در همین یک جمله بود :« إنٓا علی العهد» ما بر سر پیمان خویش می‌مانیم. در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خود را نکشند گر عاشق صادقی ز کشتن مهراس مردار بُوَد هر آنکه او را نکشند. .... ادامه دارد. 🆔@mahdavi_arfae .
🌹پس از ۳۳ سال، این اولین بار است که همه می‌دانند سید حسن دقیقاً کجاست‌ 🇮🇷کانال‌های 🇵🇸 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش
🔴 روایت حمید داوودآبادی نویسنده دفاع مقدس از دیدار روز گذشته با رهبر معظم انقلاب همزمان با تشییع شهید سیدحسن نصرالله ♦️ روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبرمعظم انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایشان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعجب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ | 🇮🇷کانال‌های 🇵🇸 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش