🔹 درس بزرگ
زبان قاصر ما مانده در بیان علی
چقدر فاصله داریم با جهان علی!
علی که بود؟ نفهمیده هیچ کس هرگز
نه در زمان معاصر، نه در زمان علی!
نکرد سجده به درگاهِ جز خدا همه عمر
رواست سجدهی عالم بر آستان علی
کدام رأیِ به ناحق! کدام حرف خلاف!
کدام تیر خطا رفته از کمان علی؟!
به جستجوی کدام آیهای؟ کدام دلیل
که آیه آیه خدا هست در بیان علی
دو پیکرند به یک جان، تفاوتی نکند
قسم به جان پیمبر، قسم به جان علی
غدیر درس بزرگیست، درس این که مباد
که سربلند نباشی در امتحان علی
#میترا_سادات_دهقانی
#عید_غدیر
@kalemaat
۱۶ تیر ۱۴۰۲
هدایت شده از رستا
💠اینگاه
نشستهای تاریخ شفاهی و امروز
نشست اول؛
قصههای مردمی، درمانگری فرهنگی
نقش تاریخ شفاهی در اثربخشی فعالیتهای فرهنگی
🗣️ با حضور: دکتر محمدرضا کائینی
همراه با رونمایی از کتاب فاخر "خانهتاب"
🗓️ زمان: چهارشنبه ۲۱ تیر، ساعت ۱۷
🏛️ مکان: خیابان استانداری، گذر سعدی، عمارت تاریخی سعدی
☘رستا، روایتسرای تاریخ شفاهی اصفهان
☘حوزه هنری قلب تپنده فرهنگ و هنر نصف جهان
💢@rasta_isf_1401
💢 ble.ir/artesfahan
۲۱ تیر ۱۴۰۲
💢 ۲۳مین جلسهی انجمن ادبی کلمات
(ویژه بانوان)
🔰 با حضور آقایان مدعو
💡 شعرخوانی و نقد شعر
📝 همراه با ارائهی مباحثی پیرامون شعر کهن و معاصر
🔆 پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۲
⏰ از ساعت ۵ونیم تا ۷ونیم عصر
🏛 چهارباغ خواجو، کتابخانه ابنمسکویه
@kalemaat
۲۱ تیر ۱۴۰۲
🔹 مباهله
با خود آورد به هنگامه عزیزانش را
بر سر دست گرفتهست نبی جانش را
عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند
به صفآرایی آن پنج نفر خیره شدند
پنج تن، پنج تن از نور خدا آکنده
آفتابان ازل تا به ابد تابنده
دفترم غرق نفسهای مسیحایی شد
گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد
با طمانیۀ خود راه میآمد آرام
دست در دست یدالله میآمد آرام
دست در دست یدالله چه در سر دارد
حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد
ایها الناس من از پارۀ تن میگویم
دارم از خویشتن خویش سخن میگویم
آنکه هر دم نفسم با نفسش مأنوس است
آنکه با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است
من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم
او علی هست و محمد من و او خویشتنیم
نه فقط جسم، علی روح محمد باشد
یکتنه لشکر انبوهِ محمد باشد...
#سیدحمیدرضا_برقعی
@kalemaat
۲۲ تیر ۱۴۰۲
۲۳ تیر ۱۴۰۲
Homaye_Rahmat(www.irtanin.com).mp3
916.6K
🌿 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را...
#استاد_شهریار
#کتاب_صوتی_شعر
@kalemaat
۲۳ تیر ۱۴۰۲
💢 ۲۴مین جلسهی انجمن ادبی کلمات
(ویژه بانوان)
📝 ارائهی مباحثی پیرامون شعر عاشورایی
💡 شعرخوانی و نقد شعر
🔆 سهشنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۲
⏰ از ساعت ۵ونیم تا ۷ونیم عصر
🏛 طبقهی دوم حسینیهی هنر اصفهان
@kalemaat
۲۶ تیر ۱۴۰۲
🔹 آب حیات
کاش تا لحظۀ مردن به دلم غم باشد
محفل اشک برای تو فراهم باشد
روضهات آب حیات است برایم، ای کاش
در دلم تا نفسی هست محرم باشد
آبرویی بده آنقدر که تا آخر عمر
تا سری هست فقط پیش شما خم باشد
مرگ صدبار مبارکتر از آن روزی که
در دلم ذرهای از مهر شما کم باشد
خاکِ نفرین شده آن است که در ماتم تو
خالی از نام تو و روضه و پرچم باشد
#زهرا_نظری
@kalemaat
۲۷ تیر ۱۴۰۲
#معرفی_ده_کتاب_نثر_عاشورایی
۱. حسینِ علی (درود خداوند بر او)
کتاب «حسینِ علی» تنها کتاب غیرشعری استاد محمدحسین مهدویسعیدی (م.موید) است که اول بار توسط شرکت چاپ و نشر بینالمللی در سال 1386 منتشر شد.
