⛔️ چرا خودکشی در اسلام حرام و از گناهان کبیره است؟
✅ #پاسخ:
✍ در واقع پاسخ اصلی این سوال این است که فقه و حلال و حرام به دست خداوند متعال است و خدا در قرآن و همچنین در کلام معصومین از این کار نهی کرده و آن را از گناهان بزرگ نامیده است و فقهای اسلام نیز از روی تعبد و بندگی فتوا دادهاند که این کار حرام و از گناهان کبیره است.
🔹 اگر به قرآن دقت کنیم در آیات متعددی از کشتن خود و دیگران بدون دلیل نهی کرده و وعده عذاب داده است به طور مثال خطاب به مومنین میفرماید:
«وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ [نساء/30] و خودکشی نکنید»
همچنین در روایات متعددی به قتل نفس و حرمت این کار تصریح شده است:
1⃣ امام صادق(علیهالسلام) فرمود:
«مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِداً فِيهَا: هر کس به صورت عمدی نفس خود را بکشد(خودکشی کند) تا ابد در آتش جهنم خواهد بود».
2⃣ امام باقر(علیهالسلام) فرمود:
«إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِکُلِّ بَلِیَّةٍ وَ یَمُوتُ بِکُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ: همانا ممکن است مومن به هر بلایی مبتلا شود و به هر (نوع) مرگی بمیرد، اما هیچگاه خود را نمیکشد».
🔹اما برای این حرمت حمکتهایی- البته ممکن است دلایل دیگر و بیشتری داشته باشد که به ذهن ما نیاید- به ذهن میآید که اشاره میکنیم:
▫️معمولا علت اصلی خودکشی ناامید شدن از رحمت خداست، و همانطور که میدانیم یاس و ناامید شدن از رحمت خداوند یکی از بزرگترین گناهان است که گاه در رتبه کفر و شرک قرار میگیرد. در زندگی، انسان نباید هرگز از رحمت خداوند ناامید شده و در برابر مشکلات زندگی مانند بیماریها و سختیها شکست خورده و ناامید شد و با فریب شیطان دست به خودکشی بزند.
▫️هر آنچه در جهان هستی وجود دارد از آن خداست، بنابراین در ملک الهی تنها با اجازه مالک میتوان تصرف کرد. انسان بدون رضایت خداوند اجازه تصرف در جان خود و خودکشی و نابودی خود را ندارد، جان انسان امانت الهی در دست اوست، لذا باید از این امانت به درستی پاسداری کند.
▫️فردی که خودکشی میکند مانند کسی که دیگری را کشته، انسان و انسانیت در نظر او بیارزش شده است، به همین دلیل میان خودکشی یا کشتن دیگران، تفاوتی وجود ندارد، پس باید حرام باشد و از گناهان کبیره.
▫️ اگر خودکشی حرام نبود، بسیاری از انسانهای ضعیف، تا با سختی مواجه میشدند و احساس میکردند، دیگر ادامه حیات برای آنان مشکل است، دست به خودکشی زده و خود را نابود میکردند، و این با حکمت الهی برای رشد دادن و به کمال رساندن انسانها منافات دارد.
btid.org/fa/news/154182
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔥 اسناد جنایت کار بودن یزید
💬 #شبهه:
در یکی از کانالهای ضد اسلامی، به تمامى مدافعين و پيروان مذهب شيعه تحدّی کرده بودند که اگر میتوانید یک حدیث معتبر بیاورید که اشاره کرده باشد یزید بن معاویه(لعنهاللهعلیه) دستور قتل امام حسین (علیهالسلام) را صادر کرده است.
✅ #پاسخ:
✍ یَزید بن معاویة، دومین حاکم اموی است. یزید(لعنهاللهعلیه) سه سال و هشت ماه حکومت کرد و در این مدت، مرتکب سه جنایت مهم شد
1⃣ در سال ۶۱ قمری، امام حسین(علیهالسلام) و یارانش را در کربلا به شهادت رساندند
2⃣ در سال ۶۳ قمری به مدینه حمله کرد و واقعهی حرّة را رقم زد، در این جنایت، هزاران نفر از صحابه و حافظان قرآن کشته شدند.
3⃣ در سال ۶۴ قمری برای سرکوب مخالفانش، به مکه حمله کرد و کعبه را با منجنیق هدف آتش قرار داد.
لذا شیعیان و گروهی از اهلسنت، با استناد به کارهایی که یزید در دوران خلافتش انجام داد، او را سزاوار لعن میدانند و در برخی از روایات، به لعن او تصریح شده است.
یزید(لعنهاللهعلیه) قصد داشت اصل دین را از بین ببرد و به دلیل اینکه سید الشهدا(علیهالسلام) را مانع اصلی این کار میدانست در همان ابتدای خلافتش، طیّ نامهای به ولید بن عتبه(حاکم مدینه) فرمان داد که از بزرگان مدینه و مخصوصا امام حسین (علیهالسلام) بیعت بگیرد. یعقوبی و ابن اعثم کوفی، نقل کردهاند یزید نوشت: «اگر از بیعت امتناع ورزید، گردنش را بزن و سرش را نزد من بفرست.»
