eitaa logo
- جانان .
1.7هزار دنبال‌کننده
40 عکس
31 ویدیو
0 فایل
- بسم‌ربِ‌العشق . گیرم اصلاً به دلم كل جهان را بدهند ؛ تو نباشی بتپد این دل وامانده كِ چه ¿ " آغـاز 𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟎𝟏/𝟎𝟒 ๛ مالك☕٬ @mszahra_14 ، كـپی ؟ فقط فور .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
من نقره‌ام… دختری که سال ۱۳۰۰ دنیا اومد، تو یه روستای دورافتاده به دور از همه ادما ... ۹ سالم که شد، هنوز دست‌هام بوی خاک‌بازی می‌داد.اما یه روز فهمیدم قراره «عروس» بشم.نه جشن، نه لباس سفید… فقط یه روسری که سه سایز از سرم بزرگ‌تر بود من نه بدنم بزرگ شده بود،نه عقلم.چند ماه گذشت و مادرشوهرم چشم غره‌هاش بیشتر شد.هی فشار می‌آورد، هی می‌گفت «چرا شکمت بالا نمیاد؟! دخترای مردم تو این سن مادر می‌شن!» من فقط ساکت می‌موندم.چطور باید می‌فهمید که یه بچهٔ ۹ ساله چه جوری باید بچه دار شه ؟ تو اون سال‌ها کسی نمی‌فهمید.هیچ‌کس. آخرش مادرشوهرم طاقت نیاورد.یه روز که داشتم از درد کارهای خانه گریه می‌کردم، اومد بالا سرم و گفت«پاشو آماده شو. پسرم می‌خواد زن دوم بگیره… تو نمی‌تونی براش بچه بیاری.» و من باید خودم میرفتم برا شوهرم خواستگاری اما من باید ازشون انتقام میگرفتم باهاشون کاری کردم که .... https://eitaa.com/joinchat/3635283478C603c6c1610
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
- نمیخوامت! میرم خونه.. یهو محکم دستم رو گرفت: - خونه تو اینجاست! جز اینجا هر گورستونی بدی پاتو قلم میکنم فهمیدی؟؟ هق زدم: -اصلا تو کی هستی که برام تعیین تکلیف میکنی؟ -من شوهرتم احمق کوچولو.. انگار نیازه ثابتش کنم؟ با کمال میل و یهو..😋🍃 https://eitaa.com/joinchat/3635283478C603c6c1610
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
بازوش و به سمتم گرفت و گفت–دستت و دور بازوم بگیر.. نگاهی بهش انداختم+آخه.. – هیش ، همینکاری که گفتم و بکن ، من شوهرتم ، هیچ ایرادی نداره دستم و دور بازوش حلقه کردم و گفتم + تو پولدار ترین و جذاب ترین مرد این شهری..از اینکه میخوای با منی که انقدر ساده أم وارد این مهمونی شی ، خجالت نمیکشی?! دستی به گونه هام کشید و گفت–توعه ساده ی نچرالِ گوگولی ، ده هیچ بقیه دخترا رو میزنی..کی وقتی همچین خانومِ خوشگل و نازی و داره خجالت میکشه?! لپام گل انداخت که..❤️🔥❌ https://eitaa.com/joinchat/460849363Ccf729a6b4d
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
–خیلی درد داری?!  با بغض گفتم+آره.. نگاهم کرد و گفت–دستت درد میکنه?!..آستینت و بده بالا ببینم دستت و..فکر کنم زخمی شده باشی.. با شرم خودم و عقب کشیدم و گفتم+ما محرم نیستیم..شما خانزاده أید ، نباید اینجوری نگران من بشید.. موهام و پشت گوشم داد و گفت – مهم نیست که خانزاده أم.. من فقط میخوام تو حالت بهتر باشه و درد نکشی..باید ببرمت دکتر و زخمت و درمون کنه.. با تعجب نگاهش کردم که گفت – من عاش/ قت شدم پـری کوچولو..بفهم🔥❤️‍🔥✨ https://eitaa.com/joinchat/460849363Ccf729a6b4d
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
ساعت 21 پاک کنید. گسترده 8 ساعته.