eitaa logo
کلام طلایی 🌱
5.5هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
18 فایل
«(ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ)» رمان: (عبورازسیم خاردارنفس ) نویسنده :لیلا فتحی پور روزی دو پارت 💚 ⛔⛔کپی حرام ⛔⛔ انتقاد و پیشنهاد 👈 @aidj122 تبلیغ ،ادمین👇 @BASIRIIII
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مستند غیررسمی ۶ که درباره کتاب و کتابخوانی از سوی رهبری است، کمتر دیده شده! این کلیپ بخش کوتاهی از آن مستند است. آقا می‌گویند: «کتاب کرایه می‌کردم و هر جلدش را یک شبه می‌خواندم ...» عززززیییززم😍😍😍
احسنت ماشالا خیلی حرف توشه... وقتی اعتقاد داشته باشی با چنگ و دندون حفظش میکنی😍😍😍 .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
دکتر محمود رفیعی میگفت: زمانی که در جبهه مجروح شدم، روح از بدنم خارج شد. من به دنبال شهدا رفتم نمیدانید چه حالت جالبی بود. به هر کجای آسمان که میخواستم میرفتم.جوان زیبا را دیدم که به استقبال شهدا آمده بود میخواستم همراه شهداا بروم اما اجازه نداد. اما آنجا شهیدی را دیدم که گفت: انقلاب اسلامی ایران، ظهور امام زمان را سالها جلو انداخت. آن شهید را نشناختم، اما سالها بعد زمانی که در بهشت زهرای تهران، از میان قبور شهدا عبور می کردم، مزار همان شهید را پیدا کردم! 📌بعد از جانبازی و تجربه نزدیک به مرگ، ارتباط دکتر رفیعی با دوستان شهیدش بیشتر شد.😍 یک شب رفقای شهیدش برای او چند جلد کتاب آوردند و گفتند: تو باید درس‌بخوانی‌و تلاش کنی، ما هم تو را کمک می کنیم. محمود رفیعی با شرایط سخت جانبازی درس را از دوره دبیرستان شروع کرد و تا دکترای ادبیات ادامه داد و... دکتر محمود رفیعی در سال ۱۳۸۴ چله ای را به نیت دیدار مجدد با امام زمان آغاز کرد. 📌در روز آخرین چله، پیرمردی را دید که او را به اسم صدا کرد و گفت: آقای رفیعی، امام زمان به شما سلام رساند و گفت: دیدار ما فعلا میسر نیست، اما به دیدار نائب ما خواهی رسید. دکتر رفیعی تعجب کرد، این شخص که بود؟! از کجا می دانست... ⁉️ ✅همان روز با او تماس گرفتند وگفتند: به همراه دیگر جانبازان برای افطار به خدمت رهبر انقلاب خواهید رسید و در آنجا خاطرات را نقل خواهید کرد. چند روز بعد، دکتر رفیعی به دیدار حضرت آقا نائل شد.ایشان می‌گفت: دیگر یقین پیدا کردم که ولی فقیه، نماینده امام عصر عج الله است. 📚برگرفته از کتاب منتظرخاطرات جانباز .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
نظم اعداد به هم ریخته از رفتن تو یک نفر رفت ولى هیچ کسى اینجا نیست. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
تو که میدانی با چه حالی شده ام عُزلت نشین این خانه. پس مپرس که چه شد در تو که قلبت این چُنین سرد است..! هیچ مپرس ، فقط بمان در کنارم چون دلگرمم می‌کند حضورت، در این هوای پاییزی ...بمان ..بمان و نرو... .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
کلام طلایی 🌱
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁 💛💐{طنین عشق}