یزید در نامهای دیگر به عبید الله بن زیاد (حاکم کوفه) دستور داد تا با امام حسین(علیهالسلام) برخورد کند و با او وارد جنگ شود. یزید او را تهدید کرد که اگر چنین نکند، به شدّت مجازات خواهد شد.
✅ بنابراین، طبق اسناد تاریخی، شهادت حضرت سید الشهدا(علیهالسلام) با دستور مستقیم یزید بن معاویه انجام گرفت.عجب از کسانی که از چنین فرد فاسد و جنایتکاری دفاع میکنند و بدین سان خود را در جنایات این عنصر فاسد، شریک میگردانند!
شیخ کلینی در کتاب کافی با سند صحیح از امام صادق (علیهالسلام) نقل کرده است: « و سه كس بودند كه بدترين خلق خدا بودند و بهترين آفريدگان خدا بدانها گرفتار شدند:
1⃣ يكى ابوسفيان بود كه با رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) جنگيد.
2⃣ معاويه كه با على (عليه السّلام) جنگ و دشمنى كرد.
3⃣ يزيد بن معاويه بود كه با حسين بن على(عليهما السّلام) جنگيد و با او دشمنى كرد تا آن حضرت را به قتل رسانيد.»
✅ بنابراین، روایاتی که دربارهی قاتل امام حسین (علیهالسلام) در منابع روایی وجود دارد، بر یزید بن معاویه قابل تطبیق است.
btid.org/fa/news/153979
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔹 #خدا_بد_ندهد
🔰 آیا وقتی برای کسی اتفاق بدی میافتد، یا مثلا مریض میشود، به او بگویند: "خدا بد ندهد"، صحیح است؟
✅ #پاسخ:
♻️به نظر صحیح نمیآید، چرا که این نوعی سوء ظنّ و بدگمانی به خداست که مبتنی بر ضعف شناخت توحیدی میباشد، هر چند که ممکن است این لفظ (مثل فرهنگ ما) عادت شده باشد.
خداوند متعال هستی و کمال محض است. هستی و کمال محض، خیر محض است و از خیر محض نیز «بد» صادر نمیشود.
بیتردید هر چه از خدا صادر شود (به امر او حادث و محقق گردد)، "هستی" پیدا میکند، یا به تعبیر "پدیدار" میشود؛ حال کمی توجه کنیم که آن چه بد یا شرّ مینامیم چیست؟
به عنوان مثال: جهل، زشتی، ضعف، فقر، بیماری، ناامنی و ... را بد یا شرّ میدانیم؛ خب اگر دقت کنیم همه اینها "نیستی" هستند، نه هستی و کمال.
نبود عقل – زشتی، نبود زیبایی – ضعف، نبود قوت یا قدرت و بیماری، نبود سلامتی - فقر، نبود غنا – ناامنی، نبود ایمان و امنیت و ... میباشد. و "نبود" یا "عدم" یعنی چه؟ یعنی "پیدایش" نیافته است که بگوییم خدا داده است.
خداوند متعال در عرصه امتحان برای رشد، میفرماید که "نقص" در اموال و ثمرات و ... قرار میدهم؛ یعنی چه؟ یعنی کمال بیشتری نمیدهم.
🔸پس، هستی یعنی کمال و هستی خیر است و خدا هر چه بیافریند و هر چه را هستی دهد، خیر است. از این رو فرمود: خیرها از خدا و بدیها از خودتان است. یعنی کمال را او متجلی و پدیدار میکند، اما نقص، ضعف، نیستی و کاستی از ناحیه شماست.
از این رو، "خدا بد ندهد"، #لفظ_غلطی است. هر گاه کسی میگوید: "خدا بد ندهد"، بنده خودم به مزاح و قصد جدی، عرض میکنم: "خدا بد نمیدهد، شما بد نگیرید".
🔹اگر بخواهید خیلی ریز شوید، این لفظ بدگمانی (سوء ظنّ) و تهمت به خداست.
در راستای همان کبر (هر چند ضعیف) است که انسان موفقیتها را از خودش میداند، اما ضعفها، کاستیها، بدها و شرّها را به خدا نسبت میدهد! و بالتبع به جای آن که "هستی و کمال" را دعا و طلب کند، مثلاً بگوید: خدا شِفا بدهد – خدا سلامتی بدهد – خدا راحتی بدهد – خدا گشایش بدهد و ... – میگوید: خدا بد ندهد(؟!) اگر کمی تأمل کنیم، متوجه میشویم که انصافاً خیلی بیانصافی است و استغفار میخواهد.
