ژنرال Amikam norkin فرمانده نیروی هوایی اسراییل در نمایشگاه دوبی ۲۰۲۱
این اولین سفر یک ژنرال رده بالای اسراییلی به یک کشور حاشیه خلیج فارس است.
پ ن: قابل توجه دوستان در واحد، " ماهم خدایی داریم"!
@madare0120
🔴 نگرانی یک آدمکش برای زاینده رود❗️
#وطن_فروش
🌍 eitaa.com/ebratha_ir ایتا
🌍 sapp.ir/ebratha.org سروش
ژنرال اسرائیلی: ضعیفتر از آنیم که نشان میدهیم
«اسحاق بریک» افسر عالیرتبه سابق ارتش اسرائیل:
🔹ارتش اسرائیل ضعیفتر از آنی است که نشان داده میشود و در جنگهای آینده ضعفهای این ارتش آشکار خواهند شد.
🔹جنگ آتی شاهد سقوط هزاران موشک و صدها هواپیمای بدون سرنشین علیه جبهه داخلی اسرائیل خواهد بود که تلفات شدیدی را هم به همراه خواهد آورد.
🔹در جنگ بعدی مهاجران اسرائیلی شرایطی را تجربه خواهند کرد که تاکنون در هیچ جنگی قبلا به چشم ندیدهاند.
tn.ai/2607955
@TasnimNews
5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مشاهده تأسیسات حیاتی صهیونیستها با دقت ۵ سانتیمتر
🔹گروه هکری عصای موسی در غافلگیری جدید، با انتشار ویدئویی اعلام کرد به اطلاعات دولتی رژیمصهیونیستی شامل تصاویر سهبعدی از فلسطین اشغالی دست پیدا کرده. این اقدام، دور زدن ممنوعیت بینالمللی است که از دسترسی به تصاویر دقیق هوایی از این مناطق جلوگیری میکند.
🔹در فیلم منتشر شده، تصاویر و نقشههای تأسیسات حیاتی نشان داده و اعلام میشود اینها نمونهای از تصاویر دقیقی است که اخیراً پس از هک زیرساختهای سایبری رژیمصهیونیستی به دست آمده. دقت تصاویر ۵ سانتیمتر و حجم فایلها، تصاویر و نقشهها ۲۲ ترابایت است.
@Farsna
🔴 در اوايل تحصيل، علاقه زيادي به درس و مشق نداشت. از اين رو، هر چه مي خواند، نمي فهميد. روزي استاد بي آن که به او نگاه کند، گفت: «پسرجان! وقت خودت و من را ضايع کردي». محمدحسين از خجالت سرخ شد. آرام و قرار نداشت و بي هدف در خيابان ها قدم مي زد؛ تا آنکه رسيد به بيرون شهر. پس از آن، يك باره عنايت خدايي، دامن گيرش شد و در خودش يك نوع شيفتگي و بي تابي نسبت به تحصيل احساس کرد؛ به طوري كه از همان روز تا پايان تحصيل، هرگز نسبت به تعليم و تفكر، احساس خستگي و دل سردي نكرد. گاهي اوقات، به ويژه در بهار و تابستان، شب را تا صبح به مطالعه مي گذارند. هميشه درس فردا را از پيش مطالعه مي كرد و اگر اشكالي پيش مي آمد، آن را حل مي کرد و براي همين، وقتي سر درس مي رفت، درس استاد را مي دانست.
🔴 خانواده را در برنامه هاي ديني، شرکت مي داد. صبح که دو دخترش بيدار مي شدند، بعد از نوازششان، آنها را روي پاهايش مي نشاند و آرام، بقيه قرآن را بلندبلند زمزمه مي کرد تا بچه ها هم بشنوند. ماه رمضان، خانه اش خيلي باصفا مي شد. برنامه مناجات خانوادگي مي گذاشت و مي گفت: عبادت و مناجات همراه با خانواده، زودتر مورد پذيرش خداوند قرار مي گيرد. همه اهل خانه را جمع مي کرد تا دعاي سحر را با هم بخوانند. هر سال ايام فاطميه خانه اش را ده روز محل روضه مي کرد و همه اعضاي خانواده - حتي دختران را که ساکن شهرهاي ديگر بودند - دعوت مي کرد که اين ده روز کنار هم عزاداري کنند. تابستان ها هم برنامه ثابت خانوادگي اش، سفر به مشهد بود و گاهي تمام تابستان را با اهل خانه در مسافرت مشهد سپري مي کرد.
🔴 از اينکه با صراحت بگويد «نمي دانم»، ابايي نداشت و بارها اتفاق افتاد که مي گفت: بايد اين موضوع را ببينم و يا اينکه لازم است در خصوص آن فکر کنم و بعد جواب دهم. براي آنکه ذهن شاگرد را به تحرک و پويايي وا دارد، در جلسات مي فرمود: «به من استاد نگوييد. ما يک عده اي هستيم که اينجا جمع شده ايم و مي خواهيم حقايق اسلام را بررسي کنيم و من از آقايان خيلي استفاده مي کنم». يکي از شاگردانش درباره تواضع علمي او مي گويد: «در طول 30 سال که افتخار درک محضر وي را داشتم، هرگز کلمه «من» را از او نشنيدم و در عوض، لفظ «نمي دانم» را بارها در پاسخ سؤالات شنيدم؛ همان عبارتي که افراد کم مايه از گفتن آن عار دارند؛ ولي اين درياي پرتلاطم علم و حکمت، از فرط تواضع و فروتني، به آساني مي گفت و جالب اين است که به دنبال آن، پاسخ سؤال را به صورت احتمال و يا با عبارت به نظر مي رسد، بيان مي کرد».
🔴 در صدا کردن خانم و بچه ها، ادب خاصي داشت و حتي تا آخرين روز زندگي با همسرش نيز او را با الفاظ سبک خطاب نکرد. هميشه «خانم» را همراه نامش به کار مي برد. غير از همسرش، به بچه ها هم احترام مي گذاشت؛ به ويژه به دخترها. هميشه کنار اسمشان لقب «سادات» را هم بيان مي کرد. مي گفت: حرمت دختر، به ويژه اگر سيده باشد، بايد حفظ شود. دختران، امانت خدا هستند. هر چه آدم به آنها احترام بگذارد، خدا و پيغمبر خوشحال مي شوند.
پشت کار عجيبي داشت و چندين سال براي تفسير الميزان زحمت کشيد. شب و روز نمي شناخت. صبح زود مشغول کار مي شد و تا ساعت دوازده بعد از نماز و صرف غذا و استراحتي نيم ساعتي، تا نماز مغرب مشغول کار بود. خود مرحوم علامه درباره ظرفيت فکري و علمي خود گفته: «به مدت هفده سال، چنان شوق وصف ناپذيري نسبت به تحصيل به من دست داد که شب هاي بهار و تابستان تا صبح، به مطالعه و تحقيق مشغول بودم».