؛چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی"
چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه فردایی"
پیله ات را بگشا..
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی..
جز من اگرت عاشق و شیداست بگو..
ور میل دلت به جانب ماست بگو..
ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو..
گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو..
؛صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم"
وانگه همه بت ها را
در پیش تو بگذارم..
صد نقش برانگیزم با روح در آمیزم"
چون نقش تو را بینم
در آتشش اندازم 🔥💓
اندر دل من درون و بیرون همه اوست"
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست"
اینجای چگونه کفر و ایمان گنجد"
بی چون باشد. و جود چون همه اوست"❣
گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم؛
گفتم چگونه از کجا؟
گفتی که تا گفتی خودآ..
گفتی که درمانت دهم..
بر هجر پایانت دهم..
گفتم کجا؟ کی خواهد این
گفتی صبوری باید این 🩵
آنکس که تو را دید و نخندید چو گل🥹🌺
از جان و خرد تهیست مانند دهل..
گیر ابدی باشد کو شاد نشد..
از دعوت ذولجلال و رسل..
صدا کن مرا..
صدای تو خوب است:)
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی ست..
که در انتهای صمیمیت حزن می روید؛