هدایت شده از گسترده 8 ساعته
_قسمتون میدم برید اونجایی که گفتم رو بگردین...من مطمئنم اونجان...
آراد مسئول کاروان راهیان نور دانشگاه با خشم جلو اومد و گفت: شهدا مسخره ی تو نیستن سرکار خانم، تو رو چه به شهدا، تو این سفر رو هم واسه مسخره بازی اومدی، توهم زدی خانم برو وقت ما رو نگیر😏
وقتی دیدم حرفم رو باور نمیکنه سمت تانکی رفتم که تو خوابم دیده بودم...با اشک کنارش نشستم و با دست مشغول کندن خاک شدم و هیچکس جلودارم نبود که یک طرف صورتم سوخت...
با بهت به آراد که رو به روم ایستاده بود نگاه کردم...چطور به خودش جرئت داده بود دست روی من بلند کنه. پشیمون بود اما کاری که نباید رو کرده بود.
همونجا با نفرت ازش جدا شدم و راهمو جدا کردم تا به تهران برگردم. تماس های آراد رو نادیده گرفتم تا خواهرش بهم پیام داد:
_حق با تو بود، پیکر شهدا کنار همون تانک پیدا شد...
حالا آراد بود و شرمندگی دلی که از من شکسته بود و عشقی که از من گرفته بود...💔
https://eitaa.com/joinchat/1284638177C2f72f7f663
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
پسر مذهبی جذاب دانشگاه و دختر قرتی کلاس با کاروان دانشگاه به سفر راهیان نور میرن و اونجا دختر داستان خوابی میبینه که...🥺😨❌❌❌
حالا آقا پسرمون باید بیوفته دنبال رضایت گرفتن از دختری که شهدا انتخابش کردن ولی حسابی از دست آراد عصبانی و شکاره😁😅😏
https://eitaa.com/joinchat/1284638177C2f72f7f663
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
پسرا هیسسسس! دخترا این چیه🤣
https://eitaa.com/joinchat/3635283478C603c6c1610
جوابش بالاست😂☝️🏻
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
بی ادباااا🙌🏻؛
تشریف بیارید اینطرف🤌🏻😂❗
ساعت 13 پاک شه🖇🤍