محمدحسین مهدوی سعیدی که با تخلص شعریِ م. مؤیّد شناخته میشود، متولد 1322 در نجفِ اشرف است و از شاعران مدرن و موج نو به حساب میآید. شعرهای او از دهه 40 در مجلات ادبی به چاپ رسیده، اما نخستین مجموعه شعرش با نام «مگر با لبخنده ماه» در سال 1373 روانه بازار کتاب شده است. «گلی اما آفتابگردان» دومین دفتر از شعرهای منتشرشده اوست که جایزه شعر امروز ایران (کارنامه) را به دست آورده است. «تو کجاست؟»، «سیمابهای سیمین» ، «پروانه بیخویشیِ من»، «نرگسِ هنوز»، «بیخوانشِ پرندگان»، «سهبار میگویم گل سرخ»، «دستاسِ هنوز میچرخد»(مجموعه شعر فاطمی)، «به سپیدیِ تاجمحل» ، «پندار آبی» (طرحوارهها) ،«زیر درختِ آفتاب» و «درخشش شبانه سیب سایه» از دیگر دفتر شعرهای م. مؤید به شمار میروند.
موید در کتاب «حسین علی» در فصلهایی متعدد و کوتاه به روایت واقعه عاشورا میپردازد کتاب از حرکت امام از مدینه آغاز می شود و با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین به پایان می رسد. کتاب «حسینِ علی» در مقایسه با کتابهای دیگر در این زمینه دارای ویژگیهای منحصر به فرد زیادی است. مهمترین ویژگی کتاب مستند بودن روایات آن است. کتاب در عین حال که از لحاظ ادبی اثری ارزشمند و قوی است ولی از لحاظ روایات تاریخی نیز متکی بر منابع متعدد و موثقی است و در پایان هر فصل از این منابع نام برده شده است. دیگر ویژگیهای کتاب « حسینِ علی» نثر منحصر به فرد موید است. موید که خود دارای تحصیلات حوزوی است و بر زبان عربی تسلطی کامل دارد در این کتاب کمتر از لغات عربی استفاده کرده است و سعی نموده در این مقتلگونهی فارسی، جایگزینهای مناسب و هنرمندانهای برای لغات و عبارات عربی بیاورد و ترجمهای بدیع از احادیث و روایات ارائه کند و آخرین نکته این که در بعضی از فصلهای کتاب شعرهایی در قالب های کلاسیک نو از موید در رثای سالار شهیدان و یارانشان آورده شده است که خواندنشان خالی از لطف نیست.
کتاب «حسینِ علی» (درود خداوند بر او) در ششصد و ده صفحه در اختیار علاقمندان ادبیات عاشورایی قرار دارد.
بخش ابتدایی فصل شصت وهفت با عنوان «کربلا، چرایی گزینش» :
«کربلا، همان جای که حسینِ علی در آن کشته شد -خداوند پذیره اش گردد- در سوی خشکیِ سرزمینِ کوفه است
حُر آن گروه را واداشت در همان جا فرود آیند، بی آب و آبادی. و این بیست و سومین جایِ فرودِ او بود.
و آن روز، روز پنج شنبه بود؛ روزِ دوم محرّم سالِ شصت و یک.
و حُر با سپاهیانش کنار او فرود آمد.
سیّد* فرماید: و چنین شد که هرگاه رفتن میآغازید، بازش میداشتند گاهی، و هم پایش میشدند گاهی دیگر؛ تا به کربلا رسید. و این دوّمِ محرم بود. و چون بدان جا رسید، فرمود: «نام این سرزمین چیست؟»
گفتند: «کربلا»
فرمود: «فرود آیید؛ به خدا سوگند! اینجاست جای فرودمان و جایِ فروریختنِ خونمان. به خدا سوگند! اینجاست نگارههای گورهایمان. به خدا سوگند! اینجاست شکنجگاهِ به بند گرفتار آمدنِ بانوانِمان. نیایم -درود خداوند بر او- چنین مرا فرمود.
