«ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
من چه گویم جان من از هر چه گویم بهتری»
؛ای آنکه همه بود و نبودم شده ای..
هم قبله هم ذکر سجودم شده ای..
با بودنت این دل شده آرامش محض..
پنهان چه کنم کل وجودم شده ای؛
«یک نگه کردم تو را هوش و حواس از سر پرید..
خالقت را سجده کردم بس که زیبا آفرید..»
؛یک نفر هست که من مست نگاهش شده ام
عاشق و شیفته ی چشم سیاهش شده ام
لرزه ی دست و دلم هر تپش قلبم از اوست
محو لبخند بر آن صورت ماهش شده ام "