📚مرکز پاسخگویی به شبهات ایکس شبهه
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰چرا همش بايد مومن زجر بکشه تو دنيا؟
✅ #پاسخ:
✍ دنيا خانه اصطکاک و تزاحم و رنج هاست و در اين مورد بين مومن و غير مومن فرقي نيت همه بيمار مي شوند همه مرگ و نقص و .. را مي بينند هر لذتي در کنارش درد و رنج وجود دارد و .. و در اين ها فرقي بين مومن و کافر نيست چرا که ذات دنيا گرفتاري و مشکلات است اگر تولدي هست مرگي هم هست اگر سيري هست گرسنگي هم هست اگر وصلي هست هجراني هم هست و ... .
🌱اما دين آمده است که قواعد صحيح زندگي کردن را به ما بياموزد تا اين رنج ها و غصه ها به حد اقل برسد درست خوردن درست خوابيدن درست زناشويي کردن و ... دست آورد هاي دين است که اگر کسي آن را عمل کند به اين ثمرات هم مي رسد.
🍃دين به ما مي آموزد که اين زندگي ابدي نيست و مرگ پلي براي انتقال به سراي جاويد و زندگي آخرتي است و بايد براي آن سراي جاويد تلاش کرد و براي آخرت در همين دنيا بايد عمل کرد.
🌼دين به ما مي آموزد بالاهايي که در زندگي انسان ها هست امتحان هاي الهي است که مي تواند پله هاي ترقي انسان براي رسيدن به کمال باشد "و لنبلونکم بشي من الخوف و ..." و در اين مسير بايد آگاهانه صبر کرد "و بشر الصابرين"
💥وقتي که دريافتيم که مسير زندگي دنيايي مسير صبر و رسيدن به کمال است مومن ها در اين مسير مورد امتحان و ابتلاي بيشتري قرار مي گيرند تا به کمال بيشتري برسند مانند دانش آموز درسخوان و زرنگي که علاوه بر امتحان هاي عمومي مدرسه امتحان هاي ويژه استعدادهاي درخشان و المپياد هاي علمي را هم امتحان مي دهد تا به کمال علمي برسد.
بر همين اساس است که روايت مي فرمايد : البلاء للواء.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰اگر رزق افراد مقسوم است پس چرا براي رزق بيشتر دعا کنيم؟
✅ #پاسخ:
آنچه به عنوان تعيين رزق نام گرفته است، در واقع همان قضا و قدر الهي مبني بر نتيجه ي علل و عوامل است. يکي از اين علل و عوامل، اختيار و انتخاب انسان است که در اين مورد، به صورت تلاش او بروز ميکند.
🌱بنابر اين وقتي کسي بيشتر کار ميکند و در آمد بيشتري دارد، مشخص مي شود که رزق او اينقدر بوده است.
🌸ما دو گونه رزق و روزي داريم. رزقي كه همچون سايه ما را تعقيب ميكند چه بخواهيم و چه نخواهيم كه نام آن رزق طالب و محتوم است. و قسم دوم روزي و رزقي است كه بايد آنرا طلب نمود و صرفا براي طالبش مقدر شده است كه نام آن رزق مطلوب است.
🌱حال روزي طالب و محتوم روزي وجود و هستي و عمر امكانات و قوي و شكل و هيئت و محيط و خانواده است. و از ناحيه اين قسم روزي طالب. قسم دوم روزي (مطلوب) آفريده ميشود يعني توان و نيروي لازم و دقت و هوشياري براي تلاش. و لذا در پي روزي بخش اولاگر تلاش و كوشش همراه نباشد انسان به روزي مطلوب دست پيدا نميكند.
🔹با توجه به اين كه همه امور بدست خداست اما منظور از روزي قسمت شده همان روزي طالب است و آن قسم روزي كه در دست انسان است همان روزي مطلوب است.
💥ضمن اينکه رزاق بودن خداوند در کنار مجموعه ي شرايط شکل ميگيرد که يکي از آن ها تلاش و حرکت خود فرد است و دعا کردن هم يکي از اين تلاشها و حرکت هاست که حتما در وضعيت انسان موثر است.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰 آیا امام حسین (علیه السلام) را خود شیعیان نکشتند و حالا بخاطر کردار بد شان عزا داری میکنند؟
✅ #پاسخ:
✍ این هم یکی از سخنان ناجوانمردانه ای است که نظیر آن در دوران ما زیاد به گوش می خورد و گویی عده ای می خواهند به هر شکل و روشی به حق و حقیقت حمله کنند، بدون آنکه اندک ارزیابی ای از محتوای سخن خود داشته باشند.
📌۱-شیعه به کسی می گویند که پیرو و مطیع ائمه باشد، پس چگونه می توان قاتلان ائمه(علیهم السلام) را شیعه خطاب کرد؟
📌۲-وقتی در هیچ جا امثال شمر، خولی، سنان و ... شیعه خوانده نشده اند، چگونه می توان چنین سخنی گفت حال آنکه شیعه نظیر حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و ... بودند که نهایت فداکاری و دلاوری را در رکاب امام حسین (علیه السلام) به نمایش درآوردند.
