حالا من مانده ام
و پنجره ای خالی
و فنجان قهوه ای
که از حرف های نگفته
پشیمان است
[ @jonoon_ETA ]
همچو عقربههای ساعت میمانم
اگر به دورت نگردم
شب من هرگز صبح نخواهد شد
#موناواعظی
♡00:00♡
چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی
به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟
شدهای قاتل دل حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریشام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه عالم شده از باب تفاهم
که منام غرق تو و تو به تمنای کسانی
به گمانم شدهای کافر و ترسا شدهای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی
بشنو صبح بخیر از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی
#محمدصفوی
[ @jonoon_ETA ]
“عشق” یعنی خیابان به خیابان همه را رد کنی و ،
ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی…!
[ @jonoon_ETA ]
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من با این فاصلهها چه کنم؟
#ژکا
[ @JananEita ]
تو نیستی و دگر جان در این خانه نیست
تو رفتی و آرامش ز کنارم رفت
نامهربان شدی ای مهربانم
#ژکا
[ @JananEita ]
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای مهمان نوازم
تولدتون مبارک!♡
[ @JananEita ]
سلطان دلم
نور چشمانم
آرمش وجودم
من بیتاب حرمم
آقا
گر نظری کنی دنیا بی نقص میشود
همچو حرم بی نقصت
آقا جان
من از آهو کمترم
گر ضامنم شوی؟
یک سال دگر ز راه رسید
باز خورشید و ماه
زمین و آسمان
چرخ و فلک
سرتاسر جهان هستی
همه در تعجباند از جمال شما
باز رسید به
11 ذی القعده
باز دل بیتابم
در کنج حرم گره خورده
من،
بیقرارِ چراغانی صحن آزادیام
من،
بیتابِ زمزمه رضا رضا
در کنج گوهرشادام
سلطانم
بطلب تا که فقط سیر نگاهت بکنم
بطلب که این دل
دگر دل نیست
#ژکا
[ @JananEita ]