نباید منو به جایی برسونی که راجبه همه چی مقصر بدونمت.چون من تا آخرین ذرهی صبر و تحملم خودم رو مقصر میدونم و جون میکنم تا جبرانش کنم.
فاجعه واقعی اینه که الان قلب تحت کنترله؛کی از پس افکار و ذهنه کبودش برمیاد؟
آزادی به این معنا نیست که هر کاری دلت میخواهد انجام دهی؛
بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی، که دلت نمیخواهد...
-ژان ژاک روسو-
من راجبه برگشتن حرف میزنم،ولی برگشتن تو به من نه.برگشتن خودم به خودم،برگشتن اون منی که با دستای خودت نابودش کردی و من نگران این بودم که دستات اذیت نشه موقع این کار.
برگشتن اون منی که دیگه هیچوقت نمیتونه با من باشه اون کشته شد بخاطره حس پوشالی تو به من و حس نورانی من به تو.اون باید به من برگرده چون برای اینکه وقتی تو برگشتی بتونی کنارم راه بیایی،من نیاز به اون منی داره که با تو بود، نه این منی که تو ساختی!تو منی که ساختی رو نمیتونی تحمل کنی نتونستی تحمل کنی نخواستی تحمل کنی.