📌۳-امام حسین (علیه السلام) در سخنان خود، لشگر یزیدیان را پیروان ابوسفیان و عده ای بی دین می خواند و می فرمایند: واي بر شما اي پيروان أبو سفيان! اگر دين نداريد و از روز معاد نمي هراسيد، لا اقل در دنيا آزاد مرد باشيد و آن گونه كه مي پنداريد به حسب و نسب خود كه عرب هستيد باز گرديد.(1)
📌۴-اگر منظور از شیعه خواندن قاتلان این است که به امام حسین (علیه السلام) نامه نوشته بودند، شبث بن ربعي و حجار بن أبجر و عمرو بن حجاج و ... از نویسندگان معروف نامه بوده اند که هیچ جا ادعای شیعه بودن آنها نشده است.
📌۵-لشگر مقابل امام حسین (علیه السلام) کسانی بودند که در دلیل کینه ها و دشمنی هایشان به امام (علیه السلام) موج می زد و خودشان می گویند: « إنما نقاتلك بغضاً لأبيك» يعني: ما از روي بغض و كينه اي كه با پدرت علي بن ابي طالب داريم با تو به جنگ و نبرد برخاسته ايم.(2) آیا می توان کسانی که خود را دشمن حضرت علی (ع) می دانند، شیعه خواند؟
📌۶- اگر این ادعا بدان خاطر مطرح شده که کوفیان شیعه بوده اند، باید بگوییم در زمانی عده ای از کوفیان شیعه بودند، که قطعا در دوران امام حسین (علیه السلام) عده قابل توجه شیعه در کوفه وجود نداشت. ابن أبي الحديد معتزلي در اين باره مي گويد: (در زمان معاویه) سخنرانان در هر كوي و برزن و بر فراز هر منبري علي را لعن كرده و از او بيزاري مي جستند و به او و اهل بيت او دشنام مي دادند؛ و بيچاره ترين مردم در آن زمان، مردم كوفه بودند؛ زيرا شيعه علي عليه السلام در آن شهر زياد بود؛ معاويه، زياد بن سميه را حاكم كوفه و هم زمان شهر بصره را نيز تحت امر او ساخت. و او به دنبال شيعيان مي گشت ـ او شيعيان را مي شناخت، زيرا در زمان خلافت علي عليه السلام از طرفداران او بود ـ پس ايشان را حتي زير هر سنگ و كلوخي هم كه بودند مي يافت و به قتل مي رساند و يا تهديد به قتل مي كرد؛ و دست ها و پا ها را جدا كرده و چشم ها را كور مي كرد؛ و ايشان را بر تنه هاي درخت خرما به دار مي كشيد؛ و يا از عراق بيرون مي كرد؛ تا جايي كه كسي از شيعيان شناخته شده در عراق باقي نماند. (3)
📚 منابع:
1. الفتوح البلدان، ج5 ص117.
2. ینابیع المودة ص۳۴۶.
3. شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص ۴۴.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰 چرا از زمان دستیابی بشر به تکنولوژی، معجزه ای رخ نداده و خدا به ما معجزه ای نشان نمی دهد؟ و معجزات و شفاهایی که گزارش می شود از کجا معلوم که تاثیر تدریجی درمان ها نباشد؟
✅ #پاسخ:
برای پاسخ به این سوال باید دو نکته عرض کنم:
📌 #نکته_اول:
🔹معجزه فقط یک دلیل بر اثبات ادعای نبوت است، بنابراین تکرار آن در هر زمان و برای هر شخص لزومی ندارد! بلکه در گرو تجدید نبوت و امدن پیامبر جدید است. تا پیامبر جدیدی نیامده خود متدینین هم لزوم تحقق معجزه را ادعا نکرده اند تا با نبودن معجزه ادعای ایشان رد شود! و بعد از این هم پیامبری نخواهد آمد و کار های امامان را هم معجزه نمی گویند بلکه «کرامت» نام دارد.
🔸علاوه بر اینکه رویت معجزه برای همه مردم هم لزومی ندارد، بلکه اگر معجزه به اندازه ای که به صورت تواتر نقل شود اتفاق بیفتد حجت تمام خواهد شد. همچنین اگر معجزه ای مانند قرآن جاویدان باشد برای اتمام حجت کفایت می کند.
📌 #نکته_دوم:
بسیاری از ابراز نظرهای منکرین معجزه به پیش فرض های مادی گرایانه آنها برمی گردد، همانطور که در میان اندیشمندان ملحد به صورت شفاف مشاهده می کنیم، چارچوب ذهنی ایشان اصلا اجازه نمیدهد احتمال خارق العاده بودن هیچ واقعه ای طرح شود!!
