eitaa logo
ایالا‌ت‌‌متحده‌‌محورمقاومت
156 دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
13.2هزار ویدیو
173 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
◀️هیبت عزرائیل ؛ چند سال قبل که آخرهای کرونا بود یه خوابی دیدم که مطمینم رویای صادقانه بود از حضرت عزراییل ، در مورد سلام و زیارت از جانب حضرت عزراییل .. آخرهای کرونا با همسر و دخترم سفر یک روزه به زیارت حضرت معصومه رفتیم . بعد از زیارت که صحن خارج شدیم یادم افتاد که به نیابت از حضرت عزراییل زیارت نکردم . دویدم و با عجله و تند دم در صحن یک سلام به خانم به نیابت از حضرت عزراییل دادم . ( چند سال قبل در کانالتون گفته بودین که همیشه در جاهای زیارتی به نیابت از حضرت عزرائیل زیارت کنید و من از اونوقت تا حالا همیشه انجام میدم ،) تو دلم گفتم حالا اینقدر تند گفتم اصلا مورد قبول هست ؟ اصلا ثوابش بهشون میرسه ؟ بعد از مدتی کرونا گرفتم ، با توجه به مشکل زمینه ای ریه که داشتم حالم بد شد بعد از نماز صبح بین خواب و بیداری بودم ، نمی‌دونم اسمش چیه ولی خواب نبودم ، دیدم تو یک اتاق خالی و سرد و بی روح روی یک تخت نشسته ام . حضرت عزرائیل کنارم رو تخت ایستاده بود ، قد بلندی داشت. قیافه شون ترسناک نبود ولی جذبه ای داشت که خوف شدیدی تو دلم افتاد .‌به من گفت لطفاً دراز بکش . من هم دراز کشیدم و بمن گفت میخواد قبض روحم کنه . اولش باور نمی‌کردم ، همش می‌خندیدم و میگفتم شوخی می‌کنی .‌. کم کم دیدم خیلی جدی هست ، یواش یواش دچار ترس شدید شدم . گفت از پا شروع می‌کنم . از پا شروع شد و تا نزدیک زانوهام رسید ، اینجا رو نمی‌دونم چه جوری وصفش کنم که واقعا درک بشه چقدر سخت بود . انگار هزار هزار تریلی بار روم افتاد ، واقعا عاجزم از گفتن سنگینی و شدت سختی اون لحظه😭 بهش گفتم که من هر جا رفتم به نیابت از شما زیارت کردم و سلام دادم ، تو رو خدا مراعات حال منو بکن ، گفت: همه اون سلام ها و زیارت‌ها به من رسیده ، حتی اون آخری که با عجله و تند گفتی.. من الان دارم خیلی مراعات حالت رو میکنم و این مهربانه ترین حالت من هست .(یعنی با من مهربان بود اینقدر جانفرسا بود ، اگه نبود دیگه چه شکلی میشد ) . تو اون لحظه برام آشکار شد که شب اول قبر ، پرسش از نماز و روزه از همه چیز مهم تر بود ، به دست و پاش افتادم و گفتم التماست میکنم برام مهلت بگیر . من نماز و روزه قضا دارم . تو اون لحظات هیچی جز نماز و روزه مهم نبود . فقط ضجه میزدم بهم مهلت بده برگردم نماز و روزه قضا دارم . حضرت عزرائیل رفتن تو یک اتاق که فهمیدم هر چی هست باید از اونجا اجازه بگیره ، اومد پیشم و گفت خیلی التماس کردم ولی اجازه ندادن ، عمرت تمام هست . دوباره جیغ زدم و گفتم عوض اون سلام هایی که برات دادم برام مهلت بگیر و ایشون ۴ الی ۵ بار به اون اتاق رفتن .. اما هر بار گفت :هر چه خواهش کردم قبول نکردند. ( فهمیدم تو خواب که منظورشون خدا هست که قبول نمیکنه ) یک دفعه دیدم دخترم اومد (اون موقع تقریبا نه سالش بود) و دست حضرت رو گرفت و با هم به اون اتاق رفتند . بعد از مدتی برگشتند . حضرت عزراییل با اشاره به دخترم به من گفتند : خدا تو را به این دختر بخشید و شفاعت این دختر در حقت پذیرفته شد و عمر دوباره بهت داد . برو ولی تو زندگیت هرگز این روز و این لحظه رو فراموش نکن که بلای بزرگی ازت دور شد و عمر دوباره گرفتی . من بلند شدم ، موقع برگشت از یک اتاق رد شدم که سلاخ خانه بود ، آدم هایی از اونجا رد میشدند که دست و پاهاشون غل و زنجیر بود و شکنجه شده بودن، از سرو صورتشون خون جاری بود ، نمیتونم بگم چقدر وحشتناک بود ، و چه صحنه های کشنده ای دیدم . حضرت گفت اینها شب اول قبرشون بود که سئوال و پرسش شدند و شکنجه شدند . بعدش گفتند ، می‌دونی چه کسانی پرسش شب اول قبر ندارند ؟ گفتم : نه .. گفت : فقط شهدا پرسش شب اول قبر ندارند . و اونجا بود که از خدا از ته قلبم خواستم عاقبت عمرم به شهادت ختم بشه تو خواب بهم فهموندن هیچ پرسشی در شب اول از نماز و روزه مهمتر نیست بعد از این خواب و مکاشفه برای چکاپ ریه رفتم تهران پیش دکتر خودم .وقتی دکتر ام آر آی ریه ام رو دید ، بهم گفت : تو الان باید تو قبرستون بودی نه اینجا ، فقط میتونم بگم معجزه شده و خدا بهت عمر دوباره داده... 🚩 🔥 👈تعجیل در فرج امام زمان صلوات . 🌐 زندگی پس از مرگ ✅ @marg313 🆔 پذیرش تبلیغات @f_aaha 💥نشر مطالب صدقه جاریه می باشد.
71.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ فوری _ اکنون ‌ ✍ درگیری شدیدی میان نیروی‌های مسلح ما و دشمن در محدوده کنگان و مسیر عبوری تنگه هرمز بوجود اومده. باز آمریکایی‌ها میخواستند با زور از تنگه عبور کنند. امیدواریم بزودی پایگاه‌ها و منافع دشمن در منطقه،‌تاوان درست و حسابی برای این نقض آتش‌بس بده! ‌ 🇮🇷 هواداران استاد امیری @havadaranamiri313
برای شادی روح فرماندهان ورهبران مقاومت صلوات 🇮🇷🚨
به یاد طوفان و شهدا های راهش صلوات🇮🇷🚨