سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
#حافظ
🆔 @jomlax
میگفت:
" تو قضیه پلاسکو، یکی از آتشنشانها که دیگه نمیتونست خارج بشه، لحظه آخر که داشته میسوخته، کلاهش رو که چند میلیون پولش بوده رو پرت میکنه سمت اون نردبونی که بیرون بوده....
مگه چند نفر تو این دنیا لحظهی آخر مرگشون به فکر #بیتالمال میفتن؟"
#شهدای_پلاسکو
روحشان شاد و یادشان گرامی
#شهدایی
🆔 @jomlax
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
#حافظ
🆔 @jomlax
🌷او هم نخبه بود و هم از دانشگاه شریف؛ او را عمدی کشتند نه سهوی؛
🌷ولی نه مسئولی عذرخواهی کرد و نه کسی در خیابان برایش شمع روشن کرد.
#شهید_هسته_ای
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن
🍃🌹🍃🌹
🆔 @jomlax
نِشَستم صبح و ظهر و عصر در فكرَت فرو رفتم
اذان گفتند و من كارى نكردم … كافرم يعنى ؟
#مهدی_فرجی
🆔 @jomlax