eitaa logo
مهوا
174 دنبال‌کننده
765 عکس
55 ویدیو
4 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
مهوا
«فریاد الله اکبر» 💣 من در زندگی خود معرکه‌های سخت و خطرناک زیاد دیده‌ام؛ فراوان بـه حلقهٔ محاصرهٔ دشمن درآمده‌ام. به رگبار گلوله‌ها و خمپاره‌ها و توپ‌ها و بمب‌ها عادت دارم و به کرات با دشمنانی سخت و خون‌خوار روبه‌رو شده‌ام. ولی داستان شورانگیز اسطوره‌ای فراموش‌نشدنی است. آنچه در این جا مـورد توجه است سرگذشت شخصی من در این نبرد است که ده‌ها نفر از دور ناظر آن صحنهٔ عجیب و معجزه‌آسا بوده‌اند. 💡 این را نمی‌گویم چون خود قهرمان داستانم -زیرا از این احساس نفرت دارم- بلکه از این نظر می‌گویم که افتخار ملت ما و نمونۀ برجسته‌ای از پیروزی ایمان مردم ما و نوع مبارزات عظیم آنان است و حیف است که به رشتهٔ تحریر درنیاید و از یادها برود. 🏹 گلوله بـر زمین کمانه کرد و بلند شد و به گوشهٔ جلویی زنجیر تانک اصابت کرد و یک‌باره سرنشینان آن، و یکی دو تانک پهلویی پیاده شدند و پـا بـه فـرار گذاشتند. اما تانک‌های دیگر ایستادند. گویا فرماندهٔ آن‌ها دستوری صادر می‌کرد مشاهده کردیم که تانکی از میان آن‌ها خارج شد و به سرعت به سوی مشرق حرکت کرد. من فوراً فهمیدم که می‌خواهد ما را دور زده و محاصره کند و رابطهٔ ما را با دوستانمان در ابوحمیظه، قطع و همه را درو نمایـد. بـه یکی از جوانان گفتم که خود را به آن تانک برساند و به هر قیمتی شده است آن را بزند. جوان ما پیش دوید و بر زمین دراز کشید و از فاصلهٔ ۳۰۰ متری شلیک کرد؛ ولی متأسفانه موشک به آن تانک اصابت نکرد. تانک بـر روی جادهٔ آسفالتهٔ سوسنگرد بالا آمد و به سوی ما نشانه‌گیری کرد. جوان دیگری بر روی جادهٔ سوسنگرد دراز کشید و به سوی تانک شلیک کرد. متأسفانه آن هم به خطا رفت عجیب و غیرمنتظره و وحشتناک آن که دیگـر گلوله آر.پی.جی نداشتیم، دشمن نیز فهمید که سلاح ضدتانک ما تمام شده و به طور کلی فلج هستیم. ✊ لحظات مخوف و دردناکی بود ولی یک‌باره متوجه شدم که جوانان مــا مشت‌ها را گره کرده و با فریاد «الله اکبر» به سوی تانک روی جاده حمله کرده‌اند. مات و مبهوت شدم که چگونه می‌توان با شعار الله اکبر بر تانک غلبه کرد. بر خود می‌لرزیدم که هم اکنون دشمن همۀ دوستانم را با یک رگبار درو می‌کند؛ اما در میان بهت و حیرت، یک‌باره دیدم که تانک چرخید و به سمت جنوب گریخت و جوانان ما جوشان و خروشان با فریاد «الله اکبر»ی که لحظه‌به‌لحظه رساتر می‌شد آن را تعقیب می‌کنند.‌ من نیز به دنبال جوانان به راه افتادم و به آن‌ها دستور دادم که به راه خود به سمت شرق ادامه دهند تا از محاصرهٔ دشمن نجات یابند. ✍ به قلم فرماندهٔ شهید ، کتاب . 📚 •|گروه کتاب مهوا، برش کتاب|• @kanoon_mahva
مهوا
🕌 سفر «آبِ ماهیان۴» 🌊 «ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان ماهی جانم بمیرد گر بگردی یک زمان ماهیان ر
با سلام؛ ⚠️ توجه فرمایید، با توجه به کنسلی ۳ نفر از عزیزان از سفر، ۳ جای خالی برای ثبت‌نام باز شده است. ❗️ در صورت تمایل برای شرکت در برنامهٔ آب ماهیان۴، فقط تا یک ساعت آینده فرصت باقی است تا برای نهایی کردن حضور خود، به شناسهٔ @Moony_1998 پیام بدهید. امیدواریم که توفیق بشه و در خدمت عزیزان باشیم. 🌿
🌅 «انسان در مثل موجودی است نیم‌مرده و چرکین بدن را می‌اندازد و سبک و آزاد می‌شود، لباس‌های خود را از بدن آورده و لباس‌های پاک و سفید و غیر دوخت احرام را در برمی‌گیرد. اینجا میقات سرحد حریم خداست و هرچه در خود بنگری می‌بینی که خسی هستی به میقات آمده و نه کسی که به و اینجا وقت ابدیت است، یعنی اقیانوس زمان، و میقات در هر لحظه‌ای و هر جا و تنها با خویشتنی... . 🪞 چراکه میعاد جای دیدار با دیگری است. اما میقات زمان همان دیدار است و تنها با خویشتن.» 🕌 اولین مقصد: «خسی در میقات» @kanoon_mahva
