کاش هیچ وقت به مرحلهای نرسی که دلت به حال خودت بسوزه. که اونجا تهشه. انتهایِ اشتراک غم و تنهایی همونجاست.
روزای آفتابی به عنوان یه روز جدید محسوب نمیشن. روز باید ابری باشه، نرم، لطیف و بدون حضور پر رنگِ خورشید.
ما فکر میکردیم اگه اونقدر بزرگ بشیم که قدمون به بالای کابینت برسه، حتما دستمونم به آرزوهامون میرسه. اما انگار قاعده و قانون دنیا اینطوری نیست.
ظلمی که در حق زنها میشه کاملا سیستماتیکه، یعنی همهیِ بنای سیستمهای سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی بر پایهٔ نادیده گرفتن زن هست.
قانونهای نوشته شده، نگاهِ جنس دوم به زن و حتی همین روتین های پوستی "سنگین" که سرمایهگذاری نظامِ اقتصادی روی تخریب عزت نفس زنهاست.
حالا یک عده میان و به هر کس داعیِ حمایت از زنان داره، یه برچسبِ "مرد ستیز" میچسبونن که گمونم یا معنی ستیز رو نمیدونن یا مفهوم ظلم سیستماتیک رو، بله اینکه یه مرد آزار دیده، اسمش "ظلمه" اما این ظلم با اون ظلمی که ریشه دوونده توی قانون و فرهنگ و اقتصاد علیه زنان، قابل قیاس نیست.