🔻روشن است که معجزه به خودی خود محال نیست، یعنی هیچ کسی نمی تواند دلیلی منطقی بیاورد که تبدیل شدن عصا به اژدها محال است، یا بینا شدن یک چشم نابینا امکان ندارد، چون عقل در دقت عقلی خویش می فهمد که دلیلی بر این محال بودن وجود ندارد. همانطور که خاک می تواند تبدیل به گندم و درخت و سیب شود، پس تبدیل بقیه امور هم به یکدیگر محال نیست، چیزی که هست فقط ما آنها را تا کنون تجربه نکرده ایم. بنابراین در دقت عقلی هیچ دلیلی بر ردّ معجزه وجود ندارد مگر استبعاد ذهنی، و پیش فرض های مادی گرایانه که دلیل به شمار نمیروند بلکه صرفا گمانه زنی و بعید شمردن است.
✅ #بنابراین مهمترین مانع فکری منکرین معجزه در حقیقت یک محدودانگاری ذهنی ایشان است، یک انکار پیشینی موجوداتی است که هرگز با تجربه قابل نفی و اثبات نیستند. که با توجه به چنین پیش فرضی عکس العمل منکرین به ترتیب چنین است:
🔸 #در_گام_اول، ابتدا این وقایع را به شدت انکار می کنند..
🔸 #در_مرحله_دوم در صورتی که برای ایشان وقوع چنین حادثه ای مسلّم و قطعی شود باز هم آن را در دایره علل و معلول مادی و تجربی جستجو می کنند، چون چیزی در ورای آن در چارچوب فکری ایشان امکان ندارد.
✅ #بنابراین اگر شما در جلوی چشم ایشان یک عصا را تبدیل به مار کنید هم پذیرفته نشده و حمل بر امور طبیعی خواهد شد، چون از قبل چارچوبی در درون ذهنشان ساخته اند که نمی توانند وقایع را در خارج از آن جستجو کنند.
🌸 همانطور که منکرین وقتی معجزه انبیا را می دیدند وقتی هیچ توجیهی برای آن نمی یافتند، آن را سحر و جادو معرفی می کردند. چون ایشان در کنار علل طبیعی سحر و جادو را هم قبول داشتند.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰 صلح امام حسن (ع) اصالت دارد یا جنگ امام حسین (ع)؟
💬 #پرسش:
🔻همیشه تحلیل های غلط و ناروا دربارۀ صلح امام حسن (ع)، موجب شده تا به مظلومیت این امام همام افزوده شود. برخی سیاسیون گفتند که اکنون نیاز داریم پرچم صلح امام حسن (ع) به اهتزاز در آید. یا اخیرا گفتند که امام حسن(ع) امام صلح بود، در واقع اینکه امام حسن ع امام صلح بود یا مبارزه منوط به پاسخ به پرسش اساسی است که آیا در دین ما اصالت با جنگ است یا با صلح⁉️
✅ #پاسخ:
✍ در این میان دو نظریه وجود دارد برخی قائلند که با توجه به کثرت آیات جهاد، همچنین سیره نبوی که بیش از 80 غزوه و سریه داشته اند یعنی جهاد با دشمن، بنابراین اصالت با جنگ هست. برخی دیگر قائلند که اصالت با صلح هست. بدین معنا نفی جنگ می کنند. اما نظریه سوم هم در این میان هست که می گوید: «اگرچه اصالت با صلح است اما صلح بدون جهاد و مبارزه امکان برقراری در جهان را ندارد.» آنهایی که شعار صلح را بدون جهاد و مبارزه دادند خودشان بزرگترین جنگ ها را به بشریت تحمیل کردند.
✅ توضیح مطلب:
🔹در دین ما اصالت با صلح هست. در جنگ، جان و مال و ناموس مردم که در دین به شدت محترم هست در معرض خطر قرار می گیرد. هیچ دینی مثل ما، برای جان انسان ها ارزش قائل نیست چنان که فرمود: «اگر یک نفر را بکشید گویا همۀ انسان ها را کشتید.»(مائده،32)
🔹اما در جایی که امنیت در معرض خطر قرار بگیرد تکلیف چیست؟ آیا با شعار صلح، امنیت برقرار می شود؟ اگر اسلام دعوت به جهاد و جنگ می کند برای برقراری صلح است. و صلح بدون جنگ و جهاد امکان ندارد. چرا که همیشه دشمنان بشریت، اجازه برقراری صلح و امنیت را که شعار انبیاء هست را نمی دهند.بنابراین انبیاء برای برقراری صلح، اول دعوت به اجتناب از طاغوت می کنند. موسی بن عمران(ع) ع برای نجات قومش و برقراری صلح، اول به سراغ فرعون می رود.