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁 💛💐{طنین عشق}💐💛 محجوبه سادات موسوی...✍ پارت220 شهره خانم با نگاهی شرمنده گفت _ ببخشید منظوری نداشتم حامد نفس عمیقی کشید و گفت _ همچین بی منظورم نبودید...بگذریم! شما باید عمو رو ببینید.. شهره خانم سریع گفت _ نه نه! فعلاً آمادگیشو ندارم حامد ادامه داد_ مگه دیدن همسرتون آمادگی می‌خواد؟ شهره خانم با نگاهی سر به زیر گفت _ همسری که من نزدیک به بیست و چند ساله ندیدمش،دیدن دوباره همدیگه برام غیرقابل باوره کمی مکث کرد و دوباره گفت _ به خصوص تو این شرایط.. نگاه مهربونی بهش انداختم و گفتم _ چه شرایطی شهره خانم؟ شما هرچه زودتر حمید آقا رو ببینین می‌تونید زودتر شکایتتون رو پیگیری کنید شهره خانم در حالی که اشک از گونه‌هاش روانه می‌شد گفت _ زمانی که من و حمید از هم جدا شدیم خاطره خوبی تو ذهن همدیگه نداریم.. با بغض بیشتری ادامه داد _ ما زندگی خوبی داشتیم.. همه چیز برای داشتن یه زندگی ایده آل برامون فراهم بود، دست روزگار یه دفعه باهامون لج کرد حامد_ شما خودتون با روزگار لج کردین شهره خانم هم شما هم عمو! شما به خاطر دختر بودن بچتون اون رو به بهزیستی فرستادین و درواقع خودتون با دنیاتون لج کردین ادامه دارد.‌ 🌾 🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾
کلام طلایی 🌱
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁 💛💐{طنین عشق}💐💛
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁 💛💐{طنین عشق}💐💛 محجوبه سادات موسوی...✍ پارت221 شهره خانم_ حق با توئه.. ما داریم تاوان پس می‌دیم.. تاوان رها کردن یه دختر بچه فلج به حال خودش من و حامد با تعجب به هم نگاه کردیم..فلج؟ حامد_ مگه بچه‌تون فلج بوده؟ شهره خانوم_ آره بچه‌مون وقتی به دنیا اومد فلج بود و ماهم چون دختر بود انگیزه‌ای برای نگه‌داشتن و درمانش نداشتیم با شماتت نگاهش کردیم که گفت _ من نظرم عوض شد.. می‌خوام حمید و ببینم،فقط‌.. شما رو چی صدا کنم؟ حامد گفت_اسم من حامده..حامدنیکزاد.. شهره خانم وسط اون همه گریه و بغض با لبخند گفت _ همون لحظه اول که دیدمت متوجه شباهت چشمات به پدربزرگت شدم.. حمید خیلی خوش شانس بوده که توی این موقعیت از زندگیش تو مثل یه فرشته نجات از راه رسیدی شهره خانم و حامد کمی دیگر صحبت کردن و قرار شد فردا شهره خانوم به خونه حامد بره نگاهی به من و رادمهر که تا الان سکوت کرده بود کرد و گفت _ میشه خواهش کنم شما هم تشریف بیارید؟ رادمهر زودتر از پیشدستی کرد و گفت _اگر شما لازم میدونید حتما شهره خانم جایی رو نداشت که امشب اونجا بره..اصلا تاحالا کجا بوده؟ ادامه دارد.. 🌾 🍁🌾 🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾
♥️🍃 رنج و لذت با هم و در کنار هم هستن که معنا و تعریف میشن اما مهم اینه که ما انتخاب هایی داشته باشیم که لذت اونها به اندازه ای باشه که حاضر باشیم تا رنج حاصل از اون انتخاب رو تحمل کنیم حالا این میخواد در مورد شریک عاطفی باشه یا شغل و کار و… در هر حال باید طوری پیش بریم که بتونیم ادامه هم بدیم! ╭☆
وقتی از مدرسه برمیگشتی خونه با دیدن این صحنه چقدر انرژی میگرفتی...... .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
اون زمان ها برای یک تلفن و احوالپرسی باید کلی تو صف میرفتی... صف تلفن همگانی دههٔ ٧٠ .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سر قبر عزیزان درگذشته اینجوری فاتحه بخونید به روش شیخ بهایی! که روح عزیز در گذشته روحش متوجه حضور شما میشه! .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....