مَد (مدی توی همه چیز همه چیز) دو بار کتابها رو میخوند.
یک بار از اول به آخر و یک بار از آخر به اول، تا روند تغییر شخصیتها رو برعکس کنه، از امید با ناامیدی رسیدن، از دست دادن و به دست آوردن و...
حالا دلم میخواد اتللو رو واردنه بخونه، از آخر به اول تا شاید بتونم شور بختی و حماقت این شخصیتها رو تحمل کنم
یک جمله دیدم نمیدونم از خود شکسپیره یا فقط دربارهی شکسپیر میگفت:
در دنیای شکسپیر هر جمجمهای داستانی دارد.
دیگر تو خود بخوان این حدیث مفصل را 🙂💀
هدایت شده از کتاب رسان 📚
❄️ زمستان ۱۴۰۳
🗓 شنبه، ۱۳ بهمن
👤 شهید محمـد بلباسـی:
🖋 اونقدر خودمـون رو درگیرِ القاب و عناوین
کردیم که یادمون رفته همه باهم برادریــم
و باید کنار هم باری از روی دوش
مــردم برداریم..!
📜 #دستخط 📜
توی فرندز یک قسمت هست که برای کریسمس قرعه کشی میکنن کی برای کی هدیه بخره
مثلا اسم مانیکا میفته برای راس
اسم راس میفته برای جویی و...
و اونجا هیچکس ریچل رو نمیخواد!
چرا؟
چون کادوهای آدمها رو نگه نمیداره و میره با چیزهایی که بیشتر دوست داره عوضشون میکنه
مثلا گردنبند طلای هدیهی راس رو با یک گردنبند نقره عوض کرده بود.
همهههه شاکی بودن اما راستش من بهش حق دادم 🌝😁😂
مگه مبنای هدیه این نیست که طرف مقابل خوشحال بشه؟
خب اگر کسی با تعویض هدیش خوشحالتر میشه و مبنا خوشحالیه طرف مقابله این چه اشکالی داره؟