هدایت شده از گسترده 8 ساعته
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با سعید تو باشگاه بودیم و مینا هم تنهامون گذاشته بود.
زمزمش بلند شد:
- دنبالم بیا.
دنبال سعید راه افتادم، با هم به سمت رختکن راه افتادیم.
نزدیکم اومد، من هم با سرتقی تو چشماش زل زدم.
- خوشم نمیاد به کسی نزدیک شی سحر، تو مال منی.
- یادت رفته تو مال فرشتهای و منم مال مهدی؟
- بهت نشون میدم که تو مال منی سحر!
همزمان با پایان حرفش جلوتر اومد و...🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1925908008Cbf17f84b2e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
یه رمان خاص و جذاب مخصوص دانشجوها و 8🤭1+ بیا که لینکش زود پاک میشه❤️🔥😱
🦋꯭⃝꯭⃮𝄠꯭꯭••𝓡𝓸z𝓮 𝓪𝓫𝓲 ••♔꯭⃮⃝⃮🦋꯭⃝꯭⃮
https://eitaa.com/joinchat/1925908008Cbf17f84b2e
زیر 18 سال به هیچ عنوان عضو نشن🤫