✅ بنابراین برای برقراری صلح و امنیت چاره ای نداریم که با دشمنان بشریت بجنگیم همان تروریست های که داعش را تولید می کنند. همان غرب های وحشی که به مردم و کودکان مظلوم یمن رحم نمی کنند. همان هایی که در نهایت ناجوان مردی سردار سلیمانی ها را به شهادت می رسانند و تروریست های اقتصادی و وحشی که تحریم های ضد بشری علیه مردم ایران انجام می دهند و حتی اجازه ورود دارو را به کشور ما نمی دهند.
🔹آیا با این موجودات وحشی می توان روی صلح و آرامش را در جهان دید. آنهایی که شعار صلح را بدون جهاد و مبارزه دادند خودشان بزرگترین جنگ ها را به بشریت تحمیل کردند.
🔹 آنان که دم از صلح امام حسن (ع) می زنند نه صلح را شناخته اند نه امام حسن (ع)، مرد مبارزه روزهای صفین و همان آقایی که بارها به معاویه فرمود اگر یارانی داشتم صبح و شام با تو مبارزه می کردم. اما دریغا از خیانت مسئولین و فرماندهان. آنان که دم از صلح امام حسن (ع) می زنند آیا خیانتی و یا خائنینی در بین آنها هست؟
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰 علم غیب امیرالمومنین و مانع شدن از رفتن به جنگ!
#شبهه: در نهج البلاغه خطبه 207 نقل شده در جنگ صفین حضرت علی(ع) گفته است:
«نگذارید این پسرها(حسن و حسین) به جنگ بروند تا با مرگ خود پشت مرا بشکنند» آیا حضرت علی(ع) علم غیب نداشت که آنها کشته میشوند یا نه، مگر نه اینکه پیامبر(ص) خبر شهادت حسین(ع) در کربلا را داده بود، پس چرا او اینقدر بیتابی میکند.
✅ #پاسخ:
در چند نکته به پاسخ این شبهه میپردازیم:
🔹 #نکته_اول: در اینکه ائمه اطهار(علیهمالسلام) علم غیب داشته و گاهی اخبار غیبی را نیز بیان کردهاند، هیچ شک و شبههای وجود ندارد، البته تنها برای یاران خاص خود که از آنها اطمینان کافی داشتند بیان میکردند، نه برای همه مردم؛ و در جمع مردم عادی طوری رفتار میکردند که اصلا اطلاعی از آینده ندارند، چون از وجود جاسوسان و فشار بر خود و شیعیان اطلاع داشتند.
نکته دوم: ائمه معصومین(علیهمالسلام) در بین مردم عادی به هیچ وجه فضایل خود را اظهار نمیکردند و مانند یک انسان کاملا عادی و معمولی برخورد میکردند و علم غیب خود را پنهان کرده و حتی گاهی منکر میشدند. این کار به دو علت صورت میگرفت: یکی اینکه برخی که ظرفیت این سخنان را ندارند، از دین خارج نشده و به غلو دچار نشوند و اهل بیت را از مقام انسانیت به مقام الوهیت نرسانند.
🔹و دوم اینکه موجبات حسادت و ترس دیگران و به خصوص خلفای وقت را فراهم نکنند تا با این بهانه آنان و شیعیان را تحت فشار و ظلم بیشتر قرار دهند. لذا به این دو دلیل مجبور بودهاند که فضایل خود را کتمان کنند و حتی گاهی منکر شوند و گاهی اصحاب خاص خود را نیز منکر شوند و لعن کنند تا جان آنها را حفظ کنند.
👈اینجا نیز حضرت در بین مردم عادی سخن میگویند نه خواص شیعه، لذا مانند یک پدر معمولی که نگران فرزند خود است، از کشته شدن فرزندش اظهار نگرانی و ترس میکند. لذا میفرماید:
«امْلِكُوا عَنِّی هَذَا الْغُلَامَ لَا يَهُدَّنی فَإِنَّنِی أَنْفَسُ بِهَذَيْنِ يَعْنِي الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع عَلَى الْمَوْتِ لِئَلَّا يَنْقَطِعَ بِهِمَا نَسْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص: این جوان را به فرمان من از جنگ مانع شويد، مبادا پشتم را بشكند، زيرا مىترسم كه با شهيد شدن اين دو جوان [يعنى حسن و حسين عليهما السلام] نسل رسول خدا (صلّىاللّهعليهوآله) قطع شود».
✅ بنابراین با این سخن، نمیتوان اثبات کرد که چرا حضرت از کشته شدن پسرش ترس دارد.
🔹 #نکته_دوم اینکه ممکن است حضرت بخواهد با این بیان، عظمت امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) را به مردم برساند.
