هدایت شده از تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
برای دفع بلا و مریضی و گشایش در بلایای عمومی
⭕️ دعا و تضرع فراوان به درگاه الهی کنید که حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاءَ الْمُبْرَمَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ كُلِّ رَحْمَة
[دعا قضای محکم خداوند را پس از آنکه محکم شده است برمیگرداند؛ پس بسیار دعا کنید که کلید هر رحمتی است؛
«کافی» ج ۲ ص ۴۷۰]
⭕️ از جمله این دعا را هر روز اول #صبح و اول #شب #سه_مرتبه پس از قرائت #آیة_الکرسی بخوانند:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيد
[«کافی» ج 2 ص ۵۳۴]
#دعا
#آیة_الکرسی
@jedbie
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
⭕️ شب قدر
⭕️ از آیتالله بهجت(ره) سؤال کردم که بالأخره #شب_قدر چه کار کنیم؟
ایشان آن شعر معروف را خواندند که:
ای خواجه چو جویی زشب قدر نشانی
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی.
⭕️ ایشان واقعاً همینطور بودند و هر شب برنامههای عبادی و شبزندهداری داشتند؛ به همین خاطر شبهای دیگرشان تقریباً با شبهای قدرشان فرقی نمیکرد. البته در شبهای قدر به عبادتهای مخصوص همان شب هم میپرداختند.
بهنقل از یکی از اطرافیان ایشان
@jedbie
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
هدایت شده از ذاکر
شب قدر _ آیت الله حائری شیرازی.mp3
18.69M
♨️ سخنرانی_ویژه ♨️
شنیدن این سخنرانی را تا پیش از امشب، از دست ندهید!
از دست ندهید!
#شب_قدر
@haerishirazi
هدایت شده از نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸شب پذیرش توبه ها به احترام علی (علیه السلام)🔸
خداوند، هم در روز ضربت علی و هم در روز شهادتش، #به_احترام_علی (علیه السلام)، توبۀ خیلیها را قبول میکند. دیشب توبههای بسیاری پذیرفته شد و فردا شب هم همین طور خواهد بود. این قانون خداست. این دو شب مقدمۀ شب سوم هستند. شب قدر سوم از دستتان نرود. لَیلَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهرٍ (سورۀ قدر آیه 3).
چرا خدا شب قدر را از هزار ماه برتر کرده است؟ انسانی را فرض کنید که صد سال سن داشته باشد و در این سن تازه از خواب غفلت بیدار شده است و میگوید، صد سال از عمرم به هدر رفت، چطور گذشته را تدارک کنم؟!
خداوند شب قدر را برای همین گذاشته است. تو بیا تدارک کن، ما ثواب هزار ماه را یعنی هشتاد و چهار سال را به تو میدهیم. یک شب قدر را به یاد خدا سپری کن، در قبال آن، هشتاد و چهار سال به یاد من هستی. چرا خداوند این کار را میکند؟ این از #خوش_مرامی و #بزرگی اوست. میداند که نمیتوانیم جبران کنیم، یک شب را گذاشته است که این یک شب را قدر بدانیم.
هیچ مولایی نسبت به بندگانش این طور رفتار نمیکند. امامان ما راست گفته اند : فَلَمْ اَرَ مَوْلاً کَریماً اَصْبَرَ عَلی عَبْدٍ لَئیمٍ مِنْک: خدایا هیچ مولای کریمی چون تو ندیدهام که صبور باشد و بندۀ پستی چون من را تحمل کند.
@haerishirazi
هدایت شده از نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی
شب قدر - آیت الله حائری شیرازی.mp3
18.69M
♨️ سخنرانی_ویژه ♨️
شنیدن این سخنرانی را تا پیش از شب قدر، از دست ندهید!
از دست ندهید!
#شب_قدر
@haerishirazi
هدایت شده از نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی
#خاطرات_اذان
#ارسالی_مخاطبین_کانال
🕌 در وقت اذان مغرب در تاکسی نشسته بودم. سرنشینان علاوه بر راننده جوانی که ظاهری غیرمذهبی (کاملاً غیرمذهبی) داشت و کنارم بود، دو خانم کم حجاب هم در عقب نشسته بودند. وقت اذان مغرب شد و در تاکسی با صدایی مناسب فضای داخل ماشین شروع به اذان گفتن کردم. بعد از اتمام اذان گفتنم در تاکسی یکی از آن دو خانم که با هم بودند با گلویی بغضکرده که هر لحظه احتمال میدادم گریه کند و معلوم بود بسیار از فضای ایجادشده متأثر شده بود گفت: «آقا ما مسلمان نیستیم. تو را به خدا ما گنهکارها را دعا کنید».
من در جواب گفتم: «اتفاقاً دین ما میگوید گنهکارها در وقت اذان، اذان بگویند تا گناهان آنها ریخته شود. من هم چون خودم را گنهکار می دانم اذان میگویم. این باعث میشود روزانه مؤذن سه بار به پاک شدن خود کمک کند. و از طرفی روایت داریم در خانهای که اذان گفته میشود، شیطان از آن خانه فراری است».
بعد آن خانم پرسید: «یعنی همه باید بگویند؟ آخر شاید بعضیها صدایشان خوب نباشد؟!»
