حسم بهت؛آهنگ های چاووشیه ولی راستش نمیدونم برای توصیف احوالم از کدوم آهنگش دقیقا باید شروع کنم.
من قبل از اینکه بگمتقصیره توعع،بخاطره اینکه تقصیر تو بود ازت معذرت خواهی کردم.
روزی در تاریخ مینویسند:
درد آنقدر گسترده بود
که اشک ها نمیدانستند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخمِ ایران،
سرازیر شوند.
اگه میدونستی چقد آهنگاز He and his friends برات کنار گذاشتم که بفرستم؛همین الان پیام میدادی.
عاجزا اگر با پیکر بیجانم رو به رو شدی؛صورت سرد و بی روحمرو لمس کن تا عمر بر باد رفته ام برای آخرین بار بهتو لبخند بزند.
مردم راجبه موقعیتم ازم تعریف میکنن ولی نمیدونم چجوری بهشون بگم"این چیزی نبود که میخواستم".
آره،حرف ها داشتم برای گفتن،اما گفتنشون فایده ای نداشت،تغییری ایجاد نمیکرد؛در هر صورت تو تصمیمت رو گرفته بودی.