بدون شک سوال کردن همیشه برای فهمیدن نیست، گاهی خود انسان مطلبی را میداند و میخواهد همان را تاکید کند یا به گوش دیگران نیز برساند، لذا ابه صورت سوالی مطرح میکند تا دیگران هم از آن اطلاع پیدا کنند. اینجا نیز حضرت میخواهد به مردم گوشزد کند که تنها و تنها نسلی که از پیامبر(صلّىاللّهعليهوآله) به جا مانده است، از جانب این دو پسر است و تنها این دو پسر هستند که فرزند پیامبر عظیم الشان اسلام(صلّىاللّهعليهوآله) هستند، لذاهم بیان فضایل آن دو است و هم اتمام حجتی بر مردم که در آینده با آن دو چه کردند.
https://btid.org/fa/news/154426
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
🔰 اگه دین اسلام کاملترین دین هست چرامولا امیرالمؤمنین ع وقتی ضربت خوردن به طبیب غیرمسلمان رجوع کردن
واینکه آیا ما چیزی به نام طب اسلامی داریم یانه؟
✅ #پاسخ:
✍ بله اینکه گفته می شود اسلام کامل ترین دین هست در این هیچ گونه شک و شبهه ای نیست.
اما اگر کمی در تعریف دین دقت کنیم می فهمیم که دین کامل به معنای این نیست که متون پزشکی و مهندسی و ... داشته باشد.
👈 بلکه به مجموعه ای از تعالیم الهی که از طریق پیامبران و وحی برای سعادت اخروی بشر آمده است را دین می گوییم.
و دین اسلام از جهت هدایت اخروی است که از دیگر ادیان پیشی گرفته است.
✍ لذا ما در روایتی داریم که علم دو گونه است علومی که مربوط به جسم انسان و حیات دنیوی او می باشد و علومی که در راستای حیات اخروی بشر است.« العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان» و خداوند متعال انبیاء و فرستادگان خود را برای هدایت اخروی بشر فرستادند نه حیات دنیوی؛ بهتر است این چنین بگوییم که اولویت اول فرستادگان الهی هدایت اخروی انسان ها بود است چرا که بشر خود با علم تجربی میتواند به علومی چون پزشکی دست یابد اما دست یافتن به علوم الهی و خداشناسی با تجربه و عقل محال است.
🔹 و در عین حال این به این معنا نیست که فرستادگان الهی برای زندگی دنیایی بشر هیچ برنامه ای نداشته باشند بلکه خیلی از اصول زندگی دنیایی را نیز آنها به بشر آموختند لذا اگر ما ریشه خیلی از علوم را بررسی کنیم به یک منبع الهی و دینی ختم خواهد شد.
🔹 حال سوال دیگری که مطرح می شود این است که آیا ائمه علیهم السلام که دارای علم غیب و تمام علوم را دارا هستند چطور خود محتاج به طبیب هستند؟
اولا علم ائمه علیهم السلام مطلق نیست بلکه آنچه را که خدا بخواهد می دانند.
ثانیا ائمه علیهم السلام مامور بودند بصورت عادی همچون دیگر مردم زندگی کنند و از اسبابی که خداوند برای این جهان طراحی دیده بود تبعیت نمایند خداوند نیز به رسولش می فرماید:«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُم...» به این مردم بگو منم مثل شما انسان هستم و فقط به من وحی نازل می شود که به شما نمی شود. لذا شخص خود پیامبر صلی الله علیه واله نیز مریض میشدند و از اطبّا جهت معالجه در خواست می نمودند تا ایشان را درمان کنند.
🔹 و اینکه چرا حضرت به یک طبیب غیر مسلمان رجوع کردن؟
👈 این یک قاعده عقلی است که انسان در برای چیزی چون جان که مهم است باید به بهترین پزشک رجوع کند و اشکالی ندارد.
حتی فقه ما در حکم ثانویه اجازه داده است که اگر جان کسی در بیابانی در خطر بود که برای حفظ جان مجبور بود از گوشت سگ که نجس العین است بخورد تا زنده بماند چنین اجازه ای را دارد.
🔹حال سوال دیگری که مطرح میشود این است که پس این طب اسلامی که این روز ها بعضی ها از آن سخن می گویند چیست؟
💢 اگر منظور از طب اسلامی این باشد که ائمه علیهم السلام بصورت مجزا علمی را به نام طب اسلامی تدوین نموده و آموزش داده اند تا مسلمانان بی نیاز از علوم طبّی دیگر باشند؛ این تعریف کاملا اشتباه است.
ولی اگر منظور از طب اسلامی مجموعه ای از روایات و سفارشاتی باشد که ائمه علیهم السلام زمانی که مردم به آن ها رجوع می کردند و سوال می کردند ایشان آنها را راهنمایی نموده؛ و حال آن روایات به ما رسیده است و ما از آن استفاده می کنیم صحیح است.
✅ بله ما کتبی همچون طب النبی و طب الرضا و... داریم و امثال اشخاصی چون ابوعلی سینا در این مکتب خانه پرورش یافتند که ریشه علوم طبی غرب هم بیشتر به کتب ایشان بر می گردد که تا چند سال پیش در دانشگاه های آنها تدریس می شد.
