؛در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را..
پنهان نکن احساس نمایان شده ات را..
یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار..
یا جمع کن آن موی پریشان شده ات را؛
«ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
من چه گویم جان من از هر چه گویم بهتری»
؛ای آنکه همه بود و نبودم شده ای..
هم قبله هم ذکر سجودم شده ای..
با بودنت این دل شده آرامش محض..
پنهان چه کنم کل وجودم شده ای؛