پس فرود آمدند و توش و بُنه در سویی از فرات نهادند و خرگاهِ حسین برای خاندان و پسران و دخترانش برپا شد. همچنین خرگاهِ برادران و عموزادگان برپاشد کنارِ خرگاهِ او؛ و خرگاهِ یاران و همراهان نیز.
و حُر فرود آمدِ حسین را در کربلا، برای عبیدالله نوشت.
——————————————————-
* سید بن طاووس، مؤلف مقتل لهوف »
@kalemaat
۲۸ تیر ۱۴۰۲
#معرفی_ده_کتاب_نثر_عاشورایی
۲. پدر،عشق، پسر
کتاب « پدر،عشق، پسر» داستان کوتاهی است به قلم سید مهدی شجاعی نویسنده معاصر که سی و پنجمین چاپ آن توسط انتشارات کتاب نیستان روانه بازار نشر شده است.
کتاب « پدر عشق پسر» دربردارنده فرازهایی از زندگی حضرت علی اکبر علیهالسلام است. نکته جالب در رابطه با این کتاب راوی آن است، «پدر، عشق، پسر» از دید عقاب، اسب حضرت علیاکبر(ع) روایت می شود و مخاطب راوی در داستان، لیلیبنتابیمرّه مادر گرامی حضرت علیاکبر(ع) است. فصول کتاب با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده مجلس است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنهای از زندگی حضرت علیاکبر(ع) را روایت میکند و مجالس پایانی، به شهادت حضرتش در کربلا اختصاص دارد. گفتنی است که هر برش از زندگی حضرت که در مجالس دهگانه نمایانده میشود، در انتهای هر مجلس به گونهای به واقعهی کربلا مربوط و منتسب میشود و بدین ترتیب، تمام مجالس رنگ عاشورایی خود را حفظ میکند.
سید مهدی شجاعی در زمینه نثر و داستان آئینی و به خصوص عاشورایی از پیشتازان این عرصه محسوب می شود و کتابهای زیادی در این زمینه منتشر کرده است که از این میان میتوان به کتابهای : «کشتی پهلو گرفته» (فرازهایی از زندگی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها)، «آفتاب در حجاب» (فرازهایی از زندگی حضرت زینب علیهاسلام)، «سقای آب و ادب» (زندگی حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام) اشاره کرد.
«پدر، عشق، پسر» در هشتاد و هشت صفحه منتشر شده است.
بخشی از کتاب :
«و... اما حسین (ع)، نزدیکترین، محبوبترین و دوست داشتنیترین هدیه را برای معاشقه با خدا برگزیده بود. شاید اندیشیده بود که خوبترهایش را اول فدای معشوق کند و شاید این کلام علیاکبر(ع) دلش را آتش زده بود که: «یا ابة لا ابقانی الله بعدک طرفه عین.» «پدر جان! خدا پس از تو مرا به قدر چشم به هم زدنی زنده نگذارد. پدر جان! دنیای من، آنی پس از تو دوام نیاورد. چشمهای من، جهان را پس از تو نبیند»
چه خوب شد که نبودی لیلا!
کدام جان میتوانست در مقابل این مناسبات عاشقانه دوام بیاورد؟ تو میخواستی کربلا باشی که چه کنی؟ که برای علیاکبر مادری کنی؟ که زبان بگیری؟ گریبان چاک دهی؟ که سینه بکوبی؟ که صورت بخراشی؟ که وقت رفتن از مهر مادری سرشارش کنی؟ که قدمهایش را به اشک چشم بشویی؟
یادت هست لیلا! یکی از این شبها را که گفتم: «به گمانم امام، دل از علیاکبر نکنده بود.» به دیگران میگفت دل بکنید و رهایش کنید اما هنوز خودش دل نکنده بود! اگر علیاکبر این همه وقت تا مرز شهادت رفت و بازگشت، اگر از علی اکبر به قاعدهی دو انسان خون رفت و همچنان ایستاده ماند، همه از سر همین پیوندی بود که هنوز از دو سمت نگسسته بود. پدر نه، امام زمان دل به کسی بسته باشد و او بتواند از حیطه زمین بگریزد؟! نمیشود. و این بود که نمیشد. و... حالا این دو میخواستند از هم دل بکنند.
امام برای التیام خاطر علیاکبر، جملهای گفت. جملهای که علی اکبر را به این دل کندن ترغیب کند یا لااقل به او در این دل کندن تحمل ببخشد: «به زودی من نیز به شما میپیوندم.» آبی بر آتش! انگار هر دو قدری آرام گرفتند.»
@kalemaat
۲۹ تیر ۱۴۰۲
۳۰ تیر ۱۴۰۲