در رابطه دوستانه وقتی منو به عنوان دوست از دست دادی معنیش این نیست که دشمنت شدم،
نه...!
هنوز دوست دارم که خوب زندگی کنی و
کلی تو دنیا کِیف کنی؛
" اما نه سرِ میزِ من "
«ساعتها خوابیدهن.»
دیگه نمیدونم چندشنبهست.
نور آفتاب یهجور ناجوری از پنجره میتابه،
انگار از یه دنیای دیگه اومده، نه این دنیا.
روی زمین نشستم. شاید چند دقیقه گذشته، شاید چند ساعت... نمیدونم.
یه لیوان قهوه کنارمه که هنوز بخار داره، یا شاید دیگه نداره.
هرچی بیشتر نگاهش میکنم،
کمتر مطمئنم واقعیه.
صداها ازم دور شدن.
نه آروم، نه آهسته...
فقط یهویی رفتن.
و من موندم،
میون یه روز که نه شروع داره، نه پایان.
یه جای نامعلوم،
مثل وقتی که بیدار میشی...
ولی هنوز خوابی.
خیالم راحت باشه که تابستونای همتون نمیتابستونه
و تو خونه دارید به مرز دیوانگی میرسید؟