جنون|jonoon.
ازلنزدوربینتارسانه؛. پ.ن؛باصائب.
وُسعم به داشتنت که نرسید ؛
اما خیالت را با دو دَست چسبیدهام .
میدانی من خواب را دوست دارم، هرگاه که
بیدارم زندگیام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد .
خونهیمادربزرگهمیشهبهمحسخوبیمیداد.
|تهران.دربند|