نشستم دارم برندگان میخونم در حالی که کلی کار هست که باید انجام بدم، یک عالمه سرشلوغی که به زندگیم اضافه کردم یا میخوام اضافه کنم و این روزها مشغلههاشون مثل کلاف کاموا به هم گره خورده، اما من نشستم و برندگان میخونم.
نه چون حواسم به کلاف کاموام نیست، نه، چون برای بازکردن گرههاش نیاز دارم برای چند دقیقه هم که شده بشینم توی اتاقم و برندگان بخونم.
اینکه یک کاری برای خودت انجام بدی، یک کاری که دوستش داری و حس خوبی بهت میده...
مثل تجدید قواست.
من حافظ چاپ قدیمش رو دارم با طراحی جلد دیگست که خب جلدش خیلی قشنگ نیست اما جزئیات محتواش (غیر از دو مورد) واقعااا خوبه که حالا اون دو مورد رو هم با کتاب کنار میام اماااا این جدیدا واقعا زیبان✨✨✨