«ما قاصریم وصف تو را وقتی، امثال مرعشی و بروجردی یک عمر، روزه‌های معطر را، با بوسه بر ضریح تو واکردند» ✍️ حمیدرضا 🎙 از استاد می‌پرسند: چرا شما از این‌قدر به نیکی و بزرگی یاد می‌کنید؟ می‌گوید:« من فیلسوف و عارف زیاد دیده‌ام، ولی احترام من به ایشان به این دلیل است که او شیفته و دلباختهٔ پیامبر (ص) است. ایشان مقید بود روزهٔ ماه رمضانش را با بوسه بر ضریح حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها افطار کند!» 📖 بخشی از کتاب ادب حضور 🔍👤 ما در این مقصد، سعی کردیم میان همهٔ زیارت‌هایی که تا به حال داشته‌ایم مکثی کنیم و با روایت سبک زیارت علما، شیرینی متفاوتی را از محضر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها تجربه کنیم. 🕌 اولین مقصد: «خسی در میقات» @kanoon_mahva
🔖 «در زمان غیبت کبری به کسی «منتظر» گفته می‌شود و کسی می‌تواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.» 🎙 برخی از صحبت‌های شهید | ‌خانه‌موزهٔ شهید مهدی و مجید زین‌الدین 🏡 مقصد دوم: «لحظه دیدار نزدیک است!» 🕯 در این مقصد از شهید مهدی و مجید زین‌الدین بیشتر شنیدیم و سفری در جهان خاطراتشان کردیم. خانه‌موزهٔ شهید زین‌الدین شبیه موزه‌های دیگر نیست؛ خانه‌ای است که هنر را برای روایت این دو برادر به خدمت گرفته است. از اتاق آینه‌ای که آدمی را در انعکاس نگاه بی‌نهایت از شهیدان قرار می‌دهد یا دیواری از آثار مکتوبی که مهدی جوان تورق کرده بود و او را همچون پرندگان به اوج رسانده بود گرفته، تا پنجره‌ای که روایتگر انتظاری بی‌پایان است... . @kanoon_mahva
❓ اخیراً آمریکا و دیگر وابستگانش با اعزام هیئت‌های عالی‌رتبهٔ نظامی به منطقهٔ خاورمیانه در پی ماجراجوئی‌های دیگر هستند و باتوجه به ارادهٔ رزمندگان اسلام آیا این ماجراجوئی‌ها اثری در رزمندگان دارد یا خیر؟ 🔍 ما افتخار می کنیم که روزی مستقیماً دست به گریبان آمریکا بشویم و امیدوار هستیم یک همچنین اتفاقی بیفتد که این آرزوی همهٔ ماست و از بچگی، خودمان و رزمندگان دوست داشتیم مستقیما با اسرائیل و آمریکا درگیر شویم، در نتیجه بزرگترین افتخار است که با شیطان بزرگ در دنیا بجنگیم و امیدواریم بتوانیم اگر دشمن چنین ماجراجوئی کرد با او درگیر جنگ شویم. 📌 همان‌طور که گفتم ما در دنیا از شهادت باکی نداریم و مانند امام حسین (علیه‌السلام)، رزمندگان ما قادر خواهند بود در هر کجای دنیا با جدیت دشمنان بجنگند. این ماجراجوئی‌هایی که دشمن می‌خواهد بکند، فکر می‌کنم چیزی جز ضرر برای خودشان نیست. لبنان و جاهای دیگر ثابت شده که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، در نتیجه در ایرانی که همه طالب شهادت هستند، فکر نمی‌کنم این ماجراجویی‌ها موثر باشد. 🎙 برخی از سخنرانی شهید @kanoon_mahva
🚲 از زیبایی‌های این موزه، دوچرخهٔ پدر شهیدان است که با آن به خانواده‌های شهدا سر می‌زدند. 🤲 متاسفانه توفیق نشد این بار مهمان خانوادهٔ شهید باشیم. برای سلامتی‌شان دعا کنید. 🌱 @kanoon_mahva
🎥 مستند «مسیر کمال»، داستان جذاب زندگی شهید ایمانوئل (کمال) است که از پاریسِ فرانسه، مسلمان شد و به آمد و به دفاع مقدس رفت و شهید شد! 🔗 این مستند را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. 🪦 مقصد سوم: «فانوس دریایی» 🥀 گل‌زار، مقصد بعدی سفر آب ماهیان۴ بود و شنیدن از داستان‌های آدم‌هایی که از فرسنگ‌ها فرسنگ آن‌طرف‌تر با هزار سختی آمده بودند تا چیزی را تجربه کنند که ما به راحتی در اختیار داریم؛ حرف‌های عجیبی برای ما داشت. گلزار شهدای شهر زیبای قم پر است از این قصه‌های شنیدنی. @kanoon_mahva
🕯 در آخرین لحظه‌های توقفمان در گلزار شهدای قم، خانوادهٔ شهید را پیدا کردیم. شهیدی از جنگ ایران و اسرائیل که به روایت مادرشان، حتی بعد از جراحت و ماندن زیر آوار هم طاقت ماندن در خانه را نداشت و بعد از مرخص شدن از بیمارستان دوباره راهی شد. 🕊 مادر از عشق عجیب شهید به شهادت گفتند و از اینکه چطور وقتی کسی قلبش را برایش آماده کند، آرزویش را برآورده خواهد دید! 🔗 برای آشنایی بیشتر با این شهید عزیز می‌توانید اینجا را مطالعه کنید. @kanoon_mahva