کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
کلاس خودمون))
معلم بود یا نبود ما به کارمون میرسیدم (آرایشگر خودم بودم)
هدایت شده از ☫ تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه³» ☫
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکم رژه نظامی کشورای مختلف ببینیم(هند و آمریکا برخلاف چیزی بودن که فکر میکردم😂)
#NIE
@gahvemigoli
هدایت شده از ☫ تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه³» ☫
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رژه بانوان هم ببینید(علاقمند شدم برم روسیه یا چین ... به خودم مربوطه)
#NIE
@gahvemigoli
هدایت شده از آثار فاطمه طیوب
#مجموعه_بانوان_عاشورا
*دختر عبدالله حنیف*
عبیدالله ابن زیاد، بعد از آن همه وحشی گری در کربلا و آزار و اذیت خانواده رسول الله، آمده است تا خبر پیروزی ذلیلانه اش را اعلام کند!
کلماتش حتی ارزش تکرار هم ندارند، تا آنکه به خودش اجازه می دهد دهان ناپاکش را باز کند و بگوید:
خداراشکر که دروغگو و پسر دروغگو را کشت!
و آن کلماتی که لایق خودش است را به امام ما نسبت بدهد!
پدر، اما این کلمات بی ادبانه را تاب نمی آورد!
کسی که دو چشمش را پای رکاب امیرمؤمنان علی علیه السلام فدا کرده است، حالا بنشیند و توهین به نور چشمان رسول الله را تحمل کند؟
صحبت ابن زیاد را قطع می کند، بلند می شود و می گوید:
ای پسر مرجانه! دروغگو و پسر دروغگو تو هستی!
معلوم بود ابن زیاد پاسخ پدر را تحمل نمی کند!
او هیچ انسان آزاده ای را تحمل نمیکند!
دختر چشمانش را می بندد! حالا زمان رزم است.
خودش را در صحرای کربلا می بیند، شمشیر را برمیدارد و به دست پدر میدهد.
پدر جنگیدن را خوب بلد است، فقط دوتا چشم کم دارد که حالا، چشم های دخترش چشم های او شده اند.