#صبح_بخیر_امیدمان❣
وسط جاذبه ی این همه رنگ
نوکرت تا به ابد رنگ شماسٺ
بی خیال همه ی مردم شهر
دلم آقا به خدا تنگ شماست
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌷
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷
سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام!
که از حضيض خاکها به اوج می کشانی ام
من ازتبار لحظههای تند سير زندگی
تو از تبار ديگری، بهار جاودانی ام
سراسر وجود من پُر است از صدای تو
وجود من فدای تو! بيا به ميهمانی ام
به ذرّه ذرّه جان من، طلب زبانه می کشد
ولی در اين حصارها، اسير ناتوانی ام
رسيدهام به مرگ خود در اين غروب واپسين
بيا به چشم من نشين تمام زندگانی ام
شنيدهام که می رسی، نشستهام به راه تو
سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام ...✋🏻
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷
☘️🌱☘️🌱☘️🌱
🌱
شاید این غرش طوفان همه یک هشدار است⚠️
که مرا از خطر قهر تو آگاه کند❌
که بفهمم چقدر قلب تو را آزردم💔
نان تو خوردم و نام دگران را بردم...
که بدانیم غریب است امیر دنیا🌏
همه در غفلت و تنهاست عزیز زهرا🎇
که بفهمیم کلام و عملت قرآن است📖
و جدایی زعلی عاقبتش طوفان است🌪🌊
🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷
『🌱✨
.
•
+گفــت:اصــلبـده!😁
-گفتـم:مـادرم کنیز ربـاب...(:
بـابـام هم غلام عبــاس...
برادرم غلامــ علے اکبر...
خودمم کنیــز زینـــب...(★_★)
مــا اصل و نصبمــون غلامــ در خــونه حسـینهــ...
جــد در جــدموننــوکرشبــودن.
غلامـ خانـه زادشیــم...☺️
+گفــت: تُ دنیــا چے دارے؟😃
-گفتــم:یــه چادر که رنگــش مشکیــه
چــون تا ابد عــزادار حسیـنِ
و یه سَر که اگــه لایق بــاشــه افتاده زیــر پــاشون...🙂
+خندید و گفتــ:روانے خدا شفات بده😂
-گفتــم:بیمارِ حسیــنم شــفا نمیخــوام
و جــــزحسیـ♥️ـــــن و کربـ✨ــــلا از خــ😍ـدا چیــزے نمیخوام...
[ #بَرقآمتِدِلرُباۍِمَھدیعَجصلوات📿]
#نوکر_اهل_بیت 🌺🌺
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷
• #تلنگرانه💕 •
حاجآقاپناهیانمیگفت:🍃
آقا امــامزمــان صبح به عشق شما چشم باز میکنه💕
این عشق فهمیدنی نیست...!!!🖇
بعد ما صبح که چشم باز میکنیم👀✨
به جایِ عرض ارادت به محضر آقا گوشیامونُ چک میکنیم📲💔...!
[ #بَرقآمتِدِلرُباۍِمَھدیعَجصلوات📿]
#دلیل_غیبت
╭━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╮
@kafehdokhtarone
╰━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╯
#شایدتلنگر‼️
دلش نمےاومد گناھکنه
اما ...
باز هم گفت :
این باره آخره✋🏻
مواظب " بار آخر"هایی باشیم که
"بارِآخرتمان"را سنگین میکند...
╭━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╮
@kafehdokhtarone
╰━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╯
✨ ﷽ ✨
هنگامی كه شیطان به خداوند گفت
مـن از چهار طرف جلـو، پشت،
راسـت و چـپ انـســان را
گرفتار و گمراه میكنم.(1)
🍃فرشتگان پرسیدند...
شیطان از چهار سمت بر انسان
مـسلّط اسـت پس چـگونه انـسـان
نجات می یابد...؟
خداوند فرمود
راه بالا و پایین باز است...
راه بالا نیایش و راه پایین سجده
و بر خاک افتادن است
✍بنابراین ڪسی كه دستی به سـوی
خدا بلند كند یا سری بر آستان او
بساید می تواند شیطان را
طرد كند...
📖سورهاعراف17
📗بحار_ج60_ص155
📕مراحلاخلاقدرقرآنج11ص108
╭━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╮
@kafehdokhtarone
╰━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╯
🌾خیلی وقتا
🍂خیلی هامون
اون موقعی که گناه کردیم❌
از بس شرمنده ی خدا میشیم😓
...تصمیم میگیریم
مثلا دیگه نماز نخونیم!!!😐
یا دیگه دعا نکنیم...
☆فکر میکنیم این همه نماز
تاثیری نداشته تا حالا
از این به بعد هم نداره دیگه___
❌اما...
میدونید چیه؟؟؟
مطمئن باشید همین لحظه
همین حرفا و حسا رو
#شیطون
داره یادمون میده🤭😐🤫
#نا_امیدی_ممنوع
#منبر_مجازی
╭━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╮
@kafehdokhtarone
╰━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╯
هدایت شده از •|♥️کآفِه دُختَرونِه♥️|•
وَقتِ نَمازِ
°﴿َنَمازِ اَوَل وَقتِش میچَسبه﴾°
•| أللَّٰهُمَّ ِعَجَّلِ لِوَلِیَّڪَ الفَرَج
•| أللّهُمَّ أرزُقّنا توّفیقِ الشَّهادَةَ فی سَبیلِک
•| أللّٰهُمَّ أرزُقّنا کَربَلا
•| أللّٰهُمَّ إشْفِ کُلَّ مَریضٍ
#نماز_اول_وقت
#امام_زمان
#شهادت
#کربلا
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷
***
•|🔅#حدیث_روز
🔷 #پيامبراکرم صلى الله عليه و آله :
🔴 إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلاّ مِن ثَلاثٍ : إلاّ مِن صَدَقَةٍ جاريَةٍ أو عِلمٍ يُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ يَدعُو لَهُ
🔵 با مرگ انسان، رشته عملش قطع مى شود، مگر از سه چيز :
🔸صدقه جارى (وماندگار)،
🔸دانشى كه مردم از آن بهره مند شوند،
🔸فرزند نيكوكارى كه برايش دعا كند
╭━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╮
@kafehdokhtarone
╰━━⊰❀•❀🌼❀•❀⊱━━╯
***
•|🔆 #پندانه
🔻روزی مردی با مشاهده آگهی استخدام سرایدار یک شرکت اینترنتی معروف به آنجا رفت.
🔸در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد.
🔹در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیلتان را بدهید تا ضوابط کاری را برایتان ارسال کنم.
🔸مرد گفت: من ایمیل ندارم.
🔹مدیر گفت: شما میخواهید در شرکت ما که در حوزه کارهای اینترنتی است کار کنید ولی ایمیل ندارید. متاسفم من برای شما کاری ندارم.
🔸مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد.
🔸از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید میکرد و در بالای شهر میفروخت و با سود حاصل خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد. تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد.
🔹یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرداد به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیلتان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم.
🔸مرد گفت: ایمیل ندارم.
🔹مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی میشدین.
🔸مرد گفت: احتمالآ سرایدار یک شرکت اینترنتی بودم...!!
🖤⚡️@kafehdokhtarone😷