💡 وضعیت بی حجابی چقدر عجیب است؟!
🔶 برخی با اشاره به بروز رفتارهای ضد دینی مانند حمله به برخی از ارزشها و نماد های مذهبی همچون چادر و اصل حجاب شرعی، ساده انگارانه تصور می کنند، ستیز با احکام اسلامی خصوصا حجاب شرعی در ایران حاصل تجربه حکومت دینی است.
🔸 احتمالا تاریخ نخوانده اند تا بدانند، در همان بدو انقلاب و در آن فضای شور انقلابی و دینی جامعه، شاهد تظاهرات چند ده هزار نفری علیه حکم قصاص و حجاب بودیم.
🔸 اوج این اعتراضات را در 17 اسفند 57 شاهدیم. روز جهانی زن. یعنی فقط 25 روز بعد پیروزی انقلاب اسلامی. یک روز بعد از سخنان تاریخی امام در ارتباط با لزوم وجود حجاب شرعی در ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها. راهپیمایی حدودا 15 هزارنفری علیه حجاب که چند روزی به طول انجامید و موجبات درگیری و زد و خورد و مباحثه های مختلف میدانی را برای مردم فراهم آورد. فیلم های منتشر شده از تجمعات آن روزها یکی از اسناد جذاب و ماندگار تاریخ انقلاب است. خصوصا تجمعاتی که در دانشگاه تهران شکل گرفت.
🔸واقعیت این است که دین ستیزی در بخشی از جامعه ایران، ریشه در سیاست های فرهنگی حکومت رضاخان و سپس پهلوی دوم دارد. فضای اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی هم فقط مدتی آن را به محاق خاموشی برد.امروز فقط زمینه بروز دوباره این دیدگاه، آن هم در مقیاس بسیار کوچکتری، توسط اقلیتی که از اول انقلاب همیشه وجود داشتن فراهم شده است. فلذا نباید پدیده رخ داده فعلی را امری عجیب و خارق العاده دانست و نباید متحیرانه به آن نگاه کند.
✍علی ریاحی پور
بانیان 8 سال ناکارآمدی از حاکمیت امتیاز میخواهند!
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «و بپرسیم چه باید کرد» نوشت: «جمع بزرگي از اصلاحطلبان و سياسيون و مديران پيشين و عقلا و دانشمندان و اساتيد دانشگاه و عالمان ديني وجود دارند كه نبض تند جامعه را حس ميكنند و متوجه التهاب مردم هستند و روندها را نزولي مييابند ولي نه از نصيحت و خيرخواهي و توجه دادن به مسئولان طرفي ميبندند و نه قدرتي دارند كه دستي برآورند و كاري بكنند. درواقع اين سؤال براي مخالفان وضع موجود كه نسبت به كيان كشور هم احساس مسئوليت ميكنند بزرگتر و گزندهتر است. در حال حاضر حاكميت با احساس اقتداري كه دارد نيازي به تغيير مسير نميبيند و اصلا احساس خطر نميكند كه بخواهد تاثيرپذير آراي مخالفان خود باشد. لذا خيلي بعيد است كه به اصلاحطلبان امتيازي بدهد يا حتي با آنها به گفتوگو بنشيند.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که مدعیان اصلاحات با هشت سال دربست در اختیار داشتن قوه مجریه به هیچیک از انتقادات و خیرخواهیهای دیگران توجه نکردند و منتقدین را کمسواد، بیدین، کاسب تحریم، بیشناسنامه، جیب بر، دنیا ندیده، مستضعف فکری، دارای خطای دید، تخریبگر، عقبمانده، تازه به دوران رسیده، تازه انقلابی شده، هوچیباز و عصر حجری خواندند. حال که چند صباحی از قدرت فاصله گرفتهاند، از حاکمیت توقع دارند به آنها «امتیاز بدهد» تا به هر قیمتی شده به قدرت بازگردند. بدون آنکه حتی از کارنامه سیاه خود اظهار پشیمانی کرده و از ملت عذرخواهی کرده باشند یا طرح و برنامه موجهی برای اداره کشور داشته باشند.
آنچه نور امید در آن نیست، روایت دروغ شماست!
روزنامه سازندگی روز گذشته در سرمقاله خود نوشت: «مدیریت مستأصل دولت سیزدهم که نابرخورداری از سیاستهای کلان در عرصه اقتصاد و روابط بینالملل، ناتوانی در اجرا، بیتجربگی و ندانمکاری، تقدم منافع جناحی بر منافع ملی و ... از شاخصترین آنهاست، هیچ نور امیدی را نشان نمیدهد.»
باید گفت در حقیقت آنچه هیچ نور امیدی در آن مشاهده نمیشود و سراسر سیاهی و تاریکی است، روایت جریان غربگرای داخلی از اوضاع کشور است که در عین انزوای سیاسی، با استفاده از آزادی که در رسانه به آنها داده شده است، ضمن چشم بستن عامدانه بر موفقیتها و پیشرفتهای کشور، بهگونهای وضع موجود را توصیف میکنند که گویی در دنیای دیگری زندگی میکنند! آنها چون دستی بر استدلال و منطق ندارند، راهبرد اصلیشان، تکرار مکرر گزارههای نادرست است تا بهتدریج در ذهن مخاطب رسوخ کند و آنها را صحیح و موجه پندارد.
نگارنده این مطلب همچنین نوشته است: «رایدهندهای که میبیند یک جریان سیاسی داخلی با همدستی دشمن خارجی بر آینده روشن کشورش، قیر نومیدی میپاشد، بیهودگی حضورش در صحنه را با تمام وجود حس میکند.»
آری، همدستی یک جریان سیاسی داخلی با دشمن خارجی برای نومیدسازی مردم کاملا صحیح است ولی چه کسی است که با نگاهی کوتاه به عملکرد روزنامههایی از قبیل سازندگی در سانسور اخبار مثبت و بزرگنمایی اخبار منفی، نفهمد که این جریان در حقیقت مدعیان اصلاحات هستند!
📌رو که نیست سنگ پای قزوین است.
🔴بانیان 8 سال ناکارآمدی از حاکمیت امتیاز میخواهند!
روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «و بپرسیم چه باید کرد» نوشت: «جمع بزرگي از اصلاحطلبان و سياسيون و مديران پيشين و عقلا و دانشمندان و اساتيد دانشگاه و عالمان ديني وجود دارند كه نبض تند جامعه را حس ميكنند و متوجه التهاب مردم هستند و روندها را نزولي مييابند ولي نه از نصيحت و خيرخواهي و توجه دادن به مسئولان طرفي ميبندند و نه قدرتي دارند كه دستي برآورند و كاري بكنند. درواقع اين سؤال براي مخالفان وضع موجود كه نسبت به كيان كشور هم احساس مسئوليت ميكنند بزرگتر و گزندهتر است. در حال حاضر حاكميت با احساس اقتداري كه دارد نيازي به تغيير مسير نميبيند و اصلا احساس خطر نميكند كه بخواهد تاثيرپذير آراي مخالفان خود باشد. لذا خيلي بعيد است كه به اصلاحطلبان امتيازي بدهد يا حتي با آنها به گفتوگو بنشيند.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که مدعیان اصلاحات با هشت سال دربست در اختیار داشتن قوه مجریه به هیچیک از انتقادات و خیرخواهیهای دیگران توجه نکردند و منتقدین را کمسواد، بیدین، کاسب تحریم، بیشناسنامه، جیب بر، دنیا ندیده، مستضعف فکری، دارای خطای دید، تخریبگر، عقبمانده، تازه به دوران رسیده، تازه انقلابی شده، هوچیباز و عصر حجری خواندند. حال که چند صباحی از قدرت فاصله گرفتهاند، از حاکمیت توقع دارند به آنها «امتیاز بدهد» تا به هر قیمتی شده به قدرت بازگردند. بدون آنکه حتی از کارنامه سیاه خود اظهار پشیمانی کرده و از ملت عذرخواهی کرده باشند یا طرح و برنامه موجهی برای اداره کشور داشته باشند.
✅آنچه نور امید در آن نیست، روایت دروغ شماست!
روزنامه سازندگی روز گذشته در سرمقاله خود نوشت: «مدیریت مستأصل دولت سیزدهم که نابرخورداری از سیاستهای کلان در عرصه اقتصاد و روابط بینالملل، ناتوانی در اجرا، بیتجربگی و ندانمکاری، تقدم منافع جناحی بر منافع ملی و ... از شاخصترین آنهاست، هیچ نور امیدی را نشان نمیدهد.»
باید گفت در حقیقت آنچه هیچ نور امیدی در آن مشاهده نمیشود و سراسر سیاهی و تاریکی است، روایت جریان غربگرای داخلی از اوضاع کشور است که در عین انزوای سیاسی، با استفاده از آزادی که در رسانه به آنها داده شده است، ضمن چشم بستن عامدانه بر موفقیتها و پیشرفتهای کشور، بهگونهای وضع موجود را توصیف میکنند که گویی در دنیای دیگری زندگی میکنند! آنها چون دستی بر استدلال و منطق ندارند، راهبرد اصلیشان، تکرار مکرر گزارههای نادرست است تا بهتدریج در ذهن مخاطب رسوخ کند و آنها را صحیح و موجه پندارد.
نگارنده این مطلب همچنین نوشته است: «رایدهندهای که میبیند یک جریان سیاسی داخلی با همدستی دشمن خارجی بر آینده روشن کشورش، قیر نومیدی میپاشد، بیهودگی حضورش در صحنه را با تمام وجود حس میکند.»
آری، همدستی یک جریان سیاسی داخلی با دشمن خارجی برای نومیدسازی مردم کاملا صحیح است ولی چه کسی است که با نگاهی کوتاه به عملکرد روزنامههایی از قبیل سازندگی در سانسور اخبار مثبت و بزرگنمایی اخبار منفی، نفهمد که این جریان در حقیقت مدعیان اصلاحات هستند!
✅کیهان
هدایت شده از تاملات حقوقی
⭕️مخالفان حجاب راه رضاخان و اتاتورک را می روند.
وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد امام با قاطعیت بر تحقق حجاب و پوشش اسلامی تصریح و تأکید کردند.
غربزدگان و عناصر متاثر از فرهنگ طاغوت رضاخانی با تحریک سفارت خانه های خارجی دست به تجمع چند هزارنفری زدند.
روزنامه صهیونیستی آیندگان که با هدایت عناصر وابسته به موساد اداره می شد این تجمع را با بزرگنمایی منعکس کرد.
اما تلاش مذبوحانه آنان در مقابل حرکت عظیم ملت ناکام ماند.
البته بعدها اسناد آن از لانه جاسوسی درآمد. دادستان تهران شهید لاجوردی نیز بعلت همین وابستگی به موساد آن را چند ماه بعد توقیف کرد.
نکته بسیار مهم این است که تازه هنوز یک ماه به رای گیری و همه پرسی تعیین نوع نظام جمهوری اسلامی مانده بود که امام در اسفند ۱۳۵۷ بر حجاب و پوشش اسلامی تأکید کردند تا مردم با چشم باز به نظامی رای بدهند که دنبال تحقق شریعت و احکام اسلامی است.
فلسفه وجودی نظام اسلامی تحقق ارزش ها و آرمانهای اسلامی بود. و این امر بنا به اصل نهادینگی ارزش ها در قانون اساسی، توسط نمایندگان منتخب ملت در «مجلس خبرگان بررسی نهایی قانون اساسی» در جای جای قانون اساسی کشور نهادینه شده است و نهادهای حافظ و پایشگر آن را مقرر داشته است.
📣 به برکت انقلاب و قانون اساسی، زن، از حالت (شیئی بودن) و یا (ابزار کار بودن) در خدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار، خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسانهای مکتبی پیشآهنگ و خود همرزم مردان در میدانهای فعال حیات میباشد و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود