دوست داشتنت..
بذر کوچیکی ست در دلم
که صبح ها چند شاخه اش
با هوای عشق تو
شکوفه میدهد
صبحت بخیر ای دلیل زندگی ♥️
؛من آن ابرم که می خواهد ببارد"
؛دل تنگم هوای گریه دارد"
؛دل تنگم غریب این در و دشت"
؛نمی داند کجا سر می گذارد"
؛ محتاج یک کرشمه ام ای مایه ی امید..
این عشق را ز آفت حرمان نگاه دار..
ما با امید صبح وصال تو زنده ایم..
ما را ز هول این شب هجران نگاه دار ؛
؛نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست"
؛دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت"
ای ماه با که دست در آغوش میکنی"
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست"
هوشیار و مست را همه را مدهوش میکنی"؛
نشسته ام به در نگاه میکنم "
دریچه آه میکشد"
تو از کدام راه میرسی؟ "
خیال دیدنت چه دلپذیر بود "
جوانی در این امید پیر شد "
نیامدی و دیر شد.. "