گفتم: «بله! اتفاقاً حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) بلال را برای اذان گفتن میفرستادند. بنابراین برای اذان گفتن الزاماً نیازی به صدای زیبا نیست. در روایت داریم اگر اهمیت و جایگاه اذان گفتن را بدانید بر روی همدیگر شمشیر میکشید که چه کسی اذان بگوی»
خلاصه به لطف الهی آنقدر تحت تأثیر قرارگرفته بودند که یکی از خانمها میگفت «آقا میشود من اسم یکی را بگویم که خطایی از او سرزده و شما برایش دعا کنید؟!» برای اینکه آنها ناراحت نشوند گفتم بفرمائید و نام او را گفتند.
همین جا بود که راننده تاکسی گفت: «آقا شما نیت دارید اذان میگویید؟!» تصور کرده بود که شاید من نذری کردهام. گفتم: «نه چون دستور خداوند است انجامش می دهم». سپس راننده پرسید: «یعنی همه جا میگویید؟!» گفتم بله در وقت اذان هرجا که باشم در مسجد باشم یا در خانه، خانه فامیل باشم یا در تاکسی و اتوبوس، هرجا فرقی ندارد.
بعد راننده تاکسی گفت: «آقا من فوقلیسانس روانشناسی دارم. شما اعتماد به نفست خیلی بالاست» در جواب گفتم: «علت این اعتماد به نفس این است که اذان گفتن را دستوری از ناحیه خداوند تبارک و تعالی میدانم. بزرگی خداوند باعث میشود که هر کسی در کنارم باشد را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند گویی کسی حساب نمی کنم و اینگونه از شما که اینجا کنارم هستید نه خجالت می کشم و نه می ترسم و این باعث میشود اعتماد به نفسم بالا رود که در واقع این از اعتماد و توکل به خداوند حاصل می گردد»
#اذان
#اذان_میگویم
#پویش_سراسری_اذان
@haerishirazi
⭕️ السّلامُ عَلیکَ یا میزان الاعمال و رحمت الله و برکاته
اللّهمَ العَن قَتلَه اَمیرَالمومِنین عَلیهِ السَّلام
ایام شهادت حضرت بر همه محبان و پیروان واقعی حضرت تسلیت باد.
در لحظه های کیمیایی و ملکوتی قدر، برای همه رهروان راه و مرام حضرتش، طول عمر باصحت و عزت و و برکت و توفیق و عاقبت بخیری آرزومندیم
ملتمس دعا
هدایت شده از با امام خامنهای تا ظهور
9.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت حاج قاسم
از لحظه ضربت خوردن امیرالمومنین حصرت #امام_علی علیهالسلام
🔹بنیاد
#مکتب_شهید_سلیمانی
در جهت ترویج اندیشه و تفکر اسوه مقاومت
http://eitaa.com/joinchat/3445948449Cda167d8e70
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
واقعا دیدنی است
⭕️ آیت الله حاج آقا مجتبی طهرانی
⚫️ خداوند به حضرت موسی ع فرمود:
من نمیخواهم بنده ام پیش کسی خجالت بکشه.
چرا گناهش را به تو گفت.
⭕️ انسان اجازه ندارد گناهان (کوچک یا بزرگ) خود را در مقابل کسی غیر از خدا بازگو کند و اسرار خود را فاش نماید. چون آبرو و ارزش انسان آنقدر زیاد است که اعتراف به گناه تنها باید در پیش گاه پروردگار متعال برای توبه و در خواست بخشش باشد. انسان با اعتراف به گناه نزد خداوند کسب ارزش و آبرو می کند.
⭕️ خدا است که توبه بندگانش را قبول میکند و بدیهی هایشان را می آمرزد. «هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ»، شورى: 25.
https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa2426
@jedbie
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
هدایت شده از 💖🌸مطالب آموزنده🌸💖
مکالمه شوهر روستایی با تلفن بیمارستان
https://eitaa.com/joinchat/2776694803Cd161204d6d
از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش میخواست او همان جا بماند. از حرفهای پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.
یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس میخواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانهشان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده میشد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمیکرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون میروید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درسها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر میشود. به زودی برمیگردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه میکرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچهها باش.»
مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.»
اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمیشناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شبهای گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بیهوش بود.
صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمیتوانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن میخواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد میخواست او همان جا بماند.
همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ میزد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار میشد. روزی در راهرو قدم میزدم. وقتی از کنار مرد میگذشتم، داشت میگفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب میشود و ما برمیگردیم.»
نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد، مرد درحالی که اشاره میکرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد.
بعد آهسته به من گفت: «خواهش میکنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلاً برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آیندهمان نشود، وانمود میکنم که دارم با تلفن حرف میزنم.»
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن های با صدای بلند برای خانه نبود! بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود.
از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازیهای رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم میکرد :
♦️ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷـﺪ، ﺑﺎ ﺷﮑﺴـﺘﻦ ﭘـﺎﯼ ﺩﯾـﮕﺮﺍﻥ، ﻣـﺎ ﺑﻬﺘـﺮ ﺭﺍﻩ ﻧﺨـﻮﺍﻫﯿﻢ ﺭﻓــﺖ!
♦️ﮐﺎﺵ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺎ خوشبخت ﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
♦️ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺍﮔﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺷﮏ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻃﺮﻑ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﺎﺧﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻃﺮﻓﯿﻢ...
ﻭ این ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩن است که زیباست...
https://eitaa.com/joinchat/2776694803Cd161204d6d
هدایت شده از کیهـــان آنلاین
#مکتب_امام
🔹اگر سرّ «لیلهًْالقدر» را بدانیم مشکلات آسان میشود
http://kayhan.ir/fa/news/188486
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
@kayhannewspaper