اما این به این معنا نیست که ما به علوم تجربی که در این زمینه اثبات شده است نیاز نداریم.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
💬 #شبهه
🔰 من به خدایی که امروز یک کودکِ گرسنه را سیر نمیکند، اما وعده بهشت فردا را به کودکان میدهد، نیازی ندارم!
✅ #پاسخ:
✍ گرسنگی و فقر در روی زمین هرگز توسط خداوند متعال به وجود نیامده است و عامل اصلی آن خود انسان است، قرآن در این زمینه میفرماید:
🍃 «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس
ِ [روم/41]
🍃 فساد، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است» بدون شک اگر زور زورگویان و ستمگران نبود، همه مردم در یک طبقه و مانند هم زندگی میکردند و هیچ فقیری نبود و هیچ بچهای گرسنه نمیماند.
شاید سوال کنید چرا خدایی که مهربان است جلوی ستم و زور آنان را نمیگیرد؟ در پاسخ میگوییم: لازمه اختیار آدمی و اینکه انسان مختار باشد، این است که بتواند هر کاری بکند، اگر قرار باشد، خدا جلوی برخی گناهان را بگیرد و نگذارد انسان به دیگران ظلم کند و زور بگوید، دیگر انسان مختار نیست و حیطه اختیار او محدود میشود، لذا دیگر مسئول اعمال و رفتار خود نخواهد بود؛ بله اگر خداوند این ظلمها و بیعدالتیها را جبران نکند، آن موقع است که خلاف عدالت و حکمت خود عمل کرده است. قرآن کریم میفرماید:
🍃 «وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
[زلزال/8]
🍃 و هرکس هموزن ذرهای بدی کند، آن بدی را ببیند» که نشان از اوج عدالت الهی است؛ پس درواقع خداوند متعال چند سالی به انسان فرصت میدهد که راه درست یا نادرست را انتخاب کند، سپس بر اساس همان انتخاب خود او، از او بازخواست خواهد کرد و اگر راه ناصواب را در پیش گرفته باشد، به شدت مؤاخذه شده و در عذاب خواهد بود و برای تمام کسانیکه به ناحق مورد ظلم و تعدی قرار گرفتهاند، تمام ناملایمات را جبران خواهد کرد.
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈
💬 #شبهه
🔰 یکی از شبهاتی که وهابیت بر علیه مهدویت مطرح کرده این است که لقب امام یازدهم «عسکری» است که به معنای عقیم بودن است؛ امام یازدهم به دلیل اینکه فرزندی نداشت، لقب عسکری گرفت و داستان غیبت و ارتباط با امام دوازدهم نیز ساخته 4 شیخ است که به آنها نواب اربعه میگفتند.
✅ #پاسخ:
✍ معنای عسکری و وجه نام گذاری
در زبان عربی حرف «گاف» وجود ندارد و کلمۀ «عسکر» لفظی عربی و به معنای لشکر، سپاه است و «عسکری» اسم منسوب به عسکر است.
عسکر محلهای بوده در شهر سامرا که لشکرگاه و محل توقف سپاه خلفای عباسی در آنجا بوده است و از آنجایی که امام حسن عسکری در سال 236هـ .ق. از مدينه به سامرا انتقال و در محله عسکر، قرارگاه سپاه در شهر سامرا سکونت یافتند و در آنجا زندگی می كرد و به عسکری شهرت يافت.
👈 نکته دیگر این است که لقب «عسکری» مشترک بین امام یازدهم و پدرشان امام هادی(عليهالسلام) می باشد که آنها را عسکريین مینامند و اگر بنا بود این لفظ به معنای عقیم باشد، می بایست امام هادی(علیه السلام) نیز عقیم باشد؛ در حالیکه همه میدانند این چنین نیست و ایشان به اتفاق تاریخ چندین فرزند داشته است.
✅ شاهدان ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
از جمله زنانی که شهادت به این موضوع دادهاند میتوان به «حکیمه خاتون» عمه امام حسن عسکری، «زن قابله»، «نسیم» و «ماریه» از خادمان خانه حضرت اشاره کرد که جناب شیخ صدوق این مطلب را با سند صحیح در کتابش نقل کرده است.
✅ از جمله اصحابی که حضرت را دیده و به وجود و حیات ایشان گواهی دادهاند، «محمّد بن عثمان عمری» ، «ابو غانم خادم» ، «عبد الله بن جعفر حميری» ، «احمد بن إسحاق قمی» ، «ابراهيم بن محمد بن فارس النيسابوری» ، «يعقوب بن منقوش» ، «عمرو اهوازی» ، «ابو علی بن مطهر» و ... میباشند که جناب شیخ صدوق در کتاب «كمال الدين و تمام النعمه» و شیخ طوسی در کتاب «الغیبه» اسامی آنان را به صورت کامل آوردهاند.
btid.org/fa/news/103730
💠اندیشه تشیع:
♨